من ریشه در خاک دارم، شما را نمی دانم/ فروزان رسولی

من ریشه در خاک دارم، شما را نمی دانم/ فروزان رسولی

من ریشه در خاک دارم، شما را نمی دانم/ فروزان رسولی

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس؛ چرا از ریشه و اصل خود گریزانیم؟ این عنوان تیتری است که اخیرا در سایت محلی پاوه پرس منتشر شده است. نویسنده مطلب خود را با باور به ریشه شروع کرده و سپس معتقد است جامعه بدون هیچ تلاشی، ره صد ساله را پیموده و در پاسخ به چرایی پرسش خود، به خاطرات سربازی رجوع می کند که در دهه ۵۰ در پاوه بود و القصه… که باید خودتان مطالعه بفرمایید.

جناب آقای سیروس عزیزی!
ریشه های این مردم همینجاست؛ روی همین خاک پاوه.
تربیت و شعور را اما بیایید در داشته های خودتان و نسل خودتان و پدران تان جویا شوید؛ ببینید اصل مشکل کجاست و ریشه کجاست!

من برایتان از نسل شما می نویسم؛

هم سن و سال‌های شما و آنان که یک دهه با شما فاصله‌ی سنی دارند، باغ‌ها را قطعه قطعه می‌کنند! بخاطر ساخت خانه، باغ‌ها را از بین می‌برند و به آتش می‌کشند! مجسمه‌ی مردوک را خراب کرده‌اند! در جاده‌ی گردشگری خانه‌سازی می‌کنند! بیشترین شکوه‌ی پدرها و مادرها از نافرمانی این فرزندان هم نسل شماست است که آنان را، حتی کتک می‌زنند و تکریمشان نمی کنید! برخی معلم‌هایتان در سر کلاس، فقط و فقط رفع تکلیف می‌کنند و با واژگانی دور از ادب، کودکان را خطاب قرار می‌دهند و خود منشاء ترویج بی‌ادبی می‌شوند! برخی از معلم‌هایتان در قهوه‌خانه‌ها دیده می‌شوند و با سیگار و قلیان کشیدن و تخته‌نرد بازی کردن رسالت‌شان را به انجام می‌رسانند! برخی از این معلم‌ها علم‌شان به روز نیست و اکثراً در علوم روز، به ویژه کامپیوتر، پایین‌تر از سطح کودکان قرار دارند و جالب‌تر اینکه عین خیالشان نیست!

سوال این است:

شما چه کرده‌اید که اینگونه به دختران و پسران حمله می‌کنید؟!
چه تحفه‌ای به این جوانان ارزانی نموده‌اید که فکر می‌کنید پاسداشت‌اش ننموده‌اند؟!
شما که ریشه دارتر هستید برای شهر و باغ‌ها و مدرسه‌ها و فرهنگ و زبان و در مجموع دیارمان چه کرده‌اید؟!
شما برای تامین آینده‌ی اقتصادی این دیار چه شغل‌هایی را برنامه‌ریزی کرده‌اید؟! در این شهر  چه آینده‌ی درخشانی ساخته‌اید که جوانان تباه‌اش کرده‌اند؟! چند کارخانه و شرکت و … تاسیس کرده‌اید که جوانان آنان را ورشکسته کرده‌اند؟! چه بنیادهای فرهنگی و علمی بنا کرده‌اید که جوانان بی ریشه آنان را ویران کرده‌اند؟!

آقای عزیزی! شما که احیاناً فکر نمی‌کنید این جوانان با اندک باران پاییز امسال از آسمان باریده‌اند؟! باور دارید که دست‌پروده‌ی شمایند و پدرها و مادرهایی که فرزند همین خاک‌اند و همین دیار؟!

لطفاً اجازه دهید با دیدی امنیتی و مجرمانه به هم ننگریم، این دیار و این جوانان نق‌زدن، ایراد گرفتن، پرخاش، برخوردهای فیزیکی و کلامی و … را نمی‌خواهند، با آنان کمی مهربان‌تر باشید.

پوشش دختر پاوه ای یک خواست درونی و حق طبیعی شان است و این اجازه را دارند که طبق خواست خود عمل کنند.
اگر تاریخ جنبش‌های اجتماعی را مطالعه بفرمایید می‌بینید که تغییر در پوشش، خود در یک مقطع، تاریخ ساز بوده است و ضرورت اجتماعی و تاریخی زمان خود.

آنچه باید شما را نگران می‌کرد، کمی بزرگتر از پوشش است؛ مشکل این جوانان بسیار عمیق تر از سخنان شماست!

آقای عزیزی!

به همان سربازی که دنبال نوستالژی های خودش بوده بفرمایید: نزدیک به نیم قرن از حضور شما می گذرد؛ شما آمدید پاوه ۵ هزار نفر جمعیت داشت، الان نزدیک به ۳۰ هزار نفر جمعیت دارد؛ این شهر انقلاب و جنگ و سازندگی را از سر گذرانده و الان سالهاست که مثل بقیه نقاط ایران و جهان نفس می کشد و به سوی رشد گام بر می دارد؛ رشدی که حق اش است، آسایش مردمانش خواست مردمانش است؛ تلاش کرده اند، درس خوانده اند و ریشه های خود را در سواد خواندن گسترانده اند؛ دخترانش رفته اند و درس خوانده اند و اکنون شاغل اند و حقوق بگیر، هنرمند اند و صاحب تعقل و اندیشه، خودکفا هستند و خواهان ترقی؛ قانون این حق را به آنان داده است که بر سرنوشت خود حاکم باشند و با تلاش خود، اجتماع هم این حق آنان را پذیرفته است؛ نه در حد مطلوب اما به نسبت خوب.

