هُورامی ها و ریشه های مردمانش / هادی محمودی

هُورامی ها و ریشه های مردمانش / هادی محمودی

هُورامی ها و ریشه های مردمانش / هادی محمودی

هُورامان سرزمینی با گذشته ای روشن و پرافتخار اما آینده در هاله ای از ابهام :

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس، بسیاری از مردم گُوران که در ایران عمدتا در استان کرمانشاه و نیز در کُردستان عراق و ترکیه زندگی می کنند اعتقاد دارند که گُوران ها مردمی جدا از کُردها هستند که البته این اعتقاد آنها قدمتی بیشتر ازیکصدوپنجاه سال ندارد و ریشه در برخی کتابها و پژوهش های محققین عمدتا غربی و اساسا روس و انگلیسی دردو سده اخیر دارد.

در این بین؛ در میان هُورام ها نیز اتفاق غریبی رخ داد و آن این بود که حدود یکصد سال پیش عده ای از فرهیختگان و نویسندگان هُورامی معتقد شدند که هُورامی ها شاخه ای از گُوران ها هستند و آنها نیز جدایِ از کُردها هستند و ربطی به کُردها ندارند !!!

متاسفانه اگر در گذر زمان به تفکر ایجاد شده بنگریم؛ خواهیم دید در پنجاه سال اخیر، فعالیت ها و نوشته های این نویسندگان هُورامی موءثر بوده است و با مراجعه به کتب مختلفی که در پنجاه سال اخیر در خصوص زبان هُورامی و تاریخ هُورامان نگاشته شده است به وضوح مشاهده می گردد که این نویسندگان ادعا دارند که هُورامی ها کُرد نیستند و جدایِ از کُردها هستند و روز به روز این طرز تفکر در میان هُورامی ها ملموس تر می گردد و امروزه بسیاری از فرهیختگان و تحصیل کردگان هُورامی که در زمینه هُورامان دست به قلم هستند چنین اعتقادی دارند و امروزه به وفور در مجلات و سایت های خبری محلی خطه هُورامان این پدیده تبلیغ می گردد !!!

البته تمامی این نویسندگان و محققین کوچکترین توجهی به این موضوع نداشتند که هُورام ها صدها سال کُرد شناخته می شدند و در تمامی منابع تاریخی و متون کهن از آنها به عنوان کُرد نام برده می شود و از بزرگان هُورامی در منابع تاریخی با نام کُرد یاد می شود و هیچ منبع متقدمی وجود ندارد که ادعا کرده باشد که هُورام ها کُرد نیستند؛ اما این نویسندگان معاصر چنین ادعایی دارند !!!

با مراجعه به کتابها و مقالات این اشخاص و پی جویی بیشتر در خواهیم یافت سرنخ اکثریت نوشته های یکصد سال اخیر، در خصوص این قضیه که مردمان ساکن در کُردستان و غرب کشور را به دو دسته تقسیم کرده اند و عشایر و کوچ نشینان را کُرد و یکجا نشینان آنها را گُوران نامیده اند! ؛ به کتاب تاریخ کُرد و کُردستان نوشته مردوخ کُردستانی؛ برمی گردد که این شخص پرنفوذ و شناخته شده برای اولین بار در این کتاب معروفش این تقسیم بندی را انجام داد.(تاریخ کُرد و کُردستان مردوخ؛ جلد اول؛ کتابخانه ملی تحت شماره ۱۵۹۳؛ سال ۱۳۵۳؛ صحفه ۱۰۸)

پس از آیت الله مردوخ؛ اکثریت نویسندگان تاریخ کُرد و کُردستان در کتابهایشان این تقسیم بندی را انجام دادند تا آنجا که افکار متأثر از این نوشته ها سبب گردیده که امروزه خیلی از گُوران ها خود را کُرد ندانند؛ البته قبل از آیت الله مردوخ چند نفر از محققین روس و انگلیسی این تقسیم بندی را انجام داده بودند و ظاهرا آیت الله مردوخ در این کتاب معروفش دنباله رو افکار آنها بوده است(لازم به ذکر است که با مراجعه به بیوگرافی این محققین روس و انگلیسی، متوجه می شویم که این اشخاص در دول متبوعه بیشتر سمت سیاسی داشته اند تا شخصیت و چهره ای علمی! ؛ و اساسا این اشخاص در کشورهای خودشان چهره های علمی مطرحی نبوده اند !!!)

اما آیا این اعتقاد اساس علمی دارد یا خیر؟

ابتدا علمی ترین نظریات که مبتنی بر مدارک و مستندات تاریخی و نیز نظرات مشهورترین چهره های علمی شناخته شده جهان، درباره ریشه ها و خواستگاه های کُردها؛ گُوران ها و هُورامی ها، را ارائه میدهم و در نهایت نظر خود را که نتیجه گیری در این خصوص است را بیان می کنم .

۱-         کُردها :

ریشه لغوی واژه کُرد:

کُرد به چه معناست ؛ ” عشایر؛ دامدار و کوچرو” یا “دلیر و شجاع” ؟

با مراجعه به کتابهای مورد اشاره مشاهده خواهیم کرد که واژه کُرد را بعضا به معنای چادرنشین و کوچرو معنی کرده اند که دقیقا مشخص این معنا از کجا برای واژه کُرد آمده است چون هیچ سندیتی ندارد و ضمنا تا حدود ۳۰۰ سال پیش اکثریت مردم ایران زندگی عشایری داشته اند(البته غیراز شهرهای بزرگ) که درمقام مقایسه با مردمان کوچرو سایر مناطق ایران؛ عشایر و کوچ نشینان خطه کُردستان خیلی کمتر از کوچ نشینان سایر نواحی ایران بودند .

همانطور که گفته شد این معنا برای واژه کُرد، معنایی است که در کتابهای متاخر و معاصر برای آن آورده شده است در حالی که قاعده صحیح این است که باید ببینیم در کتب متقدم و قدیمی، کُرد به چه معنایی بوده است .

معنای واژه کُرد طبق قدیمی ترین اسناد و کتب تاریخی بدین شرح است :

در اوستا سه واژه کورته؛ کرتی و کرتو وجود دارد که مفهوم آن به معنای شمشیر و نیزه است و در اصل به معنای سرزمینی است که در دامن خود شمشیرها را پرورده است و در اوستا بارها از آن یاد شده است.

در نتیجه کُرد در اوستا به معنی”شمشیرزن دلاور” است.

گزنفون (فیلسوف و مورخ یونانی قرن چهارم قبل از میلاد)؛ حدود ۲۴۰۰ پیش، تمام منطقه غرب رو کُردوک نامیده یعنی“مرد جنگی دلیر”

بدلیسی مورخ قرن دهم در شرفنامه(تاریخ مفصل کُردستان) که حدود ۵۰۰ سال پیش نگاشته شده است در مورد لفظ کُرد می‌گوید:

لفظ کُرد تعبیر از شجاعت است چرا که اکثر شجاعان روزگار و پهلوانان نامدار از این طایفه برخاسته‌اند؛ مانند رستم زال که در ایام حکومت پادشاهی کی‌قباد می‌زیسته و از طایفه‌ی اکراد بوده و چون تولد او در سیستان بوده‌، به رستم زابلی اشتهار یافته است”

و ادامه می دهد “کسانی چون آرش کمان‌گیر (در زبان کُردی آرش به معنی آتش سیاه می‌باشد؛ آرش مخفف کلمه‌ی “آرِ رش” است؛ آر به معنی آتش و رَش نیز به معنی سیاه)؛ فریدون(فریدون در زبان کُردی به‌ معنای عالم؛ دانشمند و کسی‌ که بیشتر می‌داند است؛ فری(فرَه) به معنی خیلی‌زیاد و دون به معنی دانستن و فهمیدن)؛ بهرام چوبین؛ میلاد پدر پهلوان گرگین و فرهاد کوه‌کن همگی کُرد بوده‌اند”

و سپس نتیجه گیری میکند : “واژه کُرد به معنی مرد جنگی دلیر؛ مرد شمشیرزن و مرد دلاوراست”

ریشه نژادی کُردها و مختصری از گذشته باستانی کُردها:

تحقیقات نشان داده که قدیمی ترین ساکنین این منطقه، مردمی به نام کورته؛ کردوک و کرتو در حدود ۸۰۰۰ سال قبل از میلاد بودند که ریشه هایشان به دامنه های کوه جودی در آرارت می رسد و بعدها اقوامی از آریاییها که به آنها ماد گفته می شد از جنوب سیبری حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد کوچ کرده که عمدتا ساکن غرب ایران شدند و این اقوام با اقوام قبلی که کُرد نام داشتند و در این سرزمین ساکن بوده در هم آمیختند که دیگر این اقوام جدید با اقوام قبلی تمیز داده نمی شدند و همگی کُرد نام گرفتند و به مرور زمان موفق به تاسیس اولین حکومت آریایی در غرب ایران با نام حکومت مادها گردیدند و نخستین شهرهای ایران را که کُردنشین بودند را به وجود آوردند؛ مثلا همدان را “دیاکوی کُرد” نخستین شاه ماد بنیان نهاده‌ و یا شهر باستانی ملایر(ملایر از دو واژه کُردی “مال” و “آگر” تشکیل شده‌ به معنای خانه آتش) .

دیاکونف که شخصیتی علمی و بین‌المللی و مشهورترین پژوهشگر در زمینه مطالعات شرق باستان؛ عضو آکادمی بریتانیایی، عضو افتخاری انجمن سلطنتی آسیایی و انجمن شرق‌شناسی آمریکا و فرهنگستان هنر و علوم آمریکا و عضو کمیته مشورتی دانشنامه ایرانیکا و عضو مجموعه کتیبه‌های ایرانی است، در خصوص کُردها چنین نظری دارد:

“اجداد کُردها و بخصوص مادها توانستند با استفاده از شگرد خود گندم وحشی را که بسیار ریز و باریک بود به گندم امروزی تغییر دهند و با تغییر ژنتیکی در این گیاه پر مصرف که امروزه جزء اصلی ترین غذای مردم جهان است، توانسته اند به انسانهای روی کره ی زمین خدمت بزرگی انجام دهند.”

دیاکونف ادامه میدهد که همچنین برای اولین بار کُردها حق همسایگان و استقلال آنان رابه رسمیت شناخته اند و همچنین کُردها اولین ملت قانون گذار جهان هستند و این را در سنگ نوشته های دوران باستان به وضوح می توان دید.

دیاکونوف همچنین درکتاب تاریخ ماد می گوید:

“وفق دادن و شیوه نوشتن سنگ نوشته های فارسی کهن به خصوص تقسیم کردن آنها به چند بخش و هر بخش به چند سطر از بابل و عیلام گرفته نشده است بلکه از اورارتو أخذ شده است و این خودنشان میدهد که پارسها خط میخی را از مادها یاد گرفته اند و نشان می دهد که زبان کُردی تاثیر زیادی بر فارسی باستان کرده است و شاید پارسها الفبا را نیز ازمادها یادگرفته باشند.”

