نقدی بر تحریف و تاریخ سازی(هورامان و فتوحات اسلامی) / ابراهیم شمس

نقدی بر تحریف و تاریخ سازی(هورامان و فتوحات اسلامی) / ابراهیم شمس

نقدی بر تحریف و تاریخ سازی(هورامان و فتوحات اسلامی) / ابراهیم شمس

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس، مدتی ست ، شاهد برخی مقالات در مورد تاریخ هورامان در سایتهای شهرستان هستیم. تاریخ هورامان تاریخی نانوشته است و الان داریم برای آن تاریخ سازی می کنیم. این بالنفسه کار خوبی است اما باید منابع ما مستدل و مستند باشند. آوردن لیستی از منابع مشهور تاریخ اسلام و نویسندگانی همچون واقدی و بلازری و ابن اسحاق و ابن هشام و طبری و مسعودی و یعقوبی و ابن اثیر و ووو که در کتبشان حتی برای یک بار نام هورامان نیامده و یا در مورد فتح پاوه و هورامان هیچ اشاره ای نشده، کار درستی نمی تواند باشد. کار کردن در هر حوزه ای نیازمند دانش بسیار بالا در آن حوزه است. نمی توان با ردیف کردن مطالب خارج از واقعیت و به زور قبولاندن آنها به جامعه نویسنده خوبی شد.

 بنده سالهاست در تاریخ هورامان کار پژوهشی می کنم که ماحصل آن چندین صد صفحه نوشته ایست که تاکنون توفیق چاپ آنها را نداشته ام. خیلی خوشحال می شوم دوستانی که نظریاتی در مورد تاریخ هورامان دارند تشریف بیاورند تا جلسات پرسش و پاسخ و یا پنلی تخصصی در موسسه نسیم فرهنگ هورامان و در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و با حضور علاقمندان به تاریخ و فرهنگ هورامان برای آنها برگزار نماییم.

بنده با توجه به رسالتی که به عنوان مدیر فرهنگی دارم و تخصصی که طی سالها تحقیق و پژوهش در تاریخ هورامان کسب نموده ام، بر خود لازم دانستم گاهگاهی مقالاتی تاریخی  و اما اینبار به زبان فارسی برای خوانندگان ارائه نمایم تا شاید پاسخی باشد به شک و تردیدهایی که بوسیله این تاریخ سازیها در دل خوانندگان افتاده است.

اولین بحثی که در اینجا مطرح می کنم، اسلام و هورامان است.

اسلام در هورامان؟ 

در هورامان ما چیزی به نام تاریخ مدون که بتوان به آن استناد کرد، نداریم. پس برای پیدا کردن اصالت و هویتمان باید بدون تعصب در لابلای تاریخ دیگران به جستجو بپردازیم و از منابع شفاهی بهره گیریم. صرف اینکه شاید اشتباه کنیم، ما را از جستجو و تفحص باز ندارد. بنده برای خود نظریاتی دارم که قابل نقد هستند هیچگاه کسی را وادار به قبولاندن این نظریات نمی کنم و بسیار خوشحال خواهم شد کسی با ادله کافی آنها را به تیغ نقد کشیده رد نماید.

یکی از مباحث تاریخ نانوشته ی هورامان، بحث چگونگی ورود سپاهیان اسلام به هورامان و اصولا چگونه مسلمان شدن مردم این منطقه است.

۱-  آیا سپاهیان صدر اسلام در زمان فتوحات به هورامان وارد شده اند؟

برای یافتن پاسخ ابتدا به سراغ هر آنچه در منابع کتبی و شفاهی در این زمینه وجود دارد می رویم. شاید تنها مطلبی که در این زمینه وجود دارد و استناد به آن با توجه به عدم منبع اولیه و گذشت بیش از هزار و اندی از واقعه ممکن نیست، مطلبی باشد که در تاریخ مردوخ در این باب درج شده است: فتوحات شارزور و هورامان بدست سپاهیان اسلام که اصل منبع کتاب سیرالاکراد عبدالقادر بن رستم بابانی است. چون بسیاری از ماموسا مردوخ به این منبع استناد کرده اند.

مختصری از این مطلب:

« با فجر اسلام و شروع فتوحات و ورود سپاه اسلام به ایران و تسخیر مداین، شاهنشاه ایران به سوی شرق عقب نشینی کرد. در حوالی جلولا یکی از سرداران سپاه خود به نام «پاو» را مامور کرد به مناطق کردنشین برود و به فراهم نمودن سپاه و آذوقه بپردازد. پاو به شهرزور رفت و متوجه شد سپاه اسلام در حال پیشرویست. با سپاهیانش برگشت و در بین راه به دهی با صفا رسید دید مردمانش مسیحی هستند. مردم را به دین آبا و اجدادی خودشان خواند همه استقبال کردند و آتشکده ها روشن شدند و به افتخارش نام ده خود را پاوه نهادند. چندی بعد سپاه اسلام به فرماندهی عبدالله ابن عمر(رض) شهرزور را تسخر کرد  اما در جنگی در نزدیکی حلبجه یکی از سرداران سپاه به نام ابوعبیده انصاری شهید شد که امروزه مزارش در روستایی به نام (عبابیلی)در همانجا واقع شده است. سپاه اسلام پس از فتح شهرزور روی به پاوه نهاد و جنگی سخت در گرفت و مردم جانانه مقاومت کردند و ۵۰۰ نفر از سپاه اسلام را کشتند اما سپاه عرب تمام مردمان را از دم تیغ گذرانیدند و زن و فرزندانشان را به اسیری گرفتند. پس از کشتار مردم و تخریب آبادی، آتشکده پاو ویران شد و معابد منهدم و به جای آنها مسجد برقرار گردید. عبداله بن عمر(رض)مسجدی بنا نهاد که شخصاً عمودهای آن را با دست خویش کار گذاشت و این مسجد امروزه در وسط شهر پاوه به نام مسجد حضرت عبدالله مشهور است. بدین ترتیب اسلام درهورامان درسال هجدهم هجری برقرار گردید. عبدالله بن عمر یکی از اولاد معاذ ابن جبل را در پاوه گذاشت و خود به روستاهای اطراف رفته و در هر روستایی مسجدی و در برخی جاها خانقاه ساخته است.»

من (نگارنده این سطور) این موضوع را با طرح سوالی تشریح می کنم: در نزدیکی حلبچه روستایی به نام (عبابیلی) وجود دارد که گویا مدفن یکی از صحابه و یکی از فرماندهان فتوحات است به نام ابوعبیده انصاری.  با مراجعه به تواریخ اسلام تنها دو صحابی فرمانده به این اسم یافت می شوند: یکی ابوعبیده ثقفی که در سال ۱۳ هجری در نبرد جسر به شهادت رسیده دومی ابوعبیده جراح صحابی مشهور که به سال ۱۸ هجری در جبهه غرب (اردن) بر اثر بیماری طاعون درگذشت.