زنان پاوه در حمله سالار جاف ثابت کردند که قیمی نمی خواهند و خودشان می توانند و این اعتماد به نفس را دارند که از خودشان دفاع کنند. این رفتارها ریشه در تاریخ زنان این دیار دارد و حاضر به عقب گرد نیستند؛ ریشه هایشان محکم است.

این جوانان به دانشگاه رفته اند و براساس شخصیت خودساخته خود بازگشته اند؛ در دانشگاه های رسمی کشور آموزش دیده اند و همین خود بهترین گواه است بر شخصیتی خودساخته مبتنی بر تعاریف خود.

بدانید که نوستالوژی دهه ۵۰ پایان یافته و مردمان شهر پاوه حاضر نیستند بخاطر لذت گذرای یک سرباز سالهای دور، به شکل انسان اولیه زندگی کنند؛ زنان و دختران را هم خطاب قرار ندهید، آنان خودشان قدرت درک بیشتری نسبت به مسائل خود دارند تا مردانی که ثابت کرده اند آنان را درک نکرده اند.



۷۴ دیدگاه

    فرزانه آذر ۸, ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۹
    0
    0

    احسنت خانم رسولی،سپاس فراوان،قلم تان پایدار

    امید مرادی آبان ۳۰, ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۱
    1
    4

    تغییرات فرهنگی در همه جوامع لاجرم اتفاق می افتد نه یک شبه بلکه به مرور …….. در هر اجتماعی بخصوص جوامع سنتی با مقاومتهایی روبرو میشود.
    نمیدانم این دنبال خاطرات قدیم گشتنها و تنگ نظری ها تا بحال چه گلی به سر مردم این شهر زده که از این ببعد بخواهد بزند/ اقای عزیزی ما مردم پاوه ادمکهای موزه مردم شناسی نیستیم که تا ابد الدهر برای ارضای فانتزیهای ذهنی نمیدانم فلان مسافر و به به و چه چه زدنهای چند توریست کج و چلاق که معلوم هم نیست از کدام ده کوره ای امده اند بخواهیم باب میل انها رفتار کنیم.
    پاوه احتیاج به ترقی و توسعه دارد زیرساختهای شهری ریز ساختهای جاده ای زیرساختهای بیمارستانی زیرساختهای اقتصادی ما یا اصلا وجود ندارد یا بشدت فرسوده است ۵سال مانده برای ورود به قرن جدید هنوز در این شهر یک متخصص ارتوپدی نداریم اگر فاجعه نباشد نزدیک به فاجعه است

      گریه یا خنده؟! آذر ۴, ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۵
      0
      0

      جناب امید مرادی خیلی بیربط نظر فرمودین آخه بیحجابی چه ربطی به زیرساختها و پیشرفت داره یعنی اگه من شلوارک بپوشم صاحب چندتا کارخانه میشم؟ پس یعنی الآن ایدخترای بدحجاب مشکلات اقتصادی و… شهر رو حل کردن؟ چه جالب؟چه آسان؟! آقای مرادی وجدانا گریه کنم یا بخندم؟

    پاوه ای از تهران آبان ۲۹, ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۶
    4
    0

    سرکار خانم رسولی بعد از این همه کامنت هایی که اشخاص دلسوز گذاشتند و بسیار هم با احترام هم ایشان و همسرشان رامورد خطاب قرار دادند وبا منطق هم اشتباهشان را به ایشان متذکر شدند حداقل کاری که میتوانستند بکنند پذیرش اشتباهشون و یه عذرخواهی کوچک از جامعه معلمان و آقای عزیزی بود .

    ولی ایشان خیلی راحت نوشته اند :
    مردمانی که آرزو می کنم کتاب بخوانند؛ از کتاب و دانایی نترسند و کتاب بخوانند؛ ما مردم شهرستان پاوه ریشه در همین خاک داریم و سپاسگزارم از مردمان شهرم که این را ثابت کردند.

    یعن خیلی راحت داره میگه من حرفام روی داناییه و شماها که مخالفت میکنید علتش اینه که کتاب نمیخوانید پس من براتون آرزو میکنم که مطالعه کنید و داناییتون رو بالا ببرید.

    یعنی واقعا ایشون یه ذره هم از این کامنت هایی که وضعیت امروز جامعه پاوه رو توصیف میکرد و آدم رو شکه میکرد متاثر نشدند ؟؟؟

      احمد کسروی آذر ۵, ۱۳۹۵ - ۰۱:۲۴
      0
      0

      دوست عزیز !

      انسان خوب و دلسوز وقتی کسی رو در اشتباه می بینه بهش نمیخنده !

      اگه آقای مرادی یا خانم رسولی و همفکرهای اونا رو در اشتباه میبینی ، بهشون اگاهی بده !