تاریخ نویسان و موسیقی دانان معروف جهان معتقدند که اولین ابزار موسیقی توسط کُردها اختراع شد و کُردستان مهد تمدن موسیقی جهان به حساب می‌آید.

گزنفون در این ‌باره نوشته است:

“در سال ۴۰۱ قبل از میلاد؛ بعد از حمله یونان به ایران و شکست(کورش صغیر) از برادرش اردشیر دوم؛ هنگامی که لشکر یونان قصد بازگشت از کُردستان به یونان را داشت؛ کُردها در حالی که نغمه‌ها و سرودهای دسته ‌جمعی می خواندند یونانی‌ها را مورد حمله قرار دادند”

در ویژه‌نامه موسیقیایی “فاسکه که” که در فرانسه منتشر می‌شود، آمده است که :

“ایران قدیم و سرزمین “میسوپوتامیا” یعنی جایگاهی که کُردها اکنون در آن سکونت دارند؛ قدیمی‌ترین مهد موسیقی جهان بوده است و به نوشته این نشریه؛ تمام ملودیهای ایرانی(در اینجا منظور ایرانی بودن ملودیها و جایی است که فرهنگ آریایی در آنجا حضور داشته است و نه مرزهای جعرافیایی و سیاسی ایران کنونی در جهان) بی‌همتا و بی‌نظیر است.”

“استرابون” تاریخ‌نگار و جغرافی‌دان یونانی قبل از میلاد؛ درباره‌ی چگونگی تربیت و پرورش بدنی جوانان کُرد می‌نویسد:

“جوانان پارسی(اینجا منظور ایرانی است؛ چون در آن زمان یونانیها ایران را به خاطر مرکزیت شهر پارسه یا تخت‌جمشید؛ پارس می‌نامیدند) را چنان تربیت می‌کنند که در سرما و گرما و بارندگی؛ تاب و توان داشته و ورزیده باشند و میوه‌ی جنگلی مثل بلوط و… بخورند؛ اینها را کردک (kardak) گویند”

در کتاب “تاریخ ریشه نژادی کُرد” نوشته احسان نوری بر اساس سندی قدیمی از دختر خسرو پرویز نسبت به پاره کردن نامه پیامبر(ص) توسط پدرش اعتراض میکند که:

“بابورویتا ره ش بی ؛ بوچی نامه ی پیغه مبه رت پاره کرد”

 که تمامی لغات آن برای کُردها آشنا است و رابطه تنگاتنگ زبان کُردی با پهلوی را نشان میدهد.

کُردها درمنابع اولیه دوره اسلامی:

«قُل لِّلْمُخَلَّفِینَ مِنَ الأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَی قَوْمٍ أُوْلِی بَأْسٍ شَدِیدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ یُسْلِمُونَ…» الفتح / ۱۶

“به بازپس ماندگان عرب های بادیه نشین بگو: از شما دعوت خواهد شد که به سوی قومی جنگجو و پرقدرت بیرون بروید؛ با آنان پیکار می کنید تا اینکه مسلمان می شوند.”

ابن کثیر مورخ و محدث قرن هفتم؛ درباره ی” قَوْمٍ أُوْلِی بَأْسٍ شَدِیدٍ” در تفسیر القرآن العظیم می فرماید: “عن ابن أبی خالد عن أبیه قال: نزل علینا أبو هریره ففسر قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: “تقاتلون قومًا نعالهم الشَّعْر” قال: هم البارزون؛ یعنی الأکراد”

“ابوهریره بر ما وارد شد؛  این آیه را برایش قرائت نمودیم گفت: این قوم؛ قوم کُرد اند”

ابن خلکان قاضی، تاریخ‌نگار، فقیه، ادیب و نویسنده سده هفتم هجری در کتاب “وفیات الاعیان” در قرن دوم هجری در خراسان خبر می دهد که:

“ابومسلم خراسانی” از زمره ی کُردان و از میان کُردان خراسان قیام کرده است”

اسکندر بیگ ترکمان مورخ قرن دهم در کتاب تاریخ عالم آرای عباسی می گوید که :

“ایرانیان قدیم لفظ دیلم را بر “کُردان طبرستان” اطلاق می کُردند(طبرستان مازندران و گیلان کنونی است)، دیلمی ها موئسس دو حکومت مشهور آل زیار و آل بویه هستند(محدوده حکومت آل بویه از بغداد تا خراسان بود)”

اما از همه مهمتر اینکه تا قرن ششم هجری واژه ای به نام لُر وجود نداشت و در اسناد تاریخی تا این زمان به مردم ساکن در لُرستان و چهارمحال بختیاری اکراد گفته می شد و تمامی‌ مورخان‌ و جغرافیای دانان‌ عرب‌ و ایرانی تا سده ششم هجری همه‌ی‌ مردم‌ ساکن‌ در غرب ایران و به طور خاص مناطق‌ لُرنشین‌ را نیز در زمره کُردها محسوب‌ کرده‌اند، یعنی همانگونه که امروزه کُردها را مثلا با عنوان کُردهای سورانی و کُردهای بادینانی و کُردهای جاف و … می شناسند؛ در آن زمان کُردها به نام  کُردهای کرمانج و کُردهای لُر و کُردهای کلهر و … می شناختند .

اساسا از زمان صفویه و گرایش مردم این مناطق به مذهب تشیع رفته رفته؛ برخی ها برای مردم این مناطق هویتی جداگانه قائل شدند و آنها را لُر نامیدند و از این زمان برای این مردمان؛ واژه لُر به به عنوان مردمی با هویت جداگانه از کُردها به کار گرفته شد .

ابن‌خردادبه‌ جغرافی‌دان، تاریخ‌نویس(خراسانی) قرن سوم، در کتاب المسالک‌ و الممالک‌، حدود ۱۲۰۰ سال قبل از “رسوم‌ کُرد در پارس”‌ سخن‌ به‌ میان‌ آورده‌ است.

یاقوت‌ حموی‌ جغرافی‌دان و تاریخ ‌نویس مشهور قرن هفتم می‌گوید:

“لورها از اقوام‌ کوردند که‌ در مناطق‌ بین‌ خوزستان‌ و اصفهان‌ ساکنند و سرزمین‌ آنها را به‌ نام‌ لورستان‌ نامیده‌اند”

تاریخ نگار مشهور ایرانی“شرف‌ الدین‌ بدلیسی”‌ در کتاب‌”شرفنامه‌ یا تاریخ‌ مفصل‌ کُردستان” لوران‌ را در زمره‌ی‌ کُردان‌ محسوب کرده و نوشته است:

“اکراد چهار قسم‌ است‌ و زبان‌ و آداب‌ ایشان‌ مغایر یکدیگر است‌: اول‌ کرمانج‌؛ دویم‌ لور؛ سیم‌ کلهور؛ چهارم‌ گُوران‌”

دکتر فریچ خاورشناس مشهور آلمانی اظهار می دارد :

“لُرها از کُردهای ایرانی‌اند و این‌ در حالتی‌ است‌ که‌ از لحاظ‌ لهجه‌ و لفظ‌ و اخلاقیات‌ و خصوصیات‌ قومی‌ روابط‌ بسیار مستحکمی‌ بین‌ آنها وجود دارد تا جایی‌ که‌ مستشرقین‌ مشهور و بزرگی‌ چون‌”سرجان‌ ملکم‌”؛ “لوریه‌” و “هاسل‌” یکی‌ بودن‌ لُر و کُرد را قبول و در کُرد بودن‌ لُرها شکی‌ ندارند.”

محمد مرتضایی‌ نویسنده‌ی‌ کتاب‌ زبان‌ کوردی‌ و لهجه‌های‌ مختلف‌ آن‌ درباره‌ی‌ کورد بودن‌ لورها می‌نویسد:

“اگر چه اکثر نویسندگان ایرانی‌ لُر را با کرُد جدا و از یک‌ نژاد نمی‌دانند و معتقدند که‌ زبان‌ کرُدی‌ با گویش‌ لُر فرق‌ و ریشه‌ی‌ متفاوتی‌ دارد لیکن‌ این‌ عقیده‌ به‌ سبب نا آشنایی‌ با‌ زبان‌ و لهجه‌های‌ مختلف کرُدی‌ و زبان‌های‌ هند و اروپایی و بالنتیجه‌ زبان‌های‌ ایرانی‌؛ ابداً درست‌ نمی‌باشد. طبق تحقیقات‌ علمی‌ و پرارزش‌ ایران‌شناسان‌ معروفی‌ چون‌ دکتر “فریچ‌”؛ “سرجان‌ ملکم‌”؛ “لوریه‌” و “هاسل‌” و… شواهد بسیار زیاد تاریخی‌ و علمی‌ این‌ اندیشه‌ی‌ سست‌ و بی‌ دلیل‌ را مردود اعلام‌ می‌دارد. کرُد و لُر از لحاظ‌ اصول‌ علم‌ قیافه‌شناسی‌؛ حالات‌ روحی‌؛ عادات‌ و رسوم‌؛ آثار و شواهد تاریخی‌ و باستانی‌ و سرزمین‌ و ادبیات‌ توده‌ای‌ و فونتیک‌ خاص‌ لغوی‌ یکی‌ هستند.”

۲-         گُوران ها

واژه گُوران به چه معناست ؟

ریشه واژه گُوران ؛ لغت گَوْر است و من حیث مجموع این واژه به معنای مردمان گَوْر است .

گبر یا گَوْر واژه‌ایست در فارسی جدید(فارسی دری) به معنی زَرتُشتی میباشد که بعدتر معنای توهین‌آمیز گرفت و به تمامی غیرمسلمانان اطلاق می‌شد؛ پیش‌تر این واژه را تغییریافته واژه عربی”کافر”می‌پنداشتند؛ ولی اکنون نظریه غالب این است که از واژه آرامی gbr (خوانش: گَبْرا یا گَوْرا؛ به معنی مرد) است که در فارسی میانه نیز به صورت هزوارش GBRA (خوانش: mard) به کار می‌رفته است.

نتایج حاصل از تحقیقات علمی در خصوص ریشه یابی گُوران ها و خواستگاه هایشان بدین شرح است:

گُوران در دانشنامه ایرانیکا(Encyclopædia Iranica) به عنوان یکی از ایلات کُرد معرفی شده‌است که منشأ اولیه آنها از منطقه ای غیر کُرد است .

پروفسور مینورسکی(Vladimir Minorsky) گوران ها را گروهی از مردمان حاشیه دریای خزر می‌داند که مدت‌ها قبل از کرانه‌های دریای خزر به کردستان کوچ کرده و ابتدا در حاشیه مناطق کُردنشین زندگی می‌کردند و سپس به مرور وارد کردستان گردیده اند و می‌گوید که آنان از قرن‌ها قبل ساکن حاشیه دریای خزر بوده‌اند.