حال بدانیم  این ابوعبیده انصاری در روستای (عبابه یلی) کیست؟ آیا منظور یکی از این دو نفر است یا کسی دیگر به این اسم وجود دارد؟

در تاریخ دوره فتوحات فقط نام این دو ابو عبیده آمده است. ابوعبیده ثقفی در حنگ جسر و قبل از رسیدن دامنه فتوحات به منطقه ما کشته شده است. ابوعبیده جراح هم به سال ۱۸ هجری در طاعون عمواس در شام وفات کرد. با این اوصاف میتوان این فرضیه را مطرح کرد که ابوعبیده جراح در فتوح منطقه شهرزور مشارکت کرده و به دلیل باقی ماندن نام و خاطره او، این نام بر روی مکانی هم گذاشته شده باشد( عبابیلی) که البته داده های تاریخی این فرضیه را هم تایید نمیکند. زیرا منابع از جمله بلاذری فاتح شهرزور را فرد دیگری به نام عتبه بن فرقد سلمی دانسته اند. که این منطقه را پس از سال ۲۰ هجری بعنی پس از وفات هردو ابوعبیده فتح کرد. بنابراین ارتباط مستقیم نام عبابیلی با هردو ابوعبیده معروف دوره فتوح منتفی است(حتی به صورت مشارکت در فتح شهرزور و وفات در جای دیگر)… فرض دیگری که می توان مطرح کرد وجود ابوعبیده ناشناخته تری است که در فتح منطقه مشارکت کرده(با توجه به لقب انصاری) و در خاطره جمعی مردم منطقه باقی مانده است اما در منابع مکتوب اشاره ای به وجود آن نشده است. با این حال اثبات این فرضیه هم بدون منبع ممکن نیست.

بنده فکر میکنم این نام و نامگذاری پسینی باشد به این معنی که در دوره های بعد نام این صحابی بر منطقه گذاشته شده باشد. همانطور که مثلا در افغانستان مزار شریف(مزار حضرت علی) وجود دارد. در حالی که حضرت علی هیچگاه به مشرق نرفت. حال ممکن است مزار ابوعبیده در شارزوور در اصل متعلق به ابوعبیده نامی از مردم مورد احترام بوده باشد. اما به مرور زمان شخصیت اصلی فراموش شده و مردم آنرا به شخصیت شناخته شده ی تاریخ اسلام نسبت داده باشند. این فرایندی است که در نامگذاری بسیاری از اماکن مقدس تکرار شده است. همچنانکه در گوشه گوشه هورامان مقابری را با نام اصحاب پیامبر(ص) نامگذاری کرده اند .مثلا در روستای کاشتر منطقه ژاورو مزاری منسوب به عکاشه بن محصن صحابی مشهور وجود دارد. در حالیکه به استناد تواریخ اسلامی ایشان در سال ۱۱ هجری در جنگهای رده به شهادت رسیده است. و یا در مورد ویس القرنی که آرامگاهی به همین نام و منسوب به وی در ماهیدشت وجود دارد و مورد احترام و تقدس بسیاری از مردم منطقه است اما برابر شواهد و مستندات تاریخی ویس القرنی در رکاب حضرت علی در جنگ صفین حضور یافته و به شهادت رسیده است.

در فتوح البلدان بلاذری جلد اول صفحه ۳۲۵ در مورد فتح شهرزور این چند خط نوشته شده است:

«فتح شهرزور والصامغان و دراباذ : حدثنی إِسْحَاق بْن سُلَیْمَان الشهرزوری، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِی عن مُحَمَّد بْن مروان عَنِ الکلبی عن بعض آل عزره البجلی أن عزره بْن قیس حاول فتح شهرزور وهو وال عَلَى حلوان فی خلافه عمر فلم یقدر علیها فغزاها عتبه بْن فرقد ففتحها بعد قتال عَلَى مثل صلح حلوان، وکانت العقارب تصیب الرجل منَ المسلمین فیموت .

وحدثنی إِسْحَاق عن أبیه عن مشایخهم، قَالَ: صالح أهل الصامغان ودراباذ عتبه عَلَى الجزیه والخراج عَلَى أن لا یقتلوا ولا یسبوا ولا یمنعوا طریقا یسلکونه.

حدثنی أبو رجاء الحلوانی عن أبیه عن مشایخ شهرزور، قَالُوا:

شهرزور والصامغان ودراباذ من فتوح عتبه بْن فرقد السلمی فتحها وقاتل الأکراد فقتل منهم خلقا، وکتب إِلَى عُمَر: أنی قَدْ بلغت بفتوحی أذربیجان فولاه إیاه وولى هرثمه بْن عرفجه الموصل.

قَالُوا: ولم تزل شهرزور. وأعمالها مضمومه إِلَى الموصل حَتَّى فرقت فی آخر خلافه الرشید فولى شهرزور والصامغان ودراباذ رجل مفرد وکان رزق عامل کل کوره من کور الموصل مائتی درهم فخط لهذه الکور ستمائه درهم »

اسحق ابن سلیمان شهرزوری برایم نقل کرد: پدرم از محمد ابن مروان او هم از کلبی او هم از تعدادی از مردم طایفه عزره بجلی شنیده که  عزره بن قیس خواست شهرزور را فتح کند نتوانست والی حلوان بود در زمان حضرت عمر. عتبه بن فرقد شهرزور را فتح کرد پس از درگیری. سپس با مردم آنجا مصالحه کرد مانند مردم حلوان. در شهرزور عده ای از مسلمانان به علت عقرب زدگی فوت کردند.

اسحاق نقل می کند که عتبه با اهل آنجا مصالحه کرد که جزیه بپردازند ودیگر کسی کشته نشود اسیر نگرددو کسی کاری به آنان نداشته باشد.

ابورجاء حلوانی نقل می کند از پدر و استادانش که: شهرزور و صامغان و دراباز فتوحات عتبه بن فرقد سلمی بود و عده زیادی از کردهای آنجا را به قتل رساند و به عمر نامه نوشت که فتوحات من به آذر بایجان رسیده پس او را امیر آنجا کرد و هرثم بن عرفجه را والی موصل کرد.

گویند: شهرزور و حومه آن جزء موصل به حساب می آمد تا خلافت هارون الرشید.

اما اگر به دنبال حقیقت باشیم و بخواهیم آنچه واقعیت است آن را بیان کنیم، باید برای یافتن تاریخ سراغ منبع اصلی و سرچشمه برویم. منابع اصلی تاریخ اسلام  همانانی هستند که در ابتدا اشاره نمودم. آن منبعی که در مورد فتوحات اسلامی بحث می کند و تمامی نوشته های در باب فتوحات از این منبع بهره می جویند، فتوح البلدان بلاذری است. بلاذری می گوید: فرمانده سپاه فاتح شهرزور عتبه ابن فرقد است و اصلا از عبدالله ابن عمر نامی به میان نمی آید.

در مورد هورامان تخت گفته می شود اسلام خیلی دیرتر به این منطقه رسیده است. هنگامیکه در قرن نهم هجری مولانا گشایش یکی از علمای بلند پایه که در تاریخ مشاهیر کرد نیز ذکر شده است، به هورامان آمده و مردم را تشویق و ترغیب به آیین مقدس اسلام نموده است اما مردم زیر بار نرفته، جوانان از قدمای خود پرسیده اند راستی قرآن قدیم تر است یا معرفت پیرشالیار؟ پیران نیز پاسخ داده اند: معرفت پیرشالیار قدیم تر است قرآن را دیروز گشایش کور آورده است.