    پاوه ای از تهران آبان ۲۹, ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۲
    1
    0

    یک از نظرات رو که خوندم خیلی متاثر شدم .

    یکی از اشخاص با نام تن آدمی شریف است … گفته بود :
    دختران دبیرستانی ما معتاد شده اند و در مغازه ها به دنبال سیگارند و در جواب اعتراض صاحبان مغازه ها میگویند: «خوب چیه؟ مگه ما آدم نیستیم؟»

    اکثر دختران این شهر دوست پسر دارند و یکی از دلایل اصلی بالارفتن این همه آمار طلاق، همین است.

    چرا آخه چرا پاوه که یه زمانی انقد پاک بود چرا به این وضع افتاده ؟

    همشهرى آبان ۲۸, ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۵
    3
    0

    شهامت داشته باش و بگو اشتباه کردم و خلاص.
    شهامت و جرات عذر خواهى را هر کسى نداره و این شامل شما شد. شما به بخش عمده اى از جامعه توهین کردید و سعى مى کنید با سفسطه و بهانه تراشى مدل آقاى صالحى خودتون را تبرئه کنید!!!
    شما باید حالا فهمیده باشید چقدر در جامعه امثال همفکر شما محدود و از اقلیت هم کمترند.

    m.n آبان ۲۷, ۱۳۹۵ - ۱۴:۲۶
    4
    5

    ما در شهر پاوه نیاز داریم به وجود زنان ارزشمندی مثل خانم رسولی که با قدرت و علم خودشون حرف همه زنان پاوه را بازگو می کنند.خسته نباشید و ممنونم که حرف دل ما رو زدین.

    سميه آبان ۲۶, ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۷
    4
    3

    جناب آقایِ جوانِ در حال درد دل!
    بنده بعنوان یک شهروند نظرم رو گفتم. فرد خاصی رو خطاب قرار ندادم و بحث رو شخصی نکرده بودم. نه تنها به کسی توهین نکردم بلکه در کمال آرامش و احترام تحلیلم از وضعیت موجود رو نوشتم و خطاب به پدران و معلمان “عزیز و گرانقدر” گفتم که احترامشان بر ما واجب بوده و هست، با آن ها همدلیم اما از آنان انتظار داریم ما را که پرورش یافته ی عصر جدید هستیم درک کنند.
    شما بودید که در کمال بی ادبی در خطاب به خانمی ناشناس فرمودید:( کافی ست کامنت سمیه را بخوانید تا متوجه شوید دختران امثال سمیه چه اعجوبه هایی هستند!!! ) آیا من اسمی از شما یا بقیه آورده بودم؟ شما هستید که بحث را شخصی می کنید. کجای کامنت اول من اسمی از شما یا دیگران برده شده؟
    تراوشات ذهن خود را به صحبت های من نسبت دادید و با دریافت ناقص خود از حرف های من گفتید که سمیه گذشته را در فقر و بدبختی و غارنشینی خلاصه کرده.
    من که بلافاصله بعد از توصیف فضا بر زیبایی و سادگی و دلنشینی آن تاکید کردم. کجا از غارنشینی و بدبختی گفتم؟

    گفتید که سمیه نمی خواهد حقیقت را قبول کند و سعی دارد خودش و ما رو فریب دهد؟ این کمال ادب و احترام و درکتان از نوشته های من بود آقای دکتر!؟!
    و همچنان معتقدم: بدا به حالِ جامعه ای که تحصیلکرده اش هنوز آداب حضور در فضای مجازی و برخورد مناسب با کاربران آن را ندارد.
    ……..

    درد دل یک جوان آبان ۲۶, ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۰
    3
    1

    مدیر محترم سایت ، جناب آقای یوسفی

    اگر نگران فحاشی به من هستید ، عرض میکنم که نگران نباشید .
    چون من برام حقیقته چیزیه که دارم میگم و نه فحاشی هایی که بشنوم .
    پس لطفا نظرات رو درج کنید .

    با تشکر از جنابعالی .

    درد دل یک جوان آبان ۲۶, ۱۳۹۵ - ۰۰:۱۶
    5
    4

    خانم ناشناس
    بنده بدبین نیستم بلکه واقع بینم !

    شغلم طوریه که با انسانهای زیادی در ارتباطم و به همین جهت هم جامعاه و نسل جدید خودم رو خیلی خوب میشناسم .

    کافیه کامنت “سمیه” رو به دقت چند بار بخونید تا درک کنید که دخترای نسل جدید چه اعجوبه هایی هستند !!!

    سمیه با وجود اینکه صافی و صداقت و پاکی نسل پدرامون رو باور داره ، به بهانه اینکه دنیا عوض شده و عصر اینترنت و جهانی سازی و … است ، ریشه های فرهنگی رو پیوند میده با سبک زندگی غار نشینی و فقر و بدبختی نسل گذشته .

    یعنی خیلی ساده بگم:
    ارزشا و ریشه ها که عبارت بودند از فرهنگ و اخلاقیات و شرافت و صداقت و نه سبک زندگی فقیرانه دوره گذشته !!!

    بعد از این همه کامنت ها و بحث های با ارزشی که همه عزیزان کردند سمیه خانم چون نمیخواد حقیقت رو قبول کنه و چقد راحت داره خودش رو گول میزنه و میگه ما رو همینجوری که هستیم بپذیرید !!!