علاوه بر تحقیقات تاریخی؛ پژوهش های زبان شناسی نیز در خصوص زبان گُوران ها به این نتایج رسیده است :

گویش‌های گُورانی از شاخه زازاگُورانی(زبان‌های ایرانی شمال غربی) هستند و نزدیکی آن‌ها بیشتر با زبان‌های کناره دریای خزر است؛ گُورانی با زبان‌های کُردی مانند سورانی و کلهری که در همسایگی آن قرار دارند متمایز است و کُردی شمرده نمی‌شود؛ البته گُورانی به شدت تحت تأثیر کُردی قرار گرفته است؛ رابطه این زبان با کُردی مسلم است اما تحت تأثیر دیگر زبان‌ها قرار گرفته آنها را از هم جدا کرده‌ است.

که به طور خلاصه نتایج حاصل پژوهش های زبانشانسان بیانگر این نتیجه است که ریشه های زبان گُوران ها با مردمان حاشیه دریای یکی است.

در گذشته در منطقه کرمانشاه؛ طایفه‌های سنجابی؛ قلخانی و حتی از شمال تا نزدیکی کنگاور و دینور و از غرب تا نزدیکی خانقین و جنوب تا ایلام و شرق رودخانه سیمره و مناطق وسیعی از کُردستان محل ییلاق و قشلاق مردم گُوران بوده است.

 طایفه ای از گُوران ها اکنون در منطقه سوادکوه مازندران در روستایی به نام اوریم سکونت دارند که با زبان طبری( مازندرانی) صحبت می کنند؛ نیز گروهی از گُوران ها در منطقه طالقان(کرج) سکونت دارند؛ شهر گونه کان یا جونقان در چهارمحال بختیاری گُوران هستند؛ همچنین گوره کان یا جورقان در استان همدان از هم نژادان مردمان گُوران کرمانشاه هستند که در زمان صفویه و قبل از آن به همدان و شهرکُرد تبعید شده اند؛ در ضمن منطقه ای در جزیره قشم به نام گُوران می باشد. طایفه ای از گُوران ها که معروف به کرانی که مخفف بچه های هانی می باشد، دراستان فارس، شهرستان سپیدان، بخش بیضاء، روستای باباکوهک(کرانی) با نام خانوادگی گوران نیک بنیاد زندگی می کنند که در زمانهای قدیم به این منطقه تبعید شده اند.

به طور خلاصه نتایج حاکی از تحقیقات تاریخی و نسب شناسی و ریشه یابی و همچنین آواشناسی زبان گُوران ها حاکی از این است که گُوران ها مردمانی هستند که از حدود هزاره اول قبل از میلاد(تقریبا ۳۰۰۰ سال پیش) از حاشیه های دریای خزر به مناطق مجاور کُردستان آمده اند که ابتدا زندگی کوچ نشینی داشتند و به مرور زمان وارد مناطق کُرد نشین شده و در حومه شهرهای کُردنشین مشغول ییلاق و قشلاق بوده و سپس اکثریت آنها در مناطق خالی از سکنه کردستان ساکن شده و روستاه هایی ایجاد کردند و با مردمان این مناطق در هم آمیختند و سبک لباس پوشیدن آنها به مرور زمان تغییر کرد و با فرهنگ و خصوصیات مردم این مناطق خو کرده و زبانشان نیز رفته رفته با زبانهای کُردی در هم آمیخته شد، به نحوی که امروزه زبان گُورانی بیشتر به زبانهای کُردی شبیه است تا زبانهای حاشیه دریای خزری .

۳-         هُورامی ها

در خصوص هُورامی ها و ریشه هایشان دقیق ترین تحقیقات ثابت کرده که هُورامی ها یکی از زیر مجموعه های ایل گُوران می باشند که به طور کامل تمامی تحقیقات داخلی و خارجی و مستشرقان بر این امر اتفاق نظر داند و در این موضوع جای هیچگونه شک و شبه ای وجود ندارد .

اما سوال اینجاست چرا به این دسته از گُوران ها ؛ هُورامی گفته میشود ؟

بر اساس عمده تحقیقات علمی در این خصوص؛ واژه هُورام از هُورامان (به معنای سرزمین اهورا ؛ سرزمین مقدس) آمده است .

“آن دسته از مردم گُوران که در زمان ساسانیان به مرور به ادیان الهی یهودیت و مسیحیت گرایش پیدا کردند و از زندگی کوچ نشینی دست کشیده و به زندگی یکجانشینی روی آوردند و برای حفظ جان در قسمت هایی از سرزمین کُردستان که صعب العبورتر بود ساکن شدند که پس از سکونت در آن، به این سرزمین که در آن سکنی گزیدند؛ هُورامان(به معنای سرزمین مردان خداپرست) اطلاق گردید و به مرور زمان به این دسته از مردم گُوران که در آن ساکن شده بودند نام هُورامی(به معنای خداپرست) نهاده شد و دیگر کمتر به آنها گُوران گفته می شد.”

لازم به ذکر است که تا این زمان مردمان حاشیه دریای خزر و همچنین مردم کُردستان پیرو آئین هایی چون میترائیسم و مهرپرستی و خورشیدپرستی و ماه پرستی و آتش پرستی و… بودند و عده ای نیز پیرو زَرتُشت(البته دین زَرتُشتی نیز انحراف یافته بود و پیرو دو خدایی بودند)و تنها این عده که برای حفظ جان به سرزمین صعب العبور هُورامان پناه برده و در آن اسکان یافتند و پیرو ادیان الهی یهودیت و مسیحیت بودند، یکتا پرست بودند.(لازم به ذکراست که ادیان الهی یهودیت و مسیحیت در این زمان هنوز انحراف نیافته بودند و یکتا پرست بودند.)

امروزه اگر دقت کنیم از حد فاصل ایوانغرب در ایلام تا نزدیکی های دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی بیشتر کوه ها و دشتها نامهایی هُورامی(گُورانی) دارند که علت این قضیه آن است که در آن روزگان طوایف هُورامی ها که کوچ نشین بودند و در این حد فاصل مشغول ییلاق و قشلاق بودند این نامها را برای آن مناطق برگزیده بودند.

۴-         نتیجه گیری :

مردمانی که کورته؛ کرتی و کرتو نام داشتند و ریشه های آنها به دامنه های کوه جودی در آرارات می رسید در حدود هزاره هشتم پیش از میلاد به کُردستان آمدند و سپس اقوامی از آریاییها که به آنها ماد گفته می شد از جنوب سیبری در حدود هزاره سوم پیش از میلاد کوچ کردند و عمدتا ساکن غرب ایران شدند؛ که این اقوام جدید با کُردها در هم آمیختند و دیگر این اقوام جدید با اقوام قبلی تمیز داده نمی شدند و همگی کُرد نام گرفتند .

گُوران ها شاخه ای از آریایی ها بودند که در هزاره سوم قبل از میلاد با مادها یکی بودند و در سیبری زندگی می کردند و به هردوی آنها آریایی گفته می شد و مقارن با هم از سیبری مهاجرت کردند که شاخه ای که ساکن غرب ایران شد ماد نام گرفت و شاخه ای که در حاشیه دریای خزر ساکن گردید پارت نام گرفت .

در دوره پس از اسکندر مقدونی و شکست شاهنشاهی پارس ها؛ پارت ها قدرت گرفتند و بر سراسر ایران حاکم شدند اما پس از نابودی شاهنشاهی پارت ها توسط ساسانیان ؛ گُوران ها که شاخه ای از پارت ها بودند از حاشیه های دریای خزر روانه غرب ایران شدند و به دامداری و زندگی کوچ نشینی مشغول شده که رفته رفته زبان و آداب و رسوم و طرز لباس پوشیدن و خلقیات و روحیات آنها با مناطقی که به آن آمدند در هم آمیخته گردید و با آنها یکی شدند .

برخی از گُوران ها در دوره های بعد، از آئین زَرتُشتی به ادیان الهی یهودیت و مسیحیت گرایش پیدا کردند و رفته رفته از زندگی کوچ نشینی دست کشیدند و به زندگی یکجا نشینی روی آوردند که پس از مدتی عده کثیری از آنها در هُورامان کنونی سکنی گزیدند و به مرور زمان تا اواخر دوره ساسانی دیگر به آنها گُوران گفته نمی شد و بر آنها نام هُورامی اطلاق گردید.

اما گُوران هایی که هنوز زندگی کوچ نشینی داشتند، پس از ورود اسلام به ایران مدت طولانی تری بر دین زَرتُشتی خود ماندند و کم کم در دوره ها بعد آموزه های زَرتُشتی را با دین اسلام در هم آمیختند و آیین اهل حق  و یارسان و … را بوجود آوردند که در حال حاضر هم گُورانها اعتقاد دارند که این آئین ها قدمتی سه هزار ساله دارند .

من حیث مجموع از زمان قبل از ساسانیان تا اوایل سده ششم هجری تمامی مردم ساکن در غرب ایران تا لُرستان و قسمت هایی از استان فارس را که شامل لُرها ؛ گُوران ها و هُورامی ها نیز بودند را کُرد می نامیدند .

از قرن ششم تا آخر قرن نهم هجری به مرور زمان با گرایش مردمان ساکن در لرستان و چهار محال بختیاری و… به مذهب تشیع؛ دیگر به مردمان ساکن در این مناطق کُرد گفته نمیشد و لفظ لُر بر انها اطلاق گردید و در دو سده اخیر اقوامی از مردم کُرد که در حد فاصل کرمانشاه و همدان و لرستان و ایلام زندگی می کردند نیز هویتی جداگانه برای خود قائل شدند و خود را نه کُرد و نه لُر دانستند که لَک نام گرفتند و اخیرا نیز برخی از هُورامی ها هویتی جداگانه برای خود قائل هستند و خود را کُرد نمیدانند .

در پایان سخنی کوتاه با تمام کسانی که مرتب در حال نوشتن کتاب و مقاله و پراکندن این ایده که هُورامی ها کُرد نیستند :

مسلما این اشخاص دو دسته هستند:

 دسته اول اشخاصی که ندانسته به دنبال ایده افتاده اند .

 دسته دوم اشخاصی که دانسته به مطرح کردن این ایده می پردازند .

البته که بنده هیچی حرفی با دسته دوم ندارم؛ چون خوابیده را میتوان از خواب بیدار کرد؛ ولی کسی که خودش را به خواب زده است خیر !!!

پس طرف حرفم با دسته اول است :

همانطور که از شواهد تاریخی بر می آید و در سراسر مقاله به آن اشاره شد؛ این ایده که هُورامی ها کُرد نیستند هیچ مبنای علمی و تاریخی ای ندارد و هُورامی ها از حدود ۳۰۰۰ سال پیش که وارد خطه کُردستان شدند با مردمان ساکن در این خطه در هم آمیختند و علاوه بر زبانشان که دیگر هیچ شباهتی با زبانهای حاشیه خزری ندارد و بیشتر کُردی است بلکه طرز لباس پوشیدن و خصوصیات روحی و تمامی ابعاد فرهنگی اشان نیز کُردی است تا حاشیه دریای مازندران !!!