 این موضوع نشان دهنده آن است که تا چند قرن پس از اسلام مردم هنوز محبت پیرشالیار را در دل داشته و پس از قبول اسلام پیرشان را تبدیل به قدیسی بزرگ در دین اسلام نموده اند. بطوریکه دو سنت بزرگ در آیین میترایی یعنی یکی از جشنهای گاهنبار در وسط بهار و جشن سده در وسط زمستان را منسوب به ایشان نموده و با رنگ و بویی اسلامی تحت نام های مراسم کومسای و عروسی پیر هر ساله با نظم و زیبایی خاصی آن را برگزار می نمایند.

هر گاه در پاوه یا هورامان لهون از شخصی کهنسال بپرسی این منطقه چگونه به تصرف اسلام در آمده است، چگونگی هجوم سپاه اسلام به شهرزور و پاوه و مقاومت جانانه مردم این دیار در برابر لشکر متخاصم و جانفشانی صحابه و جنگ طرفین در قلعه پاسگه و قلعه دزی و دیلی که در آن حمام خون به پا شده است را با آب وتاب تعریف می کند. اما این تاریخ شفاهی متاسفانه از منبعی موثق و مورد اطمینان بدست نیامده است. تنها منبع نوشته شده این واقعه کتاب سیرالاکراد عبدالقادر بن رستم بابان است که ماموسا مردوخ نیز در تاریخ خود عین این مطلب را آورده است.

ما  بارها شنیده ایم سپاه اسلام در عصر فتوحات هورامان را فتح و بیشتر مکانهای آن را به ضرب و زور شمشیر مسلمان کرده و فرمانده سپاه اسلام در این منطقه عبدالله ابن عمر (رض) بوده که به محض فتح هر روستایی در آن مسجدی بنا نهاده است بطوریکه امروزه بیشتر مساجد روستاهای هورامان مسمی به نام مسجد حضرت عبدالله می باشند.

با استناد به کتاب “کوردستان لە بەر دەم فتووحاتی ئێسلامی ” به قلم حسن محمد محمدکریم، عبدالله ابن عمر (رض) هیچگاه بر کردستان وارد نشده است تا مسجد بسازد.

این نویسنده با ضرس قاطع ثابت کرده است که قبر هیچ صحابی چه با شهادت و چه با مرگ عادی در کردستان وجود ندارد.

یا مساجدی که به نام حضرت عبدالله بن عمر (رض) در روستاهای هورامان وجود دارند در صورتیکه در هیچیک از منابع اسلامی نیامده سپاهیان اسلام به هورامان آمده باشند.

این پرسش که آیا مسلمانان صدر اسلام در زمان فتوحات بر هورامان وارد و این منطقه را همانند دیگر مناطق کردستان به تصرف خود در آورده و در اینجا حکومت اسلامی برقرار نموده اند و فرمانده سپاه اسلام عبدالله ابن عمر (رض) در تمام روستاهای هورامان اقدام به ساخت مسجد نموده است، در وهم و گمان است و تاکنون برای ما کشف رمز نگردیده   و در هیچ یک از منابع و کتب اسلامی این موضوع مکتوب نشده و یا اینکه حداقل به دست ما نرسیده است. 

این گفتار، بر تمام حدس و گمانها و تاریخ سازیهایی که در این یکی دو ساله به عمد یا از روی ناآگاهی برای هورامان و پیوند آن با تاریخ صدر اسلام صورت گرفته اند ، خط بطلان می کشد.

سخن آخر

وقتی با تمسخر گفته می شود که هورامیها از زیر مجموعه ایل گوران هستند، این بدان معناست که نویسنده این گفتار یا بی سواد محض است یا کینه ای عمیق نسبت به هورامان و زبان هورامی در دل دارد.  امیدوارم خداوند توفیق دهد در سلسله مقالاتی به تمام این وهم وگمانها در مورد هورامان و تاریخ آن و زبان هورامی پاسخ دهم.



۱۳ دیدگاه

    هادی محمودی بهمن ۲۵, ۱۳۹۶ - ۱۷:۱۸
    14
    0

    Haadi Mahmoudi:
    سلام و عرض ادب و احترام
    جناب آقای شمس عزیز ؛ ابتدا عذرخواهی بنده را بابت اینکه خیلی دیر جواب دادم بپذیرید.

    .

    البته راستش را میخواهید چند شب پیش از پاوه لینک مقاله شما را برای بنده فرستادند که چون در جایی بودم نتونستم همون لحظه بخوانم و بعد هم به علت مشغله کاری فراموش کردم که مقاله شما را بخوانم ؛ اما امروز ظهر باهام تماس گرفتند و بنده نیز به دقت مقاله شما را خواندم .
    .
    .

    اما موضوع اول )
    فرمودید که عذرخواهی کنم !!!

    باید عرض کنم که فقط انسانهای کوچک اگر اشتباه کنند عذرخواهی نمی کنند و بنده نیز اگر مرتکب اشتباهی بشوم قطعا عذر خواهی خواهم کرد .

    ولی بابت چه چیزی بنده عذر خواهی کنم ؟؟؟
    .

    همانطور که عرض کردم امروز ظهر بنده مقاله شما را به دقت خواندم و آن هم دوبار و با دقت !!!

    و حتی در بار دوم هرچه گشتم ؛ واقعا چیزی در مقاله شما ندیدم که گفته های من را رد کنید و اشتباه من را بهم یاد آوری کنید تا بفهمم که کجا اشتباه کرده ام !!!
    .

    معنا و مفهوم مقاله شما در خصوص نحوه ورود اسلام به پاوه این بود که اسلام با زور شمشیر وارد پاوه نشده است و داستانهای ساخته و پرداخته در خصوص نحوه ورود اسلام به پاوه دروغ است .
    .
    خوب آقای شمس عزیز بنده نیز که قبل از شما در مقاله ام همین رو گفتم و مقاله شما هیچ فرقی با مقاله بنده نداشت !!!

    تنها تفاوت مقاله شما با بنده در خصوص این موضوع این بود که منابع شما با منابع بنده فرق داشت ولی از نظر مفهوم کاملا عین همدیگر بود !!!

    (البته احساس مینم که شما مقاله بنده را نخوانده اید و تنها براساس شنیده ها و یا نظرات قضاوت کرده اید ؛ باید عرض کنم من خیلی به ندرت به شنیده اعتماد میکنم و نظرات مقاله ها را به ندرت میخوانم ؛شما هم زیاد توجهی به شنیده ها و نظرات نکنید؛ لطفا خودتان مقاله بنده را بخوانید)
    .
    .

    موضوع دوم )
    بنده افتخار آشنایی با حضرت عالی را ندارم و هیچ شناختی از جنابعالی ندارم اما احساس میکنم که باید معلم باشید .
    .
    چون از پیامبر(ص) روایت است که معلمی شغل انبیا است . به این جهت که معلمان صالح با انبیا محشور میگردند ؛ بنده هموراه بیشترین احترام را برای معلمان قائل هستم و نقطه نظرات یک معلم برای بنده خیلی مهمتر از بقیه است .
    .
    .
    به این جهت بنده از راه دور دست شما می بوسم و از زحماتتون بابت اعتلاء فرهنگ پاوه و تربیت فرزندان این خطه قدردانی و تشکر دارم و سر تعظیم در برابر شما فرود میاورم .