    آره دوست عزیز نسل جدید امثال ما و سمیه خانم عادت کرده ایم به این سبک زندگی جدید که نتیجه اش در نهایت افسوس و بدبختی و حسرت به ریشه های فرهنگی مونه !

    به همین خاطر من به نسل جدید دوره خودم میگم نسل سوخته !!!

      ناشناس آبان ۲۶, ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۰
      0
      0

      شما ظاهرا نمیتونیم خاکستری باشید.افراط و تفریط تو هیچ زمینه ایی موفقیت به دنبالش نمیاد. لطفا یکم واقع بینانه به اطرافتان نگاه کنید نه بدبینانه

    سميه آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۵
    0
    6

    باتشکر فراوان از خانم فروران رسولی و آقای عرفان صالحی

    سميه آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۴
    2
    7

    هنوز و همچنان پدران این شهر، به جای تحلیل دقیق وضعیت، پذیرفتن واقعیت های موجود و تلاش در جهت برقراری ارتباطی مناسب با جوانان شان، بی رحمانه بر آن ها می تازند و به باد انتقادشان می گیرند. نقدی بی پایه، بی منطق و ناآگاهانه…
    پدرم تمام سالهای کودکی و نوجوانی اش را به همراه خواهر ها و برادرها و والدین اش، در دو اتاق ساده و بی تکلف زندگی کرده، فرشی، گلیمی ساده به زیر پا داشته اند و شب هنگام در میان لحافی ساده تر همگی در کنار هم خوابیده اند.
    دنیایشان محدود بوده به مساحت میان کوه های شهر. نه رسانه ای، نه تبلیغاتی، نه تکنولوژی ای، نه هیاهویی، نه غوغایی…
    لذت بخش ترین تفریحشان جستجو در میان علف ها و گیاهان باغ های انبوه گردو بوده برای یافتن اندک ثمر به جای مانده از برداشت. که بفروشند و شاید از تنها مغازه ی محقر شهر، ملعبکی خرند برای ارضای تمام کودکانگی هایشان…
    منکر زیبایی فضای توصیف شده نیستم. تاکیدم بر سادگی آن است.
    و البته منکر چالش ها و مسائل نسل آنان نیز نیستم. مسائلی همچون جنگ، فقر، عدم آموزش و امکانات کافی و …

    نسلی که ۴٠ سال پیش در دنیایی محدود، ساده و بی تکلف که کمترین شباهتی به روزگار کنونی ندارد، زیسته و بالیده است، طبیعتا به سختی می تواند دغدغه ها و فضای ذهنی جوانان امروز را که در دنیایی پیچیده و بی مرز و محدوده رشد کرده و شکل گرفته اند درک کنند.
    تربیت و ارزش گذاری ذهن کودکان و نوجوانان در جهان امروز، خارج از محدوده ی خانواده انجام می شود. محیط، رسانه، تبلیغات و ارزش های این دهکده ی جهانیست که ذهن جوانان را در سراسر جهان در مسیری مشابه جهت می دهد. در جهان امروز اینترنت حکمفرماست. پدیده ای که در حال هدایت ملل مختلف به سمت دهکده ی جهانی و برقراری ارتباط بین ملل مختلف و همسان سازی ارزش هاست. طبیعتا در سراسر جهان، نسلی که محصول چنین فضاییست نسلی ایدئولوژیک و اصول گرا نخواهد بود.
    پدران عزیز، معلمان گرانقدر…می دانیم تطابق با دنیای امروز، جوان امروز و ارزش های متفاوت زندگی او، برای شما که در دنیایی متفاوت از دنیای ما رشد کرده اید اگر نگویم غیر ممکن اما بسیار سخت خواهد بود… فقط ۵٠-۴٠ سال گذشته اما همه چیز زیر و رو شده…طبیعتا ذهن انسان نسل پیش در چنین موقعیتی توان تطابق با دنیای جدید را نخواهد داشت.
    جناب آقای عزیزی و جناب آقای یوسفی!
    چیزی که اکنون جامعه ی ما بدان نیازمند است بازگشت به ریشه ها نیست! درک متقابل، برقراری ارتباط و تعامل منطقی میان نسل های مختلف است.
    بپذیرید که اختلافِ تجربه، منجر به اختلاف فرهنگی و تفاوت در دیدگاه ها خواهد شد و نتیجتا تفاوت در نحوه ی برخورد با مسائل. هر کدام از دریچه ای به دنیا و پدیده هایش می نگریم و نتیجتا برداشت هایی متفاوت خواهیم داشت.
    ما مقصر نیستیم. ما شما را درک می کنیم و احترام می گزاریم. شما هم ما را همینگونه که هستیم بپذیرید و انتظار نداشته باشید سیر رشد و بلوغ مان همچون شما طی شود، همان مسیری را پشت سر بگذاریم که شما گذرانده اید، آرمان ها ارزش ها گرایش ها اعتقادات و سبک زندگی مان همچون گذشته ی شما باشد. و گذشته ی شما و نیاکانمان را تکرار کنیم.
    ما محصول جهانی پیچیده و پرهیاهوییم. در مسیر زمان پیش می رویم. به مسیرِ رفته نیم نگاهی داریم. به آینده می اندیشیم و پیش می رویم.