اما علم کردن این ایده که گُوران ها و هُورامی ها هویتی جداگانه از کُردها دارند محصول یکصد وپنجاه تا دویست سال پیش است و توسط مستشاران روسی و مسیونرهای مسیحی انگلیسی جهت مقابله با عثمانی ها ساماندهی شد.

تا جایی که سِر هنری راولینسون(Sir Henry Rawlinson)، دیپلمات و شرق‌شناس بریتانیایی که در سال ۱۲۱۴ ه.ش؛ از سرزمین ایل گُوران بازدید کرده، می‌گوید:

“زهاب از طرف حاکم کرمانشاه به رئیس طایفه گُوران داده شده است تا در ازای آن افراد این طایفه که در کوههای مجاور سکونت دارند برای حمله به عثمانی ها از آن استفاده کنند.”

در حقیقت بانی تعالی وتوسعه هویتی جداگانه برای گُوران ها و هُورامی ها انگلیسی ها و روسها بوده اند؛ چون اولین بار در کتابهای نویسندگان روس و انگلیسی این قضیه یافت می شود، در حالی که تا این زمان هیچ منبع تاریخی مستندی که اشاره ای به هویت غیر کُردی گُوران ها و هُورامی ها داشته باشد در دسترس نیست.

اما به دنبال این ایده افتادن که هُورامی ها کُرد نیستند شاید در ظاهر جذاب باشد؛ اما اگر عمیقا به موضوع بنگریم در خواهیم یافت که این بینش و طرز تفکر در آینده ای نه چندان دور عواقب وخیمی برای هُورامی ها در بردارد و قطع به یقین آیندگان را نیز درگیر خواهد کرد .

به عنوان مثال به قوم لَک بنگریم که البته هم از نظر جمعیت و هم از نظر محدوده سکونت خیلی بیشتر از هُورامی ها هستند(کنگاور و صحنه و هرسین و کوهدشت و بیراوند و الشتر و نورآباد و کوهدشت و سرابله و …) که در تمامی منابع تاریخی کُرد بوده و کُرد شناخته می شدند و حتی درگذشته های دور حاکم بر کرمانشاه بودند و والیان کرمانشاه از لَکها بودند؛ اما اتفاق غریبی که حدود۲۰۰ سال پیش رخ داد این بود که عده ای از مردمان لَک دانسته و یا ندانسته؛ این ایده را علم کردند که لَکها کُرد نیستند و قومی جدا از کُردها هستند و غافل بودند که در آینده چه عواقبی برای آنها در بردارد و امروزه به خوبی شاهد هستیم که این مردم مثلا در کرمانشاه به چه جایگاهی تنزل پیدا کرده اند و اکثریت کرمانشاه که کُرد هستند چه دید نامناسبی نسبت به این اقلیت دارند تا جایی که علاقه چندانی به معاشرت با آنها ندارند و در اشعار مختلف شاعران کلهُر و کرمانشاهی به وضوح لَکها را انسانهایی فاقد فرهنگ و … معرفی می کنند !!!

البته اگر به گذشته های دورتر مراجعه کنیم نیز خواهیم دید که در منابع تاریخی در گذشته های دور نیز اسمی از لُر به عنوانی مردمی با هویت جداگانه وجود نداشت و لُرها هم در نزد ایرانیان و هم در نزد اعراب یکی از چهار دسته بزرگ کُردها شناخته می شدند که تا این زمان بسیار مقتدر بودند و به خوبی میدانیم که اتابکان قدرتمند غرب ایران که از جنوب ایران تا شمال غرب ایران را در دست داشتند همگی از کُردهای لُرستان بودند که پیوندهای عمیقی با کُردهای سایر نواحی ایران داشتند؛ اما از اوایل حکومت صفویه این قوم نیز هویتی جداگانه از کُردها برای خود قائل شدند و خود را لُر نامیدند و امروزه به خوبی جایگاه کنونی لُرها را می بینم هم از نظر موقعیت اقتصادی ضعیف منطقه اشان و هم از نظر فرهنگی از روی جکها و لطیفه هایی که برایشان می سازند !!!

پس اگر نیک بنگریم دنباله روی این عقیده که هُورامی ها کُرد نیستند هیچ فایده ای برای هُورامی ها ندارد و عاقبت شومی برای آنها در پی دارد و از تاریخ عبرت بگیریم و دنبال این عقاید پوچ و واهی که دقیقا مشخص نیست سررشته این افکار در دست چه اشخاصی است نرویم تا خدایی نا کرده در آینده ای نه چندان دور؛ آن عاقبتی شومی که برای لُرها و لَکها رخ داد برای هُورامی ها نیز رقم زده نشود.

هادی محمودی

http://wjg.blogfa.com

۱۷/۱۱/۱۳۹۶

منابع مورد استفاده :

تاریخ ماد؛ دیاکونوف؛ مترجم: کریم کشاورز؛ انتشارات بنگاه؛ ۱۳۴۵

کوروش نامه؛ گزنفون؛ مترجم: رضا مشایخی (فرهاد)؛ ش‍رک‍ت‌ ان‍ت‍ش‍ارات‌ ع‍ل‍می‌ و ف‍ره‍ن‍گی؛ چاپ هشتم ۱۳۹۲

جغرافیای استرابو: سرزمین های زیر فرمان هخامنشیان؛ نویسنده: استرابون؛ مترجم: همایون صنعتی زاده؛ بنیاد موقوفات ایرج افشار؛ ۱۳۸۱

تاریخ‌ ریشه‌ نژادی‌ کُرد؛ احسان‌ نوری؛ تهران‌؛ سپهر؛ ۱۳۳۳

وفیات الاعیان؛ ابن خلکان ؛ موسسه فرهنگی جام طهور؛ ۱۳۹۱

تاریخ عالم آرای عباسی؛ اسکندربیک ترکمان, محمدیوسف مورخ ؛ به تصحیح: سهیلی خوانساری؛ کتابفروشی اسلامیه، چاپ سال ۱۳۱۷

معجم البلدان؛ مؤلف: شهاب الدین أبو عبد الله یاقوت بن عبد الله الرومی الحموی؛ ناشر: دار صادر، بیروت؛۱۹۹۵ م

کُردها نوادگان مادها؛ پروفسور مینورسکی؛ ترجمه؛ دکتر کمال مظهر احمد ،مجلۀ انجمن دانش پژوهی کُرد، جلد یکم، ۱۹۷۳ بغداد

گُورانی یا ترانه‌های کردی؛ محمد مکرِی؛ تهران؛ نشر دانش؛ ۱۹۵۷

گویشهای زبان کُردی و زبان ادبی و نوشتاری؛ دکترکمال فواد؛ مجله‌ی انجمن دانش پژوهی کُرد؛ شماره‌ی ۴ – سال ۱۹۷۱

کُرد؛ مؤلف: ولادیمیر مینورسکی؛ ناشر: گستره؛ مترجم: حبیب‌الله تابانی؛ چاپ: ۱۳۷۹

بابانی؛ عبدالقادر؛ سیر الاکراد؛ به کوشش محمد رئوف توکلی؛ تهران؛ ۱۳۷۷ش

کُرد و کُردستان؛ ترجمه محمد قاضی؛ تهران ۱۳۶۶ ش

شرفنامه:تاریخ مفصّل کُردستان؛ چاپ محمد عباسی؛ چاپ افست تهران؛ ۱۳۴۳ ش

ربیع بدیعی؛ جغرافیای مفصّل ایران؛ تهران ۱۳۷۸ ش

ولید حمدی؛ کُردستان و کُرد در اسناد محرمانه بریتانیا؛ ترجمه بهزاد خوشحالی؛  همدان ۱۳۷۸ ش

محمدعلی سلطانی؛ جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصّل کرمانشاهان؛ ج ۲: ایلات و طوایف کرمانشاهان؛ تهران ۱۳۷۲ ش

شکراللّه بن عبداللّه سنندجی؛ تحفه ناصری در تاریخ و جغرافیای کُردستان؛ چاپ حشمت اللّه طبیبی؛ تهران ۱۳۶۶ ش

صدیق صفی زاده؛ تاریخ کُرد و کُردستان؛ تهران ۱۳۷۸ ش



۲۰ دیدگاه

    کارما بهمن ۲۶, ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۶
    0
    0

    عرض سلام دارم به محضر دوستان گرامی و تشکر می کنم از جناب آقای محمودی جهت گردآوری و نگاشتن این مقاله.

    در جامعه ی کنونی ایران باید سنگ قبری تراشید و بر روی آ نوشت:
    مرگ فرهنگ نقد و نقد پذیری!

    ژان پل سارتر در رمان تهوع بسیار زیبا به ما گوشزد می کند که “کلمات” تپانچه های پُر هستند!
    هر کلمه ای که از دهان ما شلیک می شود، در بهترین حالت اگر دیگری را به قتل نرساند حتما او را مجروح ساخته و یا بدو صدمه خواهد رساند!
    پس توجه داشته باشیم که به هنگام سخن گفتن چه از دهانمان به بیرون می ریزد.
    اگر جناب محمودی و یا هر شخص دیگری اشتباه می نمایند باید با متانت کلام و بدون هرگونه غرض شخصی به ایشان و یا فرد دیگر گوشزد کرد که در اشتباه است و در جهت درست او را هدایت کند.

    راستی هدف از نگاشتن مقاله،نوشتار و یا نقد آن چیست؟!
    هدف اعتلای رشد فکری و فرهنگی یک جامعه و جلوگیری از تنزل و سقوط آن در سیری قهقرایی است!

    جورج ارول بسیار زیبا می گوید که:
    در جامعه ای که حقیقت کتمان و یا آن جامعه هرچه بیشتر از حقیقت دور شده است؛قطعا آنانی که حقیقت را بیان می کنند چهره های منفور جامعه هستند و مردم از آن اشخاص نفرت دارند!

    اجازه دهیم افراد ابراز عقیده نموده و وجهه ی آنان را با عناوین گوناگون در جامعه تخریب نماییم.
    کاری که متاسفانه امام غزالی رحمه الله علیه در تهافت الفلاسفه با بزرگانی همچون فارابی،ابن سینا،ارسطو و امثالهم انجام داد.
    اگر کسی بر این محقّق و یا هر شخص دیگری نقدی دارد می تواند (در صورت دارا بودن دانش بسیار و اخلاق بی طرف) در مقاله ی دیگری بدو پاسخ داده و رفع شبهه نماید.
    نه اینکه جای “نقد سازنده” را به “نقد تخریب گر” بسپارد!
    پرودگار در سوره ی نحل خطاب به پیامبر (ص ) می فرمایند:
    *و جادلهم بالتی هی أحسن*
    با بهترین شیوه ی ممکن با آنان به جدال بپرداز!