    .

    از شما تقاضا دارم که مقالات بنده را در سالی که گذشته مطالعه بفرمائید و نقطه نظرات خود را در خصوص تمامی مقالاتی که در طی یکسال اخیر نگاشته ام برای بنده بفرستید .

    باز هم از شما کمال تشکر و قدردانی را دارم و از راه دور دست شما را می بوسم .

    .
    .

    موضوع سوم )
    آقای شمس عزیز و گرامی ؛ جنابعالی به آقایی مثل “حقیقت بین” به این جهت که دقیقا متوجه فرمایش جنابعالی نشده بود؛ گفتید “حالی نشده” ؛ خوب اگر نیک و منصفانه بنگرید ؛ نسبت شما به امین هم دقیقا مثل نسبت بنده به جنابعالی است.
    .

    همانطور که آقای “حقیقت بین” متوجه فرمایش جنابعالی نشده بود؛ شما هم متوجه فرمایش بنده نشده اید ؛ اما آیا روا بود بنده به شما میگفتم “ناحالـی” یا “نفهم” ؛ مسلما که شما این حرفها را برای خودتان نمی پسندیدید و بنده هم هیچ وقت به شما چنین حرفهایی نمیزنم .
    .

    پس چطور به این آقا این حرفها را زدید (باید براش شفاف و روشن توضیح میدادید نه اینکه بهش برچسب بزنید)

    .

    به این جهت که جنابعالی متوجه مفهوم مقاله بنده نشده اید و به بنده “بیسواد محض” و “متنفر از هوارمان” و … گفتید ؛ بنده خرده ای برشما نمی گیرم و همچنین به جهت صحبت هایی که در دو پارگراف قبلی عرض کردم .

    اما تقاضای که دوباره از شما دارم این است که اگر با دقت کامنتهای آقایان “رستمی تبار” و “امین” و “حقیقت بین” و …( البته بنده هیچکدام از آنها را مانند شما نمیشناسم)؛ را بخوانید متوجه میشود که این آقایان در نهایت ادب و احترام جنابعالی را خطاب قرار داده اند و توصیه های عاقلانه ای هم به شما کرده اند .

    احساس میکنم این آقایان از دست شما باید خیلی ناراحت شده باشند ؛ تقاضا دارم از دل این عزیزان در بیاورید (حداقل اگر در اینجا نمیخواهید چیزی بنویسید؛ اگر این آقایان را میشناسید یه تماسی با آنها بگیرید و از دلشان در بیاورید )
    .
    .
    .
    موضوع چهارم )
    هدف بنده در این مدت روشن کردن گذشته پراز ابهام خطه هورامان و بیان کردن حقایق براساس مستندات تاریخی بود و قبل از اینکه شروع به نوشتن درباره تاریخ هورامان کنم به خوبی می دانستم که در آینده چه پیش می اید و قطعا واکنش های را متوجه میشوم .

    .

    البته که بنده به خوبی میدانم که علت این پیش داروی ها درخصوص مقالات بنده چه بوده است ؟
    .

    هنگامی که در یک جامعه سطح مطالعه خیلی پایین باشد و در این هنگام شخصی بیاید حرفهایی را بزند که برای اون جامعه جدید باشد اولین واکنش برخی ها ” تئوری توطئه” است که فکر میکنند شخص ارائه دهنده یک نظر جدید میخواهد فرهنگ و واقعیات را تحریف و مردم را فریب بدهد !!!

    .
    .
    “تئوری توطئه در شکل حاد آن بیانگر این است که تمامی بدبختی‌های عالم در پی اعمال گروهی از افراد پرنفوذ و معمولاً پنهان است. در بیان این مفهوم گفته می‌شود اشخاص تیزهوشی دارای امکانات سیاسی، مالی، نظامی، روانی و علمی در پس تمام حوادث خوب و بد این دنیا هستند.”

    .

    البته این توهم تئوری توطئه در کشورهای پیشرفته هیچ وقت رخ نمیدهد و در این کشورها برعکس است؛ یعنی مردم کشورهای مترقی و پیشرفته ؛ از ایده اها و نظرات جدید به شدت استقبال میکنند و دقیقا هم علت پیشرفت این ملل همین است که از ایده های جدید استقبال میکنند و دنباله رو این اشخاص هستند .

    اما متاسفانه در جامعه ما نه تنها دنباله رو ایده های جدید نیستند و دوست دارند همواره برهمان عقاید گذشته بمانند بلکه اشخاصی که ایده های جدیدی را مطرح میکنند به شدت در برابر آنها می ایستند .
    .
    .
    .
    .همانطور که در پیوست این مقاله آخری عرض کردم تاریخ هورامان در سه مقطع به نظر بنده اساسی بود که بنده درخصوص هرسه مقطع تحقیق کردم که اصل نوشته ها را در “کتاب تاریخ کردستان” درج کردم و خلاصه آنها رابرای سایت ها محلی هورامان فرستادم و مشاهده کردید و دیگر وقایع هورامان تاثیر زیادی بر تاریخ کُردها ندارد و همانطور که قبلا هم عرض کردم دیگر در خصوص هورامان علاقه ای به نوشتن ندارم و دیگر فکر نمیکنم در خصوص هورامان چیزی بنویسم .
    .
    .

    انشالله این تلاشهایی که بنده در این مدت انجام دادم مثمر ثمر باشد و جنابعالی و همکاران محترم و عزیزتان در موئسسه ای که فرمودید نسیم هورامان نام دارد؛ به تکاپو افتاده باشید تا در زمینه خطه هورامان با یک نگرش نو به موضوعات بنگرید تا انشالله بتوانید تاریخ واقعی و به دور از دروغ و تحریف را برای خطه هورامان به نگارش در آورید .
    .
    .
    برای جنابعالی و دوستان عزیز و محترمتان آرزوی سلامتی و طول عمر دارم
    خدوند متعال حفظتان کند .
    .

    هادی محمودی
    ۲۵/۱۱/۱۳۹۶

    ابراهیم شمس بهمن ۲۵, ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۳
    0
    13

    با تشکر فراوان از دوستان عزیز جناب آقایان معاذی، نقی زاده ، بهمنی و ناشناسی که به زیبایی نظرات خود را در مورد هورامان و زبان هورامی بیان داشتند.

    واما عزیزان :

    ۱- جناب آقای رستمی تبار بحث سر رقابت و تفاهم نیست. بحث سر زیر سوال بردن یک فرهنگ و زبان و هویت است. جناب محمودی را من اصلا نمی شناسم و کاری با ایشان ندارم که باهاش مثلا به تفاهم برسم. ایشان هم به هویت وهم به زبان و هم به فرهنگ هورامان به عمد و یا به سهو توهین نموده است. من اگر جای ایشان بودم در همین سایت خبری از مردم هورامان عذر خواهی می کردم.

    ۲- جناب امین اگر خوب مقاله را بخوانید خواهید دید این جمله نقل قول است. من در کل این مورد را رد کرده ام.