    همشهری آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۱۷:۳۱
    2
    0

    من با نظر این اقای دکتر کاملا موافقم او راست میگوید دختران امروز با دختران دیروزاز اسمان تا زمین با هم فرق دارند

    درد دل یک جوان آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۰
    9
    4

    هم نوشته خانم رسولی رو خوندم و هم کامنت آقای عزیزی

    همه comment ها رو هم خوندم و خیلی برام جالب بود از این مقایسه نسل جدید خودمون با نسل قدیم !

    خالی از لطف نیست اگه این مطلب من رو به عنوان یک جوان از جوانهای نسل جدید بخونید .

    جوانی هستم حدود ۳۰ سال ؛ تحصلات دکترا ؛ در امد ماهانه حدود ۷ میلیون تومن ؛ خانه هم دارم و از نظر مالی وضع خوبی دارم .

    حدود ۵ سال پیش ازدواج کردم و ازدواجی با معیارهای امروزه و بعد ۱ سال طلاق گرفتیم .

    معیارهای من تو ازدواج : زیبایی ؛ تیپ فشن امروزی ؛ تحصیلات ؛ شور و هیجان و … و خیلی چیزای دیگه
    معیار طرفم تو زندگی : تحصیلات ؛ پول ؛ شغل دائمی و ثابت و تیپ و باکلاسی و … خیلی چیزای دیگه …

    یادمه که اون موقع که تو اصفهان بودم دوستام و رفیاقم که مثل من درامد و شغل خوب و… داشتن اون موقع که داشتم ازدواج میکردم با هم صحبت میکردیم میگفتن ای بابا ازدواج آخه برای چی ؛ تفریح میخوای که این همه دختر دور و برت ریخته ؛ نیاز جنسی داری که این همه دختر خودشون مشتاقن ؛ نیاز روحی داری که دوست دختر هست و …

    وهنوزم ازدواج نکردند و با دخترای زیادی معاشرت دارن و فکر اینده دور هم نیستن چون به سبک کشورای اروپایی زندگی میکنن و پیری رو هم میخوان مثل اونا زندگی کنن .

    این است طرز فکر پسر و دخترای نسل ما .

    ولی پدر و مادرای ما اینطور زندگی نمیکردن اونا چیزای دیگه براشون مهم بود ؛ مهمترین چیز برای اونا تعهد و درستی بود نه این مفهوم عشق مسخره و احمقانه که ورد زبونای دخترای نسل جدید .

    پدر و ماداری ما جور دیگه ای زندگی میکردند ؛ به همدگیه تعهد داشتن و مهترین چیز براشون انسانیت و درستی طرف مقابل بود نه این عشق مسخره لفظ دخترای امثال….. .

    پدر و ماداری ما با آرامش و اطمینان کنار هم زندگی میکردند و سختی ها را کنار هم تحمل میکردند و فرزندان صالح تربیت و تقدیم جامعه میکردن.

    کاش یکی از اون دخترای نسل قدیم گیر من میومد از همون دخترایی که وقتی حرف از عشق و ازدواج میشد از خجالت سرخ میشدند ؛ از همون دخترایی که وقتی بهشون میگفتی با باهم دوست بشیم برافروخته و عصبانی میشدند ؛ کاش …

    ولی افسوس که نسل اون دخترا منقرض شده و اشخاصی مثل من با وضع مالی خوب و تحصیلات بالا و … احساس شادی در زندگی نمیکنیم ولی پدر و مادرای ما با اون همه مشکلات اقتصادی ؛ سختی های زندگی رو کنار هم تحمل میردن و توی زندگی احساس شادی میکردن …. افسوس

      ناشناس آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۱
      6
      4

      شما اومدی اینجا خودت رو معرفی کنی یا در مورد مطلب کامنت بزاری، دکتر جان الان هم دختر مثل دخترهایی مانند نسل قبل پیدا میشه هم دختر نسل جدید و به روز، اما فکر می کنم شما دنبال کسی هستی که ظاهرش فشن باشه اما باطنش مربوط به نسل گذشته امیدوارم متوجه منظورم شده باشی. دنبال مشکل دخترا نباش مشکل رو در خودت جستجو کن. یه ضرب الامثل زیبا هست که میگه یه سوزن به خودت بزن یه جوالدوز به دیگران.

        درد دل یک جوان آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۸
        9
        1

        در پاسخ به ناشناس :

        دوست عزیز ؛ اولا بنده کجا خواسته ام خوردم رو معرفی کنم (نه اسمی از خودم گذاشته ام و تعریغی از خودم کرده ام ) ؛ بنده به عنوان یک جوان پاوه ای در خصوص موضوع تجربه و نظر خودم رو صادقانه بیان کردم .

        ثانیا شما میگید که هنوزم از اون دخترای نسل قدیم وجود داره ولی درباره من میگید که ظاهرم با باطنم فرق داره ؛ انگار شما توب ین هم نسلای ما زندگی نمیکنید و باهاشون معاشرت ندارید که اینگونه اظهار نظر میکنید ؛ تمام هم نسلیهای های ما هرکدام به نوعی (حالا کم یا زیاد) دچار این دو گونگی هستند و دخترایی هم که شما فکر میکنید مثل نسل قدیمیند هم همینطورن .