    به امید پرورش و تقویت هرچه بیشتر “آداب نقد” در این مرز و دیار!

    هادی محمودی بهمن ۲۵, ۱۳۹۶ - ۱۷:۲۱
    10
    0

    Haadi Mahmoudi:
    با عرض سلام خدمت همه دوستان و عزیزانی که اظهار نظر کرده اند.

    .
    چه آنهایی که تشکر و اظهار محبت کرده اند و چه آنهایی که نقد کرده اند و چه آنهایی که توهین !!!

    .
    تمامی صحبتهای همگی را بردیدگانم مینهم .
    .
    .
    کلام پایانی :

    هدف بنده در این مدت روشن کردن گذشته پراز ابهام خطه هورامان و بیان کردن حقایق براساس مستندات تاریخی بود و قبل از اینکه شروع به نوشتن درباره تاریخ هورامان کنم به خوبی می دانستم که در آینده چه پیش می اید و قطعا واکنش های را متوجه میشوم .
    .
    .
    البته که بنده به خوبی میدانم که علت این پیش داروی ها درخصوص مقالات بنده چه بوده است ؟
    .
    .
    هنگامی که در یک جامعه سطح مطالعه خیلی پایین باشد و در این هنگام شخصی بیاید حرفهایی را بزند که برای اون جامعه جدید باشد اولین واکنش برخی ها ” تئوری توطئه” است که فکر میکنند شخص ارائه دهنده یک نظر جدید میخواهد فرهنگ و واقعیات را تحریف و مردم را فریب بدهد !!!

    .
    .

    “تئوری توطئه در شکل حاد آن بیانگر این است که تمامی بدبختی‌های عالم در پی اعمال گروهی از افراد پرنفوذ و معمولاً پنهان است. در بیان این مفهوم گفته می‌شود اشخاص تیزهوشی دارای امکانات سیاسی، مالی، نظامی، روانی و علمی در پس تمام حوادث خوب و بد این دنیا هستند.”
    .
    .
    البته این توهم تئوری توطئه در کشورهای پیشرفته هیچ وقت رخ نمی دهد و در این کشورها برعکس است؛ یعنی مردم کشورهای مترقی و پیشرفته ؛ از ایده اها و نظرات جدید به شدت استقبال میکنند و دقیقا هم علت پیشرفت این ملل همین است که از ایده های جدید استقبال میکنند و دنباله رو این اشخاص هستند .
    .
    .
    اما متاسفانه در جامعه ما نه تنها دنباله رو ایده های جدید نیستند و دوست دارند همواره برهمان عقاید گذشته بمانند بلکه اشخاصی که ایده های جدیدی را مطرح میکنند به شدت در برابر آنها می ایستند .

    .
    همانطور که در پیوست این مقاله آخری عرض کردم تاریخ هورامان در سه مقطع به نظر بنده اساسی بود که بنده درخصوص هرسه مقطع تحقیق کردم که اصل نوشته ها را در “کتاب تاریخ کردستان” درج کردم و خلاصه آنها رابرای سایت ها محلی هورامان فرستادم و مشاهده کردید و دیگر وقایع هورامان تاثیر زیادی بر تاریخ کُردها ندارد و همانطور که قبلا هم عرض کردم دیگر در خصوص هورامان علاقه ای به نوشتن ندارم و دیگر فکر نمیکنم در خصوص هورامان چیزی بنویسم .

    .
    همانطور که پیش بینی می کردم این تلاشهایی که بنده در این مدت انجام دادم مثمر ثمر بوده است که دلیل آن هم این اشخاص و دوستانی محترم و عزیزانی است که این همه دنبال نوشته های بنده بوده اند و همواره این کامنتهای طولانی را برای تمامی مقالاتم گذاشته اند که به تکاپو افتاده اند و خوشبختانه دیده میشود بسیاری در این مدت با یک نگرش نو به موضوعات مینگرند (هرچند که دیدگاه هشان با بنده گاها خیلی فرق دارد ).
    ..
    .

    برای تمامی عزیزان و همراهان آرزوی سلامتی و طول عمر دارم

    .خدوند متعال حفظتان کند .

    هادی محمودی
    ۲۵/۱۱/۱۳۹۶

    ناشناس بهمن ۲۴, ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۵
    0
    10

    باتوجه به اینکه اقای هادی محمودی اصالتا هورامی زبان نیستند واز اهالی هورامان وپاوه نیستند جهت روشن شدن اذهان خوانندگان و نیز رد مطالب ایشان ،اختصارا مواردی را بیان میکنم .

    هورامان وهورامی زبانان با توجه به زندگی هزاران ساله یکجانشینی واینکه جز معدود مردم ایران وحتی خاورمیانه اند که در طول تاریخ کوچرو نبوده وفاقد تعریف “ایل”و”عشیره”ای هستند.
    بر این اساس واز نظر ساختار جامعه شناسی؛ قوم هورامی(گوران)فاقد زندگی عشیره ایی و ساختارایلی است.
    هر ایل وعشیره خود به چندین شاخه وقبیله زیرشاخه خود تقسیم میگردد که در جامعه هورامان هیچ گونه سنخیت و اساسی ندارد و جامعه یکجانشین هورامی بر اساس ساختار “شهری(با تعاریف کهن)” و
    “اسکان دایم”تعریف میگردد که قرن هاست اینگونه ساختار زندگی یکجانشینی در این دیار پابرجا واستوار بوده است.(ایل وقبیله بر مبنای تعداد چادر وخرگاه وخیمه گاه و احشام و..تعریف میگردد که اهالی هورامان فاقد اینگونه ساختار اجتماعی و مدل زندگی بوده اند)
    #با توجه به موارد فوق هورامیها دارای یک معماری ویژه ومخصوص(سنگی و…)هستند که هر خانه هورامی از دهها عنصر وابزار و وسیله ساخته شده وهر قسمت از این معماری(خانه)خود از چندین قسمت با تعاریف فراوان ساخته وایجاد شده است.
    مثلا ساختار تشکیل دهنده پشت بام با طبقه زیرین(محل نگهداری احشام ودام) با قسمت زندگی اهالی فرق میکند. توالت ومحل نگهداری طیور وپرندگان هم جای ویژه ایی را دارا بوده واینگونه معماری منحصر بفرد هورامان شکل میگیرد.
    در بیرون از خانه هم ما با دالان وکوچه وراههای مالرو( راه گذر احشام ودام) ونیز گذر راههای باغی و کوهستانی برمیخوریم که نمونه زیبایی از این معماری ویژه را نمایان میسازد و…..
    #معادل هورامی اصطلاحات:
    ڕشماڵ-سیەماڵ-کوردەماڵ-چیخ و دوار در زبان هورامی، فقط وفقط”یانه”{خانە} است.(هورامیها به خانه،یانه میگویند) _هم اکنون غیر هورامیها همچنان از واژه “مال”که برگرفته از زندگی کوچ نشینی بوده استفاده میکنند واینگونه بکار میبرند.
    بنابراین مکان هایی که اصطلاحا”سیاه چادر”نامیده میشود ، نه در زندگی هورامیها وجود داشته ونه هیج هورامی انها را بکار نبرده است وحتی در زبان ومحاوره ملت هورامان اصلا کاربردی نداشته وهیچ هورامی زبانی زندگی در سیاه چادر را بعنوان محل سکونت همیشگی انتخاب نکرده است.و……..
    #با توجه به محل زندگی هورامیها که اکثرا جاههای با منابع ابی فراوان بوده، ایجاد باغات و اسیاب های بیشمار از خصوصیات این نواحی است یعنی کمتر نقطه ایی از هورامان را میتوان نام برد که حداقل فاقد یک اسیاب بوده باشد( در گذشته اسیاب جز پایه های اصلی مدنیت بوده وکمتر مردمانی توان ساخت وبهره برداری از انرا داشته اند که هورامیها در این امر نیز سرامد بوده اند).
    هم اسیاب وهم ایجاد باغات فراوان مستلزم زندگی یکجانشینی است که هورامیها از ان برخوردار
    بوده اند.
    #قرن ها زبان وادبیات هورامی(گورانی)زبان وادب رسمی مناطقی گسترده از کرکوک تا لرستان وهمدان وکرمانشاه بوده و این مهم محقق نشده مگر اینکه قطعا میتوان گفت در گذشته جغرافیای هورامان(هورامی زبان)از این که هست بیشتر بوده ونواحی گسترده ایی از ایلام تا ارومیه به این زبان تکلم کرده اند که بعدها بدلیل……………………به منطقه فعلی هورامان محدود شده است.بنابراین وجود اسامی ونامهای متعدد کوهها_
    چشمه ها_ابادی ها_ و….. در نواحی یاد شده به هورامی امری عادی است. البته از حکومت اردلانهای
    هورامی زبان به مرکزیت شهر تاریخی سنندج در گسترش زبان وادب هورامی نمیتوان گذشت.
    #بعد از گسترش ایین گورانها(هورامیها)که به ایین یارسان مشهور است واینکه زادگاه این ایین قدیمی یعنی هورامان که برگرفته از تعالیم میترایی و زردشتی وبعدها اسلام است ، پیروان این ایین از هورامان منتشر شده وهم اکنون پیروان این ایین باستانی از موصل وشام ولبنان تا بدخشان وشبه قاره هند گسترش یافته است که در متون کهن گورانی(هورامی)اسامی تعدادی از انها امده است از جمله بابا هندو و…….
    بدیهی است مناطق پیرامون هورامان هم از این امر مستثنی نبوده وگروهی از اکراد به این ایین گرویدند که هم اکنون گروهی از انان در منطقه ماهیدشت وکوزران و….خود را “گوران”مینامند که باید گفت در اصل کُرد هستند اما با توجه به مذهب وایین، خود را”گوران”مینامند .
    در واقع فقط ایین ایشان گورانی(یارسانی)است و زبانشان کُردی واز ایل قلخانی وسنجابی و… هستند که به اشتباه دوست مورخ!!!، انان را از “ایل گوران”!!!!!!!! معرفی و برچسب کوچ نشینی را به مردم هورامان زده اند!!!!
    (البته اهالی مناطق یاد شده با منطقه دالاهو و کرند وگهواره وتوت شامی وزرده وریجاب وپاتاق ومناطقی از قصرشیرین که اصالتا از مردم یکجانشین گوران هستند متفاوت است. یعنی اکثر مناطق دالاهو و کرند در اصل به زبان گورانی(هورامی)تلفظ کرده وبعدها با کوچ عشایر….. به این مناطق؛زبان هورامی رو به خزان وزوال گرایید که البته با کوشش مردم این منطقه، زبان هورامی روبه گسترش نهاده است.)
    #اشتراکات زبانی هورامی(گورانی)با پارسی باستان_اذری کهن(تاتی و نه ترکی ) و زازا و…موید این نکته است که این مجموعه زبانی بزرگترین و وسیعترین مجموعه زبانی فلات ایران است که متاسفانه به این مورد مستند اصلا در هیچ جایی اشاره نمیشود و زبان هورامی را به چند شهر و روستا محدود میکنند .چرا به اشتراکات زبان هورامی با این زبانها اصلا اشاره نمیشود؟؟ نه اینکه اکثر لغات و واژگان شعرای کلاسیک اذربایجان و همدان از جمله بابا طاهر وقضات همدانی وتبریزی وشیخ صفی الدین و… با زبان هورامی مشترک است. ؟؟؟ چرا به اشتراکات ایین یارسان با ایین شبک های موصل و دروزی های لبنان و علویان ترکیه هیچ اشاره ایی نمیشود.؟؟
    #قطعا جغرافیای فکری وادبی و زبانی و ایینی هورامی(گورانی) وسیعتر از منطقه فعلی هورامان است.
    #خلاصه زبان وادبیات وجغرافیا وتاریخ ومعماری و مدنیت وپوشاک و کلاش(گیوه هورامی) وباغ وصنایع فراوان دستی مردم هورامان انقدر فراوان وگسترده و تاریخی است که بحث ونگارش در هریک از این موارد تومار وکتابهایی میطلبد که از حوصله این مطلب خارج است.