    ۳- جناب حقیقت بین! متاسفانه شما اشتباه حالی شده اید. عزیز من بین جغرافیای گوران و ایل گوران زمین تا آسمان تفاوتهاست. ان شاء الله در مباحث بعدی این موارد را خواهم نوشت.

    مدیریت سایت بهمن ۲۵, ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۲
    0
    0

    باسلام
    با بررسی دیدگاه های مخاطب تعدادی از نظرات در این مطلب ومقاله ی آقای محمودی مشاهده گردید توسط یک نفر با نام های مختلف منتشر شده که ضمن عرض پوزش تنها به یک نظر این عزیزان اکتفا وسایر نظرات حذف می گردد این در شرایطی است آن ا جمند می توانست با نام خویش دهها بار به نشر دیدگاه اهتمام ورزد ومنعی در این راستا وجود ندارد
    لازم به ذکراست ادبباتی که توام با توهین باشد اگرچه هم متقن باشد چنان به دل نمی نشیند واز نقیضه ی بالایی برخوردار خواهد بود
    آنهائیکه به طرح موضوع اهتمام می ورزند صاحب دیدگاهی هستند و تمایل دارند آگاهانه ویا غیرآگاهانه به نشر پیامی مبادرت نمایند بنابراین معقول آن است نقد وارده خویش را با ادبیات مثبت بیان نمائیم قطعا از تاثیرگذاری بیشتری برخوردار هم خواهد شد

    بهمنی بهمن ۲۴, ۱۳۹۶ - ۲۰:۲۴
    0
    0

    کاکە ابراهیم دەست وەش بۆ، بە راسی ئێمە ساڵهان کە پی تاریخە بە قۆڵو فارسی “زدو نەقیزا” عاذەتما کەردەن و هەر کەس بە شێوەو ویر کەردەو وێش سەرو تاریخو هۆرامنی قسێ کەرۆ و تا ئیسەیچ کە من بزانو هیچ سەرچەمێوتەر نێژگەم تاریخەکەو مەردۆخیشا نەبیەن دەسۆ, ئی کارە کە جەنابەت کەردەن و گەرەکتا کەریش یاگێ وەشحاڵیەنە پەی گردیما، بەڵام مەسەلێوە کە چێگەنە بە ئاشکرا وێش مرمانۆ ویرو ڕێ شەخسێێنێ کە فەرو جارا دلێ هۆرامی نویسەکانە وینمێشا، ئانێ کە ئاتەئیستێنێ و یا کۆمۆنیستێنێ و یا ئەساسەن چەەپێنێ، چەنی ئانیشا کە ویروڕێوی جیاواز و گەرایشی ریالیستی و مەزهەبی و یا دینیشا هەنێ، کامڵەن فەرق کەرا، جە هەمان حاڵەنە هەردوە لایەن یەک مستەنەدشا ئینا وەرو دەسانە و ئاذیچ تاریخەکەو مەردۆخیا کە هەر کامەشا بە بەرژەوەندی و بۆچونو وێشا سەرش منویسا.ئی شێوە بەربەرەکانێ و رەقابەتە تەنیا دلێ ئێمەنە نیا بەڵکو جە سەراسەرو تاریخ نویسا دنیایەنە هەر باو بیەن و هەر مەنۆیچ. دیارا دلێ ئی دوە بۆچونیەنە (ویرکەردەیەنە) جەرەیانێو هەن کە تەماشا کەرۆ تا بزانۆ کامە لایەن یا بۆچون فرەتەر ئەقڵانیتەرا یا بە واقعیەتی نزیکتەرا، سەرنجش کێشیۆ لا ئانەیشارە، ئینە جە زەمانێوەنە باوەرپەنەکریاتەرا کە استناد یا سەرچەمیو مەوجوود نەبۆ.
    مەسەلێوەتەرە کە کریۆ بە ئەقڵ و مەنتێق سەرش قسێ کەرمێ، ئانەنە کە جە دنیانە و جە درێژایی تاریخو بەشەریەنە هیچ هێزێو یا وەڵاتێوی داگیرکەر مەتاومێ بێزمێ کە بە بێ خشونەت یا قەتڵو غارەت وەڵاتێوتەرش داگیر کەردەبۆ، دیارا هەمیشە دلێ خەڵکیەنە بۆچونێ جیاوازێ بیێنێ، کە بەشێوشا پشتیوانو هێز یا وەڵاتی داگیرکەری بیێنێ، هۆرامانیچ چا قاعێدەیە مەتاوۆ ئێستسنا بۆ، ئەگەر سەرنجێو دەیمێ ئۆ تاریخو معاسرو ئارۆ وەڵاتە دۆروبەرەکاما، پەیما بەر گنۆ کە هەرچی ئارۆ روە مذۆ گاهەز بە تۆزێو جیاوازی “مەکان و زەمان” چەنی هەزار ساڵێ چیوەڵتەری فەرقێوی گۆرەش نیا، چی صدام حسین قەتلو کۆشتارو کۆردسانیش نامێ نیا “ئەنفال” چی داعش پاسشە ئارد سەرو نامۆسڵمانەکا شەنگاڵیەرە، ئایا دینی “یاگەگیر” یا حکومەتی تازە، چا زەمانەنە “نعمەتش” ئاردەن پەی خەڵکی یا “نێگبەت”.
    ئینە گرد سۆئالێێ و یا پەرسێنێ کە هەر ئێنسانێوی با وژدان بە بێ جیاوازی ئیدە و یا دین و بۆچون، متاوۆ جە وێش کەرۆشا و جوابەکەیچش گێرۆوە، دیسان دەست وەش بۆ، ئۆمێذوارەنا کە بتاوی چی کارە گۆرەنە کە دەست پەنە کەردەن بە بێ جیاوازی و دوور جە هەر نۆعە گەرایێشێوی زاڵی کە هەرمانەکێت بەرۆ لاوێشەرە پارێزیەی. موەفەق و سەرکۆتەبی برای ئازیز.

    حقیقت بین بهمن ۲۴, ۱۳۹۶ - ۱۸:۴۷
    5
    1

    جناب آقای ابراهیم شمس عزیز و محترم

    منظورتان از این جمله که فرمودید هورامی ها زیرمجموعه ایل گوران نیستند چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    آیا شما هورامی ها را مردمی جدا از گوران ها میدانید و هویت دیگری برا آنها قائل هستید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    هورامی ها در تمامی تحقیقات علمی و زبانشناسی و تاریخ همه محققین و حتی در دانشنامه بریتانیکا که قدیمی‌ترین دانشنامه انگلیسی‌زبان محسوب می‌شود و توسط ۱۰۰ ویراستار تمام وقت و بیش از ۴٫۰۰۰ مشارکت‌کننده که خود شامل ۱۱۰ نفر از برندگان جایزه نوبل و ۵ رئیس‌جمهور است زیر مجموعه گوران ها معرفی شده است.
    این هم سندش :
    https://www.britannica.com/topic/Iranian-languages

    خیلی جالب است تا حالا که اظهار میداشتید هورامی ها کرد نیستند !!!!!!!!!!!!!!