        شاید شما تا به حال ازدواج نکرده اید که اینگونه فکر مینید ؛ انسان تا زمانی که با یه نفر زیر یه سقف نره نمیتونه اونو خوب بشناسه .

        ثالثا بنده کجا حق رو به خودم داده ام و بقیه رو محکوم کرده ام ؟

        حد اقل بنده این صداقت رو دارم که بی ریا و بدون دروغ قبول کنم که نسل ما نسلی پوچ هستیم که نه معنی عشق رو میدونیم ؛ نه معنی تعهد رو و نه معنی درستی و انسانیت .

        جالب تر اینکه اشخاصی هم مثل خانم رسولی از نسل ما دفاع میکنند !!!

        بهتره با خودمون صادق باشیم و واقعیت رو بپذیریم .

        مانسل سوخته ایم …

        نسل خوابیدن با اس ام اس…

        نسل درد و دل با غریبه های مجازی…

        نسل غیرت رو خواهر و روشنفکری رو دختر همسایه…

        نسل پول ماهانه…

        نسل وی پی ان…

        نسل عکس های برهنه بازیگرا…

        نسل جمله های کوروش و شریعتی…

        نسل ترس از رقص نور ماشین گشت…

        نسل استرس های کنکور…

        نسل سکته های خاموش…

        نسل تنهایی…

        نسل سوخته…

          ناشناس آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۲۱:۳۹
          1
          0

          همشهری محترم اینقدر به دخترا بدبین نباشید .شما تو گذشته یه انتخاب اشتباه کردید و فکر میکنید که همه اینجوری در حالی که اصلا اینجور نیست لااقل من دوستان و اطرافیآن خودمو میبینم. متاسفانه منم که از دخترای این نسلم از مشکلی که شما دارید رنج میبرم.فکر نکنید که فقط پسرا مشکل دارن. و هیچ کسی هم از بزرگان این شهر به فکر این مسئله نیست.و این سکون و کوشه گیری بزرگ حتما مشکل ساز میشه،نه مشکل ساز شده .این همه طلاق و فساد نتیجه عدم همکاری بزرگانه

    شهروند ۱۳ آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۳
    0
    0

    ن اینجا بس دلم تنگ است !
    و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
    بیا ره توشه برداریم
    قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم
    ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟ بسان رَهنوردانی که در افسانه‌ها گویند
    گرفته کولبارِ زاد ره بر دوش
    فشرده چوبدست خیزران در مشت
    گهی پر گوی و گه خاموش
    در آن مهگون فضای خلوت افسانگیشان راه می پویند
    ما هم راه خود را می کنیم آغاز

    سه ره پیداست،
    نوشته بر سر هر یک به سنگ اَندر
    حدیثی کَش نمی‌خوانی بر آن دیگر
    نخستین: راهِ نوش و راحت و شادی
    به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی
    دودیگر: راه نیمَش ننگ، نیمَش نام
    اگر سر بر کنی غوغا، و گر دم در کشی آرام
    سه دیگر: راه بی برگشت، بی فرجام

    من اینجا بس دلم تنگ است
    و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
    بیا ره توشه برداریم
    قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم
    ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟

    تو دانی کاین سفر هرگز به سوی آسمانها نیست
    سوی بهرام، این جاوید خون آشام
    سوی ناهید، این بد بیوه گرگ قحبه‌ی بی‌غم
    که می‌زد جام شومش را به جام «حافظ» و «خیام»
    و می‌رقصید دست افشان و پاکوبان بسان دختر کولی
    و کنون می‌زند با ساغرِ «مَک‌نیس» یا «نیما»
    و فردا نیز خواهد زد به جام هر که بعد از ما
    سوی اینها و آنها نیست
    به سوی پهندشت بی‌خداوندی‌ست
    که با هر جنبش نبضم
    هزاران اخترش پژمرده و پر پر به خاک افتند

    بهِل کاین آسمان پاک
    چرا گاهِ کسانی چون مسیح و دیگران باشد
    که زشتانی چو من هرگز ندانند و ندانستند کآن خوبان
    پدرْشان کیست؟
    و یا سود و ثمرْشان چیست؟