    یانه(خانه) بهمن ۲۲, ۱۳۹۶ - ۲۳:۴۳
    0
    9

    دو سوال از اقای محمودی

    ۱=خوب اقای محمودی دیاکونف هم روس هستش!! میشه بفرمایید چطور به حرفهای این جاسوس استناد کرده اید؟مگه شما نگفتی عامل جدایی هورامی از کردها همین روس وانگلیسی است؟؟چطور اینجا از مطالب دیاکونف برای زینت مطلب. خودت استفاده کرده ایی!!؟ اما انها را عامل تفرقه وسخنانشان را جعل ودروغ میدانید!!؟؟(هم خدا وهم خرما)

    ۲=معادل ڕشماڵ-سیەماڵ-ماڵگە-کردماڵ-چیخ-دوار در زبان هورامی فقط وفقط (یانه)به معنای خانه است.
    هیچ هورامی زبانی از ان اصطلاحات(سیاچادر)در هیچ مقطعی نه استفاده کرده ونه در زبانشان جاری است
    بهتر است کل مطلبتونو از اول بنویسید چرا که هورامیها در طول تاریخ اصلا کوچ نشین نبوده ومعماری سنگی و زیبا ومنحصربفرد انها زبانزد بوده ودر کل سکونت یکجانشینی
    داشته اند.
    در ضمن اصالت بسیاری از مردم ایلام وکرمانشاه به هورامیها(گورانها)برمیگردد که بعدها زبانشان به دلایل……… تغییر کرده است.
    اصلا مقوله باغداری وسیع وزیبا وفراوان هورامیها واز همه مهمتر اسیاب و صنایع دستی مانند کلاش(گیوه هورامی)_چوخه رانک(لباس ملی هورامی) وادبیات ۱۳۰۰ ساله انها موید زندگی یکجانشینی هزاران ساله این قوم ایرانی است.
    ایا بنظر شما مردم کوچ نشین میتواند صاحب ادبیات ونوشتاری مانند قوم گوران(هورامی) باشد؟فکر نکنم.
    بهتر است به خودتان افتخار کنید و زندگی عشایری وکوچ نشینی ابا واجدادتان را کوچک ندانید.
    چرا که بقول شاعر
    هرکسی که دور ماند از اصل خویش
    بازجوید روزگار وصل خویش

    سپاس از سایت پاوه پرس عزیز

    سپهبد پاو(باوندیان) بهمن ۲۱, ۱۳۹۶ - ۱۹:۳۲
    0
    10

    اقای محمودی
    هورامیها اصلا در طول تاریخ خود را کرد ندانسته اند. بهتر است شما سخنگو نشوید!!
    شما که اصالتا هورامی نیستید چرا در مورد هورامیها تصمیم میگیرید!؟؟
    بهتر است از خودتان مایه بگذارید
    اکراد هم دارای تاریخ هستند اقای محمودی خودتان را دست کم نگیرید!!هرچند شما تاریخ اکراد را ۲۴۰۰ پیش وتاریخ هورامیها را ۳۰۰۰سال نوشته اید اما من متوجه نشدم بر چه مبنایی اینها را نوشته ایی ؟؟چون تا زمان هخامنشیان هیچ مورخ یونانی درباره اکراد چیزی ننوشته اند.. و اصلا حضوری در ایران نداشته اند! پس منبع تاریخی ومرجع شما کدام است!!؟؟

    کردها وهورامیها همواره ایرانی بوده اند.یاحق

    هادی محمودی بهمن ۲۱, ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۲
    0
    0

    عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه مردم خوب و با فرهنگ پاوه
    .

    اما بعد
    اولا عذرخواهی بنده را بپذیرید به این خاطر که هم در مقالات قبلی و هم فعلی نظرات زیادی فرستاده شد و سوالات زیادی از طریق این سایت های محلی و هم از طریق تلگرام از بنده داشتید که که به علت مشغله کاری نتوانستم وقت بگذارم و مفصل پاسخگو باشم .
    .

    ابتدا در پاسخ این دوست عزیزی که با نام مستعار (((ع))) خودش را معرفی کرده است :

    دوست عزیز اولا لازم بود که شما ادب را را رعایت میکردید ؛ شما به یکی از طایفه های محترم پاوه که مکی نام دارند اهانت کرده و آنها را در جستجوی هویت دروغی دانستید ؛ این حرف شما خیلی برای بنده ناپسند بود چون یکی از بهترین معلم های دوران کودکی بنده آقای خالدی مکی بوده و من خاطرات خوبی از ایشان دارم و روا نبود این حرفهای بی سر و ته را نثار طایفه مکی کنید .
    .

    ثانیا مطلبی که در خصوص آقای معاذی گفتید(البته فکر کنم منظورتان آقای عدنان معاذی باشد)

    اولا ایشان از دوستان صمیمی و نزدیک بنده است و هروقت بنده به پاوه میروم به ایشان سر میزنم و رفت و آمد خانوادگی با هم داریم و …

    نمیدانم این فکر و طرز تفکر را چطور درباره ایشان دارید که ایشان را مخالف بنده میدانید ؟؟؟
    .

    در ثانی طایفه معاذی ها از طایفه های اصیل و قدیمی پاوه هستند و بنده هم هیچ جا در نوشته هایم به معاذبن جبل و طایفه معاذی اشاره ای نکرده ام و دروغین بودن این رابطه !!! ( میشه بفرمایید بنده کجا به این موضوع اشاره کرده ام ؟؟؟)

    .
    ثالثا بنده هیچوقت از خود آقای معاذی هم چنین مطلبی نشنیده ام که نسب خود را معاذبن جبل برسانند !!!

    اما اینکه گفتید به من توهین کرده اند .

    واقعا تعجب کردم؛ چون آقای معاذی تمامی کامنت هایش سرشار از احترام و ادب است و هیچ جا و هیچ مکانی به بنده توهینی نکرده اند !!!( میشه بفرمایید ایشان در کدام کامنت به بنده توهین کرده اند ؟؟؟)

    .
    در واقع تنها کسی که مرتکب توهین کردن گردیده شخص شما بوده اید .

    اینکه در ظاهر به خاطر طرفداری از من آقای معاذی را بیسواد و کوچک و تحصیلات ابتدایی و … میخوانید؛ بجر توهین کردن چیزدیگری نیست .
    .
    البته آقای معاذی با بنده اختلاف نظر دارند که میتوانید اختلاف نظر را در کامنت های ایشان ببینید که البته بسیار هم مفید بوده چون بعضا این کامنتهایی که در نقد مطالب فرستاده میشود سبب گردیده بنده دنبال اون مطلب بروم و صحت و سقم اون گفته ها را برسی کنم .
    .
    .
    در ثانی من به شخصه از کامنتهای مخالف بیشتر استقبال میکنم چون در مباحث مربوط به روانشناسی تاثیر گذاری یک نوشته آمده است که بالاترین سطح تاثیرگذاری یک نوشته زمانی است که نظرات مخالف و منتقد شدید و شدیدتر باشند چون که سبب میگردند که اشخاص نا آگاه مصمم شوند به دنبال اون نوشته بروند و تحریک میشوند که خوشان در جستجوی حقیقت باشند .
    پس این نظرات مخالف سبب گردیده اند که ناخاسته تاثیرگذاری نوشته های بنده بیشتر گردد و اگر هم دقت کنید در چند ماه اخیر بجز کامنت های مخالف؛ حتی چندین مقاله توسط آقایان ولدبیگی و بهرامی و مهرنوس و … در نقد نوشته های بنده نگاشته شده بود که سبب خوشحالی بنده گردید .
    .

    اما مطلب بعدی :
    اولا گرایش تخصصی بنده در حوزه تاریخ فرهنگ و تمدن ملل اسلامی است و اگر به مجلات دانشگاهی در زمینه تاریخ ملل اسلامی رجوع کنید، میبیند اکثر مقالات بنده در این حوزه است .
    .
    .
    اما چیزی که سبب گردید بنده در چند ماه اخیر در خصوص تاریخ هورامان دست به قلم ببرم؛ اقدامی بود که در مرکز پژوهش دانشگاه خوارزمی در خصوص نگارش اولین تحقیق دانشگاهی در زمینه کردشناسی که نگارش “کتاب تاریخ مفصل کرد و کردستان” است که در حال حاضر توسط دوستان بنده در مراحل میانی نگارش است .
    .

    بنده چون در جریان کار و نوشته های آنها بود شاهد بودم که در خصوص یکی هورامان و دیگری لک ها چیزی حدود دو یا سه صفحه نوشته بودند که وقتی از آنها سوال کردم چرا به هورامان و لک ها بیشتر نپرداخته اید؛ گفتند چون هورامان محدوده خیلی کوچکی از کل کردستان ایران و عراق و ترکیه را در برمیگیرد و هورامی ها هم درصد خیلی ناچیزی از جمعیت کردها هستند و وقایع هورامان هم زیاد اهمیتی ندارد و لکها نیز در مطالعات مردم شناسی بیشتر لر هستند تا کرد!!!

    .
    .بنده به خاطر تعلق خاطری که به هورامان و پاوه داشتم مصمم شدم تا در خصوص هورامان مطالبی جمع آوری کنم و نوشتم و به اصرار بنده این دوستان نوشته های بنده را در کتابشان گنجاندند و الان خوشبختانه حدود بیست صفحه از این کتاب درخصوص هورامان است .
    .

    اما در پاسخ به دوستانی که تقاضا کرده بودند در خصوص موضوعاتی که پیشنهاد داده بودند مطلب بنویسم :

    باید خدمت همگی عزیزان عرض کنم که وقایع هورامان به نظر بنده در سه مقطع مهم و اساسی بود :
    .
    .یکی هورامان در زمان نادرشاه ؛ دومی هورامان در صدر اسلام ؛ سومی هورامان در زمان مهاجرت ایل گوران از حاشیه خزر به کردستان .