    حالا حالا اعتقاد دارید که هورامی ها گوران هم نیستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    نکته بین بهمن ۲۴, ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۰
    5
    6

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت مدیریت محترم موسسه فرهنگ هورامان .

    تشکر بابت زحمتی کشیده اید و این مطالب را جمع آوری و بیان نمودید ، اما ذکر چند نکته مهم لازم و ضروری است .

    نکته ۱) بسیار جای تعجب است که در ابتدای کلامتان فرمودید در هیچکدام از کتابهای واقدی و بلازری و ابن اسحاق و ابن هشام و طبری و مسعودی و یعقوبی و ابن اثیر ، حتی یکبار نامی از هورامان برده نشده است !!!
    در حالی که در تاریخ طبری جلد دوم در فصل فتوحات زمان خلیفه الثانی به صراحت از اورمان(همان هورامان) که در ولایت جبال است آمده است !!!!!!!!!!!!!!

    و در بقیه کتابهایی که نام بردید به ان قسمت از تاریخ طبری عطف داده شده است و در تمامی این کتابها به صورت کم یا زیاد همان مطالب مربوط به تاریخ طبری که در خصوص ولایت جبال است آورده شده است .

    نکته ۲ ) مطلبی بسیار عجیب که نوشتید این بود :

    “برابر شواهد مستندات تاریخی ویس القرنی در رکاب حضرت علی در جنگ صفین حضور یافته و به شهادت رسیده است”

    در سیره واقدی که اصلی ترین منبع در خصوص اصحاب و غزوات پیامبر است و سایر تواریخ من جمله طبری تمامی روایات مربوط به اصحاب پیامبر را از سیره واقدی گرفته و از واقدی نقل کرده اند در خصوص ویس القرنی آمده است که ویس القرنی در فراق دیدار پیامبر در سن پیری و در یمن وفات کرده است و مزار اونیز در یمن است .

    جای تعجب است که آقای شمس ، شما که در بیوگرافیتان در وبلاگتان نوشته اید کارشناسی ارشد تاریخ هستید ، اماچطور این دو مورد مهم را نمیدانستید !!!
    چون در ترم دوم ارشد تاریخ در درس (تاریخ اسلام از وفات پیامبر تا سال ۲۲۷) به صراحت این جزئیات جز منابع اصلی این درس است ؟؟؟؟

    اما تعجب بیشتر از این است که جنابعالی که بسیار در این متن روی مدیر و رئیس بودنتون در موئسسه هورامان مانور داده اید و چندین بار عنوان کرده اید که مدیر این موئسسه هستید چطور این چیزهای پیش پا افتاده را درباره هورامان نمیدانستید .

    اینجا سوالی که پیش میاید این است که ایا اشخاص دیگری که در این موئسسه فرهنگی هورامان هستند ایا معلومات و سواد آنها درباره هورامان مثل شما است یا خیر ؟؟؟ چون با توجه به اینکه شما به کرات اظهار میدارید مدیر این موئسسه هستید انتظار میرود که خیلی بیشتر از انها سواد و معلومات درباره هورامان داشته باشید .

    که اگر این طور باشد باید خیلی تاسف به حال شهرمان بخوریم که کارهای فرهنگیمان چه آینده ای پیدا خواهد کرد .

    اما از رسانه پاوه پرس انتظار و تقاضا داریم که در این خصوص اقدام کند و از سایر اعضا موئسسه فرهنگی هورامان در خصوص این موضوع نظر بگیرد و از آنها بخواهد که در باره هورامان مطلب بنویسند تا مشخص شود این افرادی که متولی امور فرهنگی هورامی ها و شهرمان هستند تا چه اندازه سواد و دانش دارند و ایا واقعا شایسته این سمت هستند .

    پاوه پرس عزیز اگر واقعا رسانه ای مردمی هستی و نماینده مردم لطفا اقدام کن .

    نکته بین بهمن ۲۳, ۱۳۹۶ - ۲۳:۲۴
    0
    4

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت مدیریت محترم موسسه فرهنگ هورامان .

    تشکر بابت زحمتی کشیده اید و این مطالب را جمع آوری و بیان نمودید ، اما ذکر چند نکته مهم لازم و ضروری است .

    نکته ۱) بسیار جای تعجب است که در ابتدای کلامتان فرمودید در هیچکدام از کتابهای واقدی و بلازری و ابن اسحاق و ابن هشام و طبری و مسعودی و یعقوبی و ابن اثیر ، حتی یکبار نامی از هورامان برده نشده است !!!
    در حالی که در تاریخ طبری جلد دوم در فصل فتوحات زمان خلیفه الثانی به صراحت از اورمان(همان هورامان) که در ولایت جبال است آمده است !!!!!!!!!!!!!!

    و در بقیه کتابهایی که نام بردید به ان قسمت از تاریخ طبری عطف داده شده است و در تمامی این کتابها به صورت کم یا زیاد همان مطالب مربوط به تاریخ طبری که در خصوص ولایت جبال است آورده شده است .

    نکته ۲ ) مطلبی بسیار عجیب که نوشتید این بود :
    “برابر شواهد مستندات تاریخی ویس القرنی در رکاب حضرت علی در جنگ صفین حضور یافته و به شهادت رسیده است”

    در سیره واقدی که اصلی ترین منبع در خصوص اصحاب و غزوات پیامبر است و سایر تواریخ من جمله طبری تمامی روایات مربوط به اصحاب پیامبر را از سیره واقدی گرفته و از واقدی نقل کرده اند در خصوص ویس القرنی آمده است که ویس القرنی در فراق دیدار پیامبر در سن پیری و در یمن وفات کرده است و مزار اونیز در یمن است .

    جای تعجب است که آقای شمس ، شما که در بیوگرافیتان در وبلاگتان نوشته اید کارشناسی ارشد تاریخ هستید چطور این دو مورد مهم را نمیدانستید !!!
    چون در ترم دوم ارشد تاریخ در درس (تاریخ اسلام از وفات پیامبر تا سال ۲۲۷) به صراحت این جزئیات جز منابع اصلی این درس است ؟؟؟؟

    اما تعجب بیشتر از این است که جنابعالی که بسیار در این متن روی مدیر و رئیس بودنتون در موئسسه هورامان مانور داده اید و چندین بار عنوان کرده اید که مدیر این موئسسه هستید چطور این چیزهای پیش پا افتاده را درباره هورامان نمیدانستید .

    اینجا سوالی که پیش میاید این است که ایا اشخاص دیگری که در این موئسسه فرهنگی هورامان هستند ایا معلومات و سواد آنها درباره هورامان مثل شما است یا خیر ؟؟؟ چون با توجه به اینکه شما به کرات اظهار میدارید مدیر این موئسسه هستید انتظار میرود که خیلی بیشتر از انها سواد و معلومات درباره هورامان داشته باشید .

    که اگر این طور باشد باید خیلی تاسف به حال شهرمان بخوریم که کارهای فرهنگیمان چه آینده ای پیدا خواهد کرد .

    اما از رسانه پاوه پرس انتظار و تقاضا داریم که در این خصوص اقدام کند و از سایر اعضا موئسسه فرهنگی هورامان در خصوص این موضوع نظر بگیرد و از آنها بخواهد که در باره هورامان مطلب بنویسند تا مشخص شود این افرادی که متولی امور فرهنگی هورامی ها و شهرمان هستند تا چه اندازه سواد و دانش دارند و ایا واقعا شایسته این سمت هستند .