    بیا ره توشه برداریم
    قدم در راه بگذاریم
    به سوی سرزمینهایی که دیدارش
    بسان شعله‌ی آتش
    دواند در رگم خون نشیط زنده‌ی بیدار
    نه این خونی که دارم، پیر و سرد و تیره و بیمار
    چو کرم نیمه جانی بی سر و بی دم
    که از دهلیز نقب آسای زهر اندود رگهایم
    کشاند خویشتن را، همچو مستان دست بر دیوار
    به سوی قلب من، این غرفه‌ی با پرده های تار
    و می پرسد، صدایش ناله ای بی نور
    «کسی اینجاست؟
    هَلا! من با شمایم ، های!… می پرسم کسی اینجاست؟
    کسی اینجا پیام آورد؟
    نگاهی، یا که لبخندی؟
    فشار گرم دست دوست مانندی؟»
    و می‌بیند صدایی نیست، نور آشنایی نیست، حتی از نگاه
    مرده‌ای هم رد پایی نیست
    صدایی نیست الا پِت پِت رنجور شمعی در جوار مرگ
    مَلول و با سحر نزدیک و دستش گرمِ کار مرگ
    وز آن سو می رود بیرون، به سوی غرفه ای دیگر
    به امیدی که نوشد از هوای تازه‌ی آزاد
    ولی آنجا حدیث بَنگ و افیون است – از اِعطای درویشی که می‌خواند
    «جهان پیر است و بی‌بنیاد، ازین فرهادکش فریاد»
    وز آنجا می‌رود بیرون، به سوی جمله ساحلها
    پس از گشتی کسالت بار
    بدان سان باز می پرسد سر اندر غرفه‌ی با پرده‌های تار
    کسی اینجاست؟
    و می‌بیند همان شمع و همان نجواست
    که می‌گویند بمان اینجا؟
    که پرسی همچو آن پیر به درد آلوده‌ی مهجور
    «خدایا به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده‌ی خود را؟»

    بیا ره توشه برداریم
    قدم در راه بگذاریم

    کجا؟ هر جا که پیش آید
    بدآنجایی که می‌گویند خورشید غروب ما
    زند بر پرده‌ی شبگیرشان تصویر
    بدان دستش گرفته رایتی زربفت و گوید: «زود!»
    وزین دستش فُتاده مشعلی خاموش و نالد دیر

    کجا؟ هر جا که پیش آید
    به آنجایی که می گویند
    چو گل روییده شهری روشن از دریای تر دامان
    و در آن چشمه‌هایی هست
    که دایم روید و روید گل و برگ بلورین بال شعر از آن
    و می نوشد از آن مردی که می گوید
    چرا بر خویشتن هموار باید کرد رنج آبیاری کردن باغی
    کز آن گلْ کاغذین روید؟
    به آنجایی که می گویند روزی دختری بوده‌ست
    که مرگش نیز چون مرگ «تاراس بولبا»
    نه چون مرگ من و تو، مرگ پاک دیگری بوده‌ست

    کجا؟ هر جا که اینجا نیست
    من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم
    ز سیلی زن، ز سیلی خور
    وزین تصویر بر دیوار ترسانم
    درین تصویر
    عُمَر با سوط بی‌رحم خشایرشا
    زند دیوانه‌وار، اما نه بر دریا
    به گرده‌ی من، به رگهای فسرده‌ی من
    به زنده‌ی تو، به مرده‌ی من

    بیا تا راه بسپاریم
    به سوی سبزه زارانی که نه کس کشته، ندروده
    به سوی سرزمینهایی که در آن هر چه بینی بکر و دوشیزه‌ست
    و نقش رنگ و رویش هم بدین سان از ازل بوده
    که چونین پاک و پاکیزه‌ست
    به سوی آفتاب شاد صحرایی
    که نگذارد تهی از خون گرم خویشتن جایی
    و ما بر بیکران سبز و مخمل گونه ی دریا
    می اندازیم زورقهای خود را چون کُل بادام
    و مرغان سپید بادبانها را می آموزیم
    که باد شُرطه را آغوش بگشایند
    و می رانیم گاهی تند، گاه آرام
    بیا ای خسته خاطر دوست! ای مانند من دلکنده و غمگین

    من اینجا بس دلم تنگ است
    بیا ره توشه برداریم
    قدم در راه بی فرجام بگذاریم

    مهدی اخوان ثالث

    اگاه آبان ۲۴, ۱۳۹۵ - ۲۲:۲۱
    4
    1

    سرکار خانم رسولی با سلام من نمی گویم نسل گذشته بدون ایراد بوده و نسل فعلی هیچ خصوصیت مثبتی ندارند قطعا اینگونه نیست امانمی دانم این چیزهایی که شما فرموده اید مانند قطعه کردن زمینها وویلاسازی ناشی از عطش سیری ناپذیر و سرگردان این نسل جدید میباشد وگرنه آیا ما ده بیست سال پیش شما کوچکترین تعرضی به محیط زیست را شاهد بودید؟ نسل گذشته عاشق طبیعت و محیط اطرافش بود و این را از آوازهای فولکلور مردمان این سرزمین باید جستجو نمود اما نسل شما بجای آن به بهانه پیشرفت در حال از بین بردن این فرهنگ اصیل بوده و اقدام به جایگزینی فرهنگ رپ وهوی متال نموده است.این نسل سرگردان حاصل تربیت پدرانشان نیستند بلکه حاصل بریدن از اصل خویش و غرق شدن در آرزوهای دست نیافتنی و تربیت پذیری از فرهنگ بیگانه می باشند. در این نسل متاسفانه بی ادبی نسبت به پدر و مادر و بزرگتر و پرده دری کاملا نهادینه شده و نمونه آن را در ادبیات …شما شاهد هستیم.سرکار خانم رسولی معمولا افراد تجربه ذهنی و عملی خود را به کل جامعه تعمیم می دهند وفکر می کنم شما اینکار را کرده اید.

    محمودی آبان ۲۴, ۱۳۹۵ - ۲۰:۰۰
    1
    1

    دوستان عزیــــــــــــز و گرامی …

    بنده خواهـــــــــــش میکنم دیگه این بحث را ادامه ندهید ؛ چون بحث دارد بیشتر به سمت بی احترامی به خانم رسولی و آقای صالحی پیش میرود .