    .
    که بنده در خصوص هر سه مقطع تحقیق کردم و اصل نوشته در کتاب موجود است و چکیده آن را برای سایت های محلی پاوه و هورامان فرستادم که مشاهده کردید
    .
    .
    اما راستش بعد از اینکه تونستم تو اون کتاب تاریخ کردستان جایی برای هورامان و پاوه باز کنم و به هدفم رسیدم ؛ دیگر علاقه چندانی به نوشتن درباره هورامان ندارم و دیگر فکر نمیکنم در خصوص هورامان چیزی بنویسم .

    اما درخصوص سایر وقایع هورامان و پاوه ؛ دوستان دیگری هستند که در این زمینه صاحب نظرند که می توانید به آنها رجوع کنید .

    عدنان معاذی بهمن ۲۱, ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۴
    0
    6

    سلام وعرض ادب به خدمت تمامی کاربران سایت سلام پاوه وهمچنین اقای محمودی که در مورد بخشی کوچک از تار یخ پاوه وحومه زحمت کشیده وتحقیق میکنند ونظریه خودرا ارائه میدهند . در اینجا باید به این دوستی که خودرا باسواد ویکی از مسئولین موسسه هورام دانسته ودر تاریکی افکار نابخردانه ومغرضانه اش به اینجانب تاخته غافل از اینکه معلومات این شخص در حد ابتدائی هم نیست وبلعکس این شخص در حال مطرح کردن خود در پاوه میباشدباید بگویم که.اولا در جواب شما اقا یا خانم(ع) ۱_هوراهیها وگورانها در سرزمینهای خود در چند هزار سال گذشته ساکن ویکجانشین و هیچگاه کورد نبوده وکوردنیستند ومعنی کورد وپیوستگی ونزدیکی نژادی گورانها با کوردها به هزاره اول یا دوم قبل از میلاد بر میگردد۲_معاذی هااز نوادگان ونژاد سعدبن معاذ بن نعمان انصاری هستند(نه ازنسل معاذ بن جبل) ومدر ک های بسیار باارزش وقدیمی تاریخی بیش از ۸۰۰ساله ودارای نسب وشجرهای دست نوشته قدیمی هستند که هیچ کسی در پاوه واطراف ان اسنادی به ارزشمندی انها را ندارد۳_واسلام بازور شمشیر وارد مناطق ایران قدیم وسرزمین گورانها یاهورامیهای قدیم که همان جلولاو شاره زور و بعد ازیک سال هم به جبال وپاوه شدندو رسیدند که شرح ان در کتاب تاریخ طبری وتاریخ البلدان وتاریخ تحفه ناصری وتاریخ ایت الله مردوخ وکتاب یک قرن سکوت دکتر زرین کوب مفصلا امده وبا مراجعه به این مرجع ها برای هر خواننده ای مشخص میشود ۴_ بله معاذ بن جبل در سوریه با چندتن از صحابه از جمله ابو عبیده جراح وخالد بن ولید با مرض طاعون فوت کردند ومن توضیح دادم سعد پسر معاذ پسر نعمان است وربطی به معاذ بن جبل ندارد وشما اطلاعات کافی ومطالعه در این مورد ندارید ۵_ بله در موردنادر شاه بایدبه قاطعیت گفت که نادر شاه افشار وسپاهیانش هیچگاه از پاوه عبور نکرده اند به دلیل صعب العبور بودنش برای سپاهیان وسواره نظام وسنگلاخی بودن ان وهمچنین در هیچ یک از کتابها ومنابع تاریخی نوشته نشده وما تاریخ ومدارک ودست نوشته ها را مرجع میدانیم نمونه ان هم کتاب الماس خان کندوله ایست که کاتب ویکی از سردان نادرشاه بوده که به امدن نادرشاه به پاوه اشاره کوچکی هم نکرده ونیزدر میان اسناد پاوه وشعر شاعرانش که بیش از بیست نفر شاعر در زمان نادر شاه وبعداز او شعر سروده اند چرا به این واقعه تاریخی کوچکترین اشاره ای نکرده اند۶_ بله اینجاب در گفته های اقای محمودی در مورد حمله نادر شاه به پاوه وهورامان تناقص اشکار میبینم از یک طرف ایشان میگویند نادرشاه به پاوه ونودشه حمله کرده وبیش از چهل هزار نفر را دراین منطقه که اصلحه ساز واهنگروغیره بودند به همراه خود بردند واز طرفی دیگر میگویند که مردم بله ای( بله یان) از نثل بله وبیلواری هستند واز دست نادرشاه فرار کرده ودرکوهای هورامان وپاوه پناه گرفتند وماندگار شدن. اخرش ما نفهمیدیم نادرشاه اگر به پاوه وهورامان حمله کرد ومردم اینجارو باخود برد پس نباید مردم بیلوار به اینجایعنی پاوه فرارکرده وپناه گرفته باشند باید به جایی ویا سویی ومناطقی دیگر فرار میکردند.اخه چگونه عقل این را قبول میکند که سپاهیان نادر شاه وخودنادر شاه به پاوه حمله کرده باشد ومردمش را به اجبار باخود برده واز بیلوارهم مردم به پاوه فرار کرده وخودرا از نادر شاه مخفی کرده باشند وخانواده بسطامی را همه از قدیم الاایام میشناسند که در پاوه بودند . نه در زمان نادرشاه از جایی به پاوه امده اند ونه از پاوه به جایی دیگر رفته اند وشجره کامل انهارو هم در دست دارم.ودر ضمن کسی به اقای محمودی توهین نکرده ویا اگر هم کسی توهین کرده باشد این امر به بی شخصیت بودن طرفیکه توهین کرده بر میگردد .در اخر جواب اینجانب عدنان معاذی به شخصی که با نام (ع) کامنت نوشته میگویم
    ادب مرد به زدولت اوست۹۶٫۱۱٫۲۰

      بصیر محمدی بهمن ۲۱, ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۶
      0
      0

      عجب !
      پس جناب معاذی شما اعتقاد دارید که هورامی ها و مردم پاوه کورد نیستند .
      پس شما حرف ماموستا مردوخ را قبول دارید که گفته مردم پاوه حاصل زنای سربازان عرب با زنان اسیرشده پاوه ای هستند .
      پس شما اعتقاد دارید که نسل مردم پاوه عرب است .
      عجب

        حه مه جاچک بهمن ۲۱, ۱۳۹۶ - ۲۳:۲۶
        0
        6

        عجب!!
        کاک بصیر کردی عزیز
        در کتاب بدلیسی که اقای محمودی به ان استناد کرده وانرا کتابی تاربخی ومهم نامیده اینگونه امده:که گروهی از اکراد از نسل عرب وترک و…هستند.!!!

        و اما موضوع مهم تری که در این کتاب به ان اشاره کرده است اینه که اکراد از نسل اجنه(بسم الله)هستند!!!
        عجب!!!
        مگه میشه !!؟؟
        مگه داریم!!؟؟
        پس زیاد جوش نزن
        هر منبع تاریخی هم واقعیت دارد وهم نقل قول(دروغ)
        پس همانطور که تمام کتاب مردوخ هم واقعیت دارد و بعضی به دور از واقعیت است ،در کتاب بدلیسی نیز واقعیت ودروغ موج میزند.
        خواستی بگو از این دست مطالب که اکراد را رمه گردان وچوپان وکوچ نشین و..اورده بهت معرفی کنم!!
        تا دلت بخواد…..
        ارادتمند حه مه جاچک

    هویت رضا شاه بهمن ۲۰, ۱۳۹۶ - ۱۸:۵۰
    0
    0

    هویت کرد بودن رضا شاه :

    رضاخان اصالتا از آلاشت سوادکوه مازندران است که این آلاشت قدمتی در حدود ۳۰۰ سال دارد.

    به تازگی کتابی با نام رضاشاه از «الشتر تا الشت» درباره تبار رضاشاه توسط کیوان پهلوان که از اقوام رضا شاه است منتشر گردیده که مطلبی عنوان شده است که دو نکته از آن قابل تأمل است.

    .
    یکی اینکه نیاکان رضاشاه از الوار لرستان بودند و دیگر اینکه همین الوار، به وجودآورندگان ایل پالانی نیز بوده‌اند

    درباره نیاکان رضاشاه این گونه گفته شده است که در زمان هجوم افغانها در اواخر دوره صفویه (۱۱۴۸-۱۱۳۵)، طوایف کرد همانند بسیاری دیگر از ایلات ایران، نادر را در سرکوبی افغانها یاری می‌دادند. طایفه حسنوند که یکی از طوایف لک محسوب می‌شد، نیز در این جنگ‌ها شرکت داشتند.
    یکی از افراد طایفه حسنوند به نام « رمضان» در جریان جنگهای نواحی شمالی کشور، از لشکریان جدا گشته، راه را گم کرده و سرانجام در ناحیه آلاشت اقامت گزید. رمضان با یکی از دختران طایفه اوجی ازدواج کرد و برای همیشه در آن دیار ماندگار گردید و رضاشاه از نواده‌های ایشان است.

    همین رمضان به علت اینکه در منطقه لرستان به کردها ، فیلی (فهلو، فهلی، فهلوی) می‌گفتند، ایشان هم در الاشت خود را پاهلون و پهلون به معنای پهله‌ای معرفی کرد و بدین گونه ایل پاهلونی یا پالانی را بنیاد نهاد.

    عطا حیدری بهمن ۲۰, ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۴
    0
    0

    درود و سلام بر قلم شیوای شما

    محمدنژاد بهمن ۱۹, ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۱
    0
    0

    آقای محمودی شما رو نمیشناسم ولی در رابطه با ابوبصیر که تو مقاله ورود اسلام به پاوه گفته بودید که از هورامان به مکه رفته .

    حدود ۳۰ سال پیش پدرم که الان مرحوم شده بعد از بازگشت از سفر حج قضیه ای رو تو جمع تعریف کرد که برای ما خیلی عجیب بود .
    پدرم میگفت که تو مکه با چند نفر عرب آشنا شده که بعد اینکه فهمیده بودن پدرم اهل پاوه است بهش گفته بودن که اونا طبق شجره نامه اشون نسبشون به پاوه میرسه و الان هم تو مکه یه طایفه بزرگی هستن .
    پسرم چند شب پیش که مقاله شما رو دیده بود بهم گفت که شما تو مقاله اتون چیزی مشابه نوشتید .