    پاوه پرس عزیز اگر رسانه ای مردمی هستی لطفا اقدام کن .

    عدنان معاذی بهمن ۲۳, ۱۳۹۶ - ۲۰:۴۳
    1
    18

    باسلام وتشکر از اقای شمس در مورد نوشتن (هورامان وفتوحات اسلامی) که در این زمینه مشغول تحقیق و روشن نمودن بخشی از وقایع هورامان در صدر اسلام هستند متاسفانه در این باره اسناد ونوشته های تاریخی وکتاب تاریخ مربوط به پاوه بسیار کم وناچیز است ولی همانگونه که ایشان هم بدان اشاره کردند روایات وگفته های زیادی از گذشته گان درموردپاوه و مردم پاوه وهورامان وچگونگی ورود اسلام وجوددارد اما نمی توان انها را منبع وسند قرار داد انشا الله که بتوانیم با همکاری وتحقیق گروهی وبرسی تواریخ واسناد وکتابهای نوشته شده دیگرملتها بخش کوچکی از تاریخ پاوه وهورامان را به دست اورده ومکتوب نماییم .هر چند که اینجانب به نوبه خود در این زمینه بیش از ده سال است مشغول جمع اوری و برسی اسناد پاوه هستم که دراین را ستا چند نفر از دوستان خوبم وچند نفری از بستگانم نیز در این زمینه مرا یاری میکنند باتشکر ازانها ودیگر همشهریان که در این باره با ارائه اسناد ودست نوشتهای قدیمی وخطی که دراختیار من گذاشته ومشوقم شده اند

      ابراهیم شمس بهمن ۲۵, ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۲
      0
      0

      دوست بزرگوار ! کاش اسم خودت را می نوشتی چون عقل ایجاب می کند به این شعر سعدی عمل نماییم: نگویم سماع ای برادر که چیست – مگر مستمع را بدانم که کیست. اما چون از روی ناآگاهی اطلاعات غلط می دهی، مجبورم پاسخ دهم:

      ۱- بنده مسئولیت خود را درقبال هجمه هایی که بر زبان و فرهنگ هورامان وارد می شود گفته ام. کاش همه ی ما مسئول باشیم.
      ۲- تو اگر در تاریخ طبری نامی از اورامان آوردی من تمام حرفهای خودم را پس می گیرم.
      ۳- و در هر کتابی که نام برده ام اگر اسمی از هورامان آمده باشد، حق را به شما خواهم داد.
      ۴- زندگی ویس قرنی در پرده ایی از ابهام است اما دوست عزیز که از طبری می گویی در تاریخ طبری و همه ی تواریخ اسلام در مورد مرگ اویس اجماع دارند که در جنگ صفین و در رکاب حضرت علی کشته شده است.

      ۵- هر چیزی در مورد خودم نوشته ای اشکال ندارد پاسخ نخواهم داد. من اگر سواد داشته باشم یا نداشته باشم، قلمم میداند. اما متاسفم برای شمایی که داری غیبت مرا می کنی. در مورد نوشته هایم هر چی گفتی دروغ و اشتباه گفتی در مورد خودم هم همینطور.
      من تو را نمی شناسم (البته می شناسم چون چنین نظری را فقط یک نفر شکست خورده می تواند بدهد.) ببینم آیا ارزش پاسخ داری یا نه اما خوانندگان دهها مقاله من حتمن مرا شناخته اند.
      برادر من. خواهش می کنم در مورد هورامان چیزی ننویس چون هم عرض خود می بری و هم زحمت ما میداری!!!

    ساسان نقی زاده بهمن ۲۳, ۱۳۹۶ - ۱۷:۲۷
    1
    18

    با تشکر از آقای شمس که موضوع را خیلی استادانه بررسی کردند

    ناشناس بهمن ۲۳, ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۶
    1
    19

    سلام وسپاس خدمت استاد عزیزم کاک ابراهیم شمس دلسوز وفعال فرهنگی_ادبی هورامان زمین

    حق با شماست.متاسفانه مدتی است اقایی………….!؟؟(؟)با انشا نوشته هایی عجیب وغریب وبه دور از اصول نگارش تاریخی واکادمیک مطالبی را در سایت های پاوه به نگارش دراورده که……!!؟؟

    _این اقا با جوابیه هایی قانع کننده(چه درباره نادرشاه وجابان وبقیه مطالب) روبرو شده و دوستان پاسخ هایی قانع کننده به ایشان داده اند واین جوابیه ها در سایتها موجود است ولی متاسفانه اصلا به خود نیامده وهمچنان به نوشتن مطالب ناروا وبرچسب های دروغین تاریخی به کهن سرزمین هورامان ادامه میدهند!!!
    نامبرده(؟)اصالتا از اهالی هورامان وپاوه نیستند وگویا ….!یا…….از مردم منطقه دارند..
    بنده نیز باتوجه به خرده فرمایشات این اقای محترم وجهت روشن نمودن اذهان خوانندگان ودر رد مطالب ایشان به اختصار مطالبی را بیان کرده وانشالله در اینده تمام گاف ها!! وجعلیات تاریخی این اقای محترم!!را در چندین سایت وحتی دانشگاه محل تحصیل ایشان می نگارم.
    واما بعد….

    #هورامان وهورامی زبانان با توجه به زندگی هزاران ساله یکجانشینی واینکه جز معدود مردم ایران وحتی خاورمیانه اند که در طول تاریخ کوچرو نبوده وفاقد تعریف “ایل”و”عشیره”ای هستند.
    بر این اساس واز نظر ساختار جامعه شناسی؛ قوم هورامی(گوران)فاقد زندگی عشیره ایی و ساختارایلی است.
    هر ایل وعشیره خود به چندین شاخه وقبیله زیرشاخه خود تقسیم میگردد که در جامعه هورامان هیچ گونه سنخیت و اساسی ندارد و جامعه یکجانشین هورامی بر اساس ساختار “شهری(با تعاریف کهن)” و
    “اسکان دایم”تعریف میگردد که قرن هاست اینگونه ساختار زندگی یکجانشینی در این دیار پابرجا واستوار بوده است.(ایل وقبیله بر مبنای تعداد چادر وخرگاه وخیمه گاه و احشام و..تعریف میگردد که اهالی هورامان فاقد اینگونه ساختار اجتماعی و مدل زندگی بوده اند)
    #با توجه به موارد فوق هورامیها دارای یک معماری ویژه ومخصوص(سنگی و…)هستند که هر خانه هورامی از دهها عنصر وابزار و وسیله ساخته شده وهر قسمت از این معماری(خانه)خود از چندین قسمت با تعاریف فراوان ساخته وایجاد شده است.
    مثلا ساختار تشکیل دهنده پشت بام با طبقه زیرین(محل نگهداری احشام ودام) با قسمت زندگی اهالی فرق میکند. توالت ومحل نگهداری طیور وپرندگان هم جای ویژه ایی را دارا بوده واینگونه معماری منحصر بفرد هورامان شکل میگیرد.
    در بیرون از خانه هم ما با دالان وکوچه وراههای مالرو( راه گذر احشام ودام) ونیز گذر راههای باغی و کوهستانی برمیخوریم که نمونه زیبایی از این معماری ویژه را نمایان میسازد و…..
    #معادل هورامی اصطلاحات:
    ڕشماڵ-سیەماڵ-کوردەماڵ-چیخ و دوار در زبان هورامی، فقط وفقط”یانه”{خانە} است.(هورامیها به خانه،یانه میگویند) _هم اکنون غیر هورامیها همچنان از واژه “مال”که برگرفته از زندگی کوچ نشینی بوده استفاده میکنند واینگونه بکار میبرند.

    بنابراین مکان هایی که اصطلاحا”سیاه چادر”نامیده میشود ، نه در زندگی هورامیها وجود داشته ونه هیج هورامی انها را بکار نبرده است وحتی در زبان ومحاوره ملت هورامان اصلا کاربردی نداشته وهیچ هورامی زبانی زندگی در سیاه چادر را بعنوان محل سکونت همیشگی انتخاب نکرده است.و……..
    #با توجه به محل زندگی هورامیها که اکثرا جاههای با منابع ابی فراوان بوده، ایجاد باغات و اسیاب های بیشمار از خصوصیات این نواحی است یعنی کمتر نقطه ایی از هورامان را میتوان نام برد که حداقل فاقد یک اسیاب بوده باشد( در گذشته اسیاب جز پایه های اصلی مدنیت بوده وکمتر مردمانی توان ساخت وبهره برداری از انرا داشته اند که هورامیها در این امر نیز سرامد بوده اند).
    هم اسیاب وهم ایجاد باغات فراوان مستلزم زندگی یکجانشینی است که هورامیها از ان برخوردار
    بوده اند.
    #قرن ها زبان وادبیات هورامی(گورانی)زبان وادب رسمی مناطقی گسترده از کرکوک تا لرستان وهمدان وکرمانشاه بوده و این مهم محقق نشده مگر اینکه قطعا میتوان گفت در گذشته جغرافیای هورامان(هورامی زبان)از این که هست بیشتر بوده ونواحی گسترده ایی از ایلام تا ارومیه به این زبان تکلم کرده اند که بعدها بدلیل……………………به منطقه فعلی هورامان محدود شده است.بنابراین وجود اسامی ونامهای متعدد کوهها_
    چشمه ها_ابادی ها_ و….. در نواحی یاد شده به هورامی امری عادی است. البته از حکومت اردلانهای
    هورامی زبان به مرکزیت شهر تاریخی سنندج در گسترش زبان وادب هورامی نمیتوان گذشت.
    #بعد از گسترش ایین گورانها(هورامیها)که به ایین یارسان مشهور است واینکه زادگاه این ایین قدیمی یعنی هورامان که برگرفته از تعالیم میترایی و زردشتی وبعدها اسلام است ، پیروان این ایین از هورامان منتشر شده وهم اکنون پیروان این ایین باستانی از موصل وشام ولبنان تا بدخشان وشبه قاره هند گسترش یافته است که در متون کهن گورانی(هورامی)اسامی تعدادی از انها امده است از جمله بابا هندو و…….
    بدیهی است مناطق پیرامون هورامان هم از این امر مستثنی نبوده وگروهی از اکراد به این ایین گرویدند که هم اکنون گروهی از انان در منطقه ماهیدشت وکوزران و….خود را “گوران”مینامند که باید گفت در اصل کُرد هستند اما با توجه به مذهب وایین، خود را”گوران”مینامند .
    در واقع فقط ایین ایشان گورانی(یارسانی)است و زبانشان کُردی واز ایل قلخانی وسنجابی و… هستند که به اشتباه دوست مورخ!!!، انان را از “ایل گوران”!!!!!!!! معرفی و برچسب کوچ نشینی را به مردم هورامان زده اند!!!!
    (البته اهالی مناطق یاد شده با منطقه دالاهو و کرند وگهواره وتوت شامی وزرده وریجاب وپاتاق ومناطقی از قصرشیرین که اصالتا از مردم یکجانشین گوران هستند متفاوت است. یعنی اکثر مناطق دالاهو و کرند در اصل به زبان گورانی(هورامی)تلفظ کرده وبعدها با کوچ عشایر….. به این مناطق؛زبان هورامی رو به خزان وزوال گرایید که البته با کوشش مردم این منطقه، زبان هورامی روبه گسترش نهاده است.)
    #اشتراکات زبانی هورامی(گورانی)با پارسی باستان_اذری کهن(تاتی و نه ترکی ) و زازا و…موید این نکته است که این مجموعه زبانی بزرگترین و وسیعترین مجموعه زبانی فلات ایران است که متاسفانه به این مورد مستند اصلا در هیچ جایی اشاره نمیشود و زبان هورامی را به چند شهر و روستا محدود میکنند .چرا به اشتراکات زبان هورامی با این زبانها اصلا اشاره نمیشود؟؟ نه اینکه اکثر لغات و واژگان شعرای کلاسیک اذربایجان و همدان از جمله بابا طاهر وقضات همدانی وتبریزی وشیخ صفی الدین و… با زبان هورامی مشترک است. ؟؟؟ چرا به اشتراکات ایین یارسان با ایین شبک های موصل و دروزی های لبنان و علویان ترکیه هیچ اشاره ایی نمیشود.؟؟

    #قطعا جغرافیای فکری وادبی و زبانی و ایینی هورامی(گورانی) وسیعتر از منطقه فعلی هورامان است.

    #خلاصه زبان وادبیات وجغرافیا وتاریخ ومعماری و مدنیت وپوشاک و کلاش(گیوه هورامی) وباغ وصنایع فراوان دستی مردم هورامان انقدر فراوان وگسترده و تاریخی است که بحث ونگارش در هریک از این موارد تومار وکتابهایی میطلبد که از حوصله این مطلب خارج است وانشالله اقای شمس و دوستان به این موارد
    تک تک و نه فله ایی اشاره وبه انها بپردازد.

    کس نخارد پشت من
    جز ناخن انگشت من

    امین بهمن ۲۳, ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۶
    6
    1

    سلام اقای شمس شما مسلمان هستید این جمله مردم در مقابل سپاه اسلام مقاومت کردند یعنی چه ما قبلا هم نوشته شما رو در مورد مردم منطقه خوندیم لطفا بس کنید

    رستمی تبار بهمن ۲۳, ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۲
    13
    0

    سلام لطفا پاسخ ندهید…. مگر رقابت است…. مگر شما تاریخ نویس هستید. بنشینید و به یک تفاهم درست و حسابی برسید. جناب محمودی هم حتما استقبال می کند. این مسابقه نیست. این یک سیر تاریخی است. قطعات پازلش یا گم شده اند یا وجود ندارند. هرکسی هم خواسته این قطعات را بیابد با سلیقه خود نقاشی و ترسیم کرده است. بنابراین یک تصویر نامشخص بوجود می آید. جناب شمس لطفا پژوهشگر باشید و اولین صفت لازم و نه کافی برای یک محقق عدم جانبداری است.

نقد و بررسی

مهمترین اخبار