    فقط خواستم بهتون اطلاع بدم شاید این افراد همون نسل ابو بصیر باشند

    قادری بهمن ۱۹, ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۷
    0
    0

    جناب محمودی پیرامون نحوه ورود اسلام به پاوه در مقاله قبلی شما گفتید که مهمترین اصل از اصول بیان یک واقعه تاریخی این است که ابتدا باید به منابع تاریخی متقدم در خصوص آن واقعه رجوع نمود و اگر در آن چیزی مشاهده گردید سپس به منابع متاخر رجوع کرد و هنگامی که یک منبع و سند قدیمی با یک منبع معاصر در تعارض باشد اولویت با منبع قدیمی است و منابع متاخر تنها درصورتی باید استفاده گردد که اولا با منابع متقدم در تعارض نباشد و ثانیا توضیحی اضافه بر مطلب قبلی بیافزاید.
    بنده تا جایی که کتاب های تارخی حول تاریخ هورامان را خوانده تقریبا تمامی آنها قدیمی ترین و مهمترین منبعشان همین تاریخ مردوخ است که شما به شدت با این کتاب مخالفید.
    میشود نتیجه گرفت شما تاریخهای نوشته شده هورامان را کاملا رد میکنید و همه آنها را دروغ میدانید .
    بنده چون مقالات شما را حدود یک سال است به دقت میخوانم به مرور فهمیده ام که شما برخلاف خیلی نویسندگان خیلی حساب شده مینویسید و تا منبعی قوی برای حرف هایتان نداشته باشید سخن نمیگویید پس وجدانی نمیتوانم نظر شما را نادیده بگیرم و از طرفی این همه کتاب نوشته شده تاریخ هورامان وقتی همگی جعلی و دروغ باشد پس تکلیف چیست ؟
    میشه بفرمائید برای بازیابی هویتی مان به چه کتابهایی مراجعه کنیم چون شما تمامی کتابها را رد میکنید و تنها برخی از قسمت های برخی کتابها را قبوال دارید .
    بنده تا جایی که کتاب های تارخی حول تاریخ هورامان را خوانده تقریبا تمامی آنها قدیمی ترین و مهمترین منبعشان همین تاریخ مردوخ است که شما به شدت با این کتاب مخالفید.
    میشود نتیجه گرفت شما تاریخهای نوشته شده هورامان را کاملا رد میکنید و همه آنها را دروغ میدانید .
    بنده چون مقالات شما را حدود یک سال است به دقت میخوانم به مرور فهمیده ام که شما برخلاف خیلی نویسندگان خیلی حساب شده مینویسید و تا منبعی قوی برای حرف هایتان نداشته باشید سخن نمیگویید پس وجدانی نمیتوانم نظر شما را نادیده بگیرم و از طرفی این همه کتاب نوشته شده تاریخ هورامان وقتی همگی جعلی و دروغ باشد پس تکلیف چیست ؟
    میشه بفرمائید برای بازیابی هویتی مان به چه کتابهایی مراجعه کنیم چون شما تمامی کتابها را رد میکنید و تنها برخی از قسمت های برخی کتابها را قبوال دارید

    ناشناس بهمن ۱۹, ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۸
    0
    0

    جناب محمودی سوالی خدمتتان دارم .

    در مقاله قبلی پیرو ریشه یابی کردهای جاف فرمودید که :

    “آن هیئت برای دادن گزارش کار خود به کُردستان بازگشت اما دو نفر از آنها، یکی با نام جاوان و دیگری با نام ابوبصیر به دلایلی که مشخص نیست چه بوده، همراه آنها به کردستان باز نگشتند و تا آخرین روزهای حیات پبامبراکرم (ص) در نزد رسول خدا ماندند ”

    یکی از دوستان بنده در موئسسه فرهنگی هورامان است و با همدیگر در حال نوشتن تاریخ مشاهیر پاوه هستیم امشب به من میگفت که چند روز قبل با شما تماس گرفته و این قضیه را ظاهرا از شما پرسیده و جنابعالی به دوست من گفته اید که جاوان از شهر زور بوده است و ابوبصیر از پاوه بوده است میشه لطف کنید منابعی را که در خصوص ابوبصیر و نسب پاوه ای بودنش باشد بگویید .

    اگه با جزئیات توضیح دهید ممنون میشم .

    حسین ع بهمن ۱۹, ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۷
    1
    0

    سلام جناب محمودی
    نوشتاری علمی و خوب بود اما کاش به بیوگرافی اون چند نفر از نویسندگان روس و انگلیسی که برای اولین بار ایده کرد نبودن هورامی ها را علم کردند نیز اشاره میکردید.

    یکی از این نویسندگان که برای اولین بار این ایده کرد نبودن هورامی و گوران ها را علم کرد ادوارد براون انگلیسی بود که سالها جاسوس انگلیسی ها برای اهداف استعماری بریتانیا بود که از هندوستان گرفته تا ایران در میان همه نویسندگان حضور داشت و از طرف دولت بریتانیا منابع مالی بسیاری در اختیار نویسندگان و جدایی طلبان و فرقه های مذهبی نوظهور بهائی و احمدیه کرد .

    این توطئه ها که امروزه دارد گریبانگیر کردها میشود نیز در واقع سرنخ آن در دست روباه پیر استعمار انگلیس است .

    عبدالهی بهمن ۱۹, ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۶
    0
    0

    درخصوص گوران ها :

    خواهر بنده منزلش در قائم شهر مازندران است و من دو سال پیش که سه چهار هفته به قائم شهر رفته بودم و خیلی تو قائم شهر میگشتیم در خیلی از جاها فهمیدم افراد زیادی نام خانوادگیشان گوران بود بعد که پرسیدم گفتند این گوران ها طایفه ای خیلی قدیمی هستند و مازندرانی های اصیل همین ها هستند .

    هورامی بهمن ۱۹, ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۲
    0
    5

    در گذشته نه چندان دور مردم اورامانات خود را گوران می دانستند و نام کرد به اقوام جاف و اردلان و سورانی اطلاق می شد و تنها در چند دهه اخیر در اثر رشد و توسعه ابزارهای پخش و ترویج زبان و فرهنگ سورانی مانند کتب و جراید و کانال های ماهواره ای و تارنما های اینترنتی بود که به تدریج این حس مستقل بودن هورامی ها یا گوران زایل شد. اما تجارب کردستان عراق نشان داد که ملت سازی کردی بیش از هر چیزی زبان هورامی را تهدید می کند . در گذشته نه چندان دور در استان سلیمانیه عراق تعداد گویشوران زبان هورامی بسیار بیشتر از امروز بود اما در یک قرن اخیر گستره ی زبان هورامی در عراق به چند روستای دورافتاده منحصر شده است. زبان هورای در سنندج هم به همین سرنوشت دچار شده واساسا زبان هورامی در معرض آسیمیلاسیون توسط زبان کردی است و نه فارسی یا عربی. پس بر خلاف نظر شما آنچه که زبان هورامی را حفظ کرده مذهب مردم هورامان و اصالت این مردم است و نه ناسیونالیسم کردی و یقینا اگر روزی مردم هورامان سرنوشت خود را بدست قومگرایان کرد مورد حمایت آمریکا و …. بسپارند همان بلایی سر هورامان خواهد آمد که مسعود بارزانی سر یزیدی های سنجار آورد و آنها را در برابر تیغ داعش رها ساخت تا با خونشان سودا کند. در خصوص توهین شما به قوم لر و لک باید گفت زمانی که لرها و لک و کلهر برای انقلاب مشروطیت در ایران به پاخواستند بسیتری از طوایف کرد در این استان به غارت و راهزنی اشتغال داشتند ودر آناتولی و شمال عراق کردها در قلب واحدهای حمیدیه و مخصوصه مشغول کشتار ارامنه و آسوریان و یونانی ها بودنددر واقع در نسل کشی ارامنه و آسوریان اکراد مجری و ترکها آمر بودند.

    ناشناس بهمن ۱۹, ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۰
    0
    0

    سلام آقای محمودی عزیز
    قسمتی که مربوط به ریشه یابی واژه کرد بود برایم خیلی جالب و تازه بود و همانطور که به خوبی اشاره کردید معنای عشایر برای واژه کرد تنها در کتابهای معاصر یافت میشود و درکتابهای قدیمی کرد به معنای شجاع دلیر است .

    در تائید فرمایش جنابعالی باید اشاره کنم در شاهنامه فردوسی آنجا که فردوسی به ماجرای کاوه آهنگر میرسد از او با نام “مرد گرد” یاد میکند که من اندکی درباره آن جستجو کردم فهمیدم که گرد به معنای پهلوان و دلیر است و مترادف واژه کرد است که فردوسی کردها را از نژاد کاوه آهنگر میداند .

    کرد بهمن ۱۹, ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۰
    0
    0

    محمودی عزیز و ارجمند ریشه ی این تفکر که هورامی ها کرد نیستند همانطور که فرمودید برمیگردد به حدود ۱۰۰ سال پیش.

    اما جهت تکمیل فرمایشات جنابعالی نکته ای را خدمتتان عرض کنم :
    حدود چهل پنجاه سال پیش و اساسا بعد از نگارش کتابهایی چون تاریخ مردوخ بعضی از اشخاص که دقیقا مشخص نبود از کجا دستمزد می گیرند طی تحقیقات به اصطلاح کردشناسانه خود این موضوع توطئه و تفرقه برانگیز را علم کردند که هورامی ها در ایران و عراق و زازاکی ها در استان “درسیم” در کردستان ترکیه کرد نیستند.

    در این هنگام بسیاری از محقیقن باشرافت و باسواد کرد به این ذهنیت غیر علمی پاسخ دادند و این اشخاص توطئه گر چون توان پاسخگویی علمی به آنها را نداشتند نیز خاموش شدند.

    ولی متاسفانه در این اواخر و چندسال گذشته این تفکر توطعه برانگیز این بار گریبانگیر بعضی از به اصطلاح نویسندگان کرد به ویژه در هورامان ایران شده است و بدون کنکاش و پژوهش در لهجه های کردی به دنبال هویت غیرکردی برای هورامانی ها و لهجه ی همیشگی کردی هورامی برآمدند.

    مثلا آخرین نمونه آن نوشتار نویسنده نودشه ای با عنوان «زبان هورامی به دنبال هویت دیرین» در سیروان شماره ۳۹۰ شنبه ۲۴ تیر ۸۵ باشد.

    اما در سراسر مقاله این شخص سندی علمی دال بر هویت مستقل لهجه هورامی وجود ندارد.
    گذشته از این کسانی که حاضر به پذیرش و پذیرفتن هویت و موجودیت کرد و کردها نبوده و نیستند به نوشتارشان هرگز نمی توان اطمینان و بسنده کرد. این افراد را باید جزو نژادپرستان مردودی دانست که حتی چند قدمی خود را نمی بینند و ندیده اند بلکه از هویت و موجودیت ملی خود نیز بی خبر هستند .

    انشالله جوانان فرهیخته و باسوادی چون جنابعالی پیدا شوند که راهی که شما در پیش گرفته اید را دنبال کنند و اجازه ندهند این تفکرات شوم دامان مردم اورامانات را بگیرد .

    روناک بهمن ۱۹, ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۱
    2
    0

    ده ستان خوشویت اقای محمودی

نقد و بررسی

مهمترین اخبار