    ایشان حرفهای نهفته بسیاری از جوانان را مطرح کرد که عشق به پیشرفت و آینده بهتری برای خود دارند و برای خود جامعه و فرهنگ اروپا را الگو قرارداده اند ؛

    آن هم ظاهر تمدن اروپا نه روح تمدن اروپا را !!!

    و ناخواسته و از روی کم اطلاعی برای آینده جامعه خود دارند سرنوشت خطرناکی را رقم میزنند .

    ختـــــــــــــــــــم کلام .
    ختم کلام بهتر است گفتار دانشمند و فیلسوف و سیاستمدار بزرگ جهان شرق “اقبال لاهوری ” در خصوص درد جوامع مسلمان و شرق و چاره آن باشد :

    غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام ؛ تا بدست آورده ام افکار پنهان شما

    چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما ؛ ای جوانان عجم جان من و جان شما

    گرچه دارد شیوه های رنگ رنگ ؛ من به جز عبرت نگیرم از فرنگ

    غربیان را زیرکی ساز حیات ؛ شرقیان را عشق راز کائنات

    زیرکی از عشق گردد حق شناس ؛ کار عشق از زیرکی محکم اساس

    خیز و نقش عالم دیگر بنه ؛ عشق را با زیرکی آمیز ده

    زندگی را سوز و ساز از نار تست ؛ عالم نو آفریدن کار تست

    مصطفی کو از تجدد می سرود ؛ گفت نقش کهنه را باید زدود

    ترک را آهنگ نو در چنگ نیست ؛ تازه اش جز کهنهٔ افرنگ نیست

    شرق را از خود برد تقلید غرب ؛ باید این اقوام را تنقید غرب

    قوت مغرب نه از چنگ و رباب ؛ نی ز رقص دختران بی حجاب

    نی ز سحر ساحران لاله روست ؛ نی ز عریان ساق و نی از قطع موست

    محکمی او را نه از لادینی است ؛ نی فروغش از خط لاتینی است

    قوت افرنگ از علم و فن است ؛ از همین آتش چراغش روشن است

    علم و فن را ای جوان شوخ و شنگ ؛ مغز میباید نه ملبوس فرنگ

    بندهٔ افرنگ از ذوق نمود ؛ می برد از غربیان رقص و سرود

    نقد جان خویش در بازد به لهو ؛ علم دشوار است می سازد به لهو

    از تن آسانی بگیرد سهل را ؛ فطرت او در پذیرد سهل را

    سهل را جستن درین دیر کهن ؛ این دلیل آنکه جان رفت از بدن

    آدمیت زار نالید از فرنگ ؛ زندگی هنگامه برچید از فرنگ

    در ضمیرش انقلاب آمد پدید ؛ شب گذشت و آفتاب آمد پدید

    چون مسلمانان اگر داری جگر ؛ در ضمیر خویش و در قرآن نگر

    ای به تقلیدش اسیر آزاد شو ؛ دامن قرآن بگیر آزاد شو

    پس چه باید کرد ای اقوام شرق ؛ باز روشن می شود ایام شرق ؟؟؟ …

    فرهنگی آبان ۲۴, ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۷
    3
    4

    ضمن عرض ادب واحترام خدمت جناب آقای یوسفی بنده موافق آقای عزیزی هستم وتا جای که اطلاع دارم خانواده آقای عزیزی… ریشه دارتر هستن…… ضمن تشکر ازکاک سیروس عزیزی به خاطره همه مطالبی که در سایت سلام پاوه وپاوه پرس درج می نمایید

    دره سرده آبان ۲۴, ۱۳۹۵ - ۱۸:۲۹
    1
    0

    سلام باز انتخابات پیش روست دغه دغه سرده ده چندان می شود این بار هفت عضو متخصص باهم اتلاف بکند تا دیگه حق سرده ضایع نشود

    درد دل یک پدر آبان ۲۴, ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۷
    6
    1

    با سلام. خانم رسولی مدتی بود ذهنم درگیر این بود که فرزندم در آینده از لحاظ آینده‌ی اقتصادی و بودن مراکز علمی و پیشرفت و تکنولوژی وسعادت و… به کجا خواهد رسید. نگران بودم شاید فرزندم نیز، همانند نسل من به هیچ یک از آرزو و خواسته هایش نرسد. اما پس از مطالعه مقاله شما و اعتراضی که به آقای عزیزی نمودید که گویا کم کاری نسل وی سبب عقب ماندگی نسل من بوده، به آینده فرزندم امیدوار شدم، زیرا با جدیتی که در کلام شما وجود دارد مطمئن شدم که شما و همفکرانتان حتما برای آینده‌ی اقتصادی و تاسیس مراکز علمی و پیشرفت و تکنولوژی وسعادت و… فرزندم برنامه ریزی کرده ای! خانم رسولی شما به فکر باش مبادا فرزندان ما همانند پدرانشان ریشه در آب داشته باشند!
    ممنون

    خانم پاوه ایپاوه ای آبان ۲۴, ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۷
    4
    1

    اقای سیروس عزیزی با تشکر از مطلب جالب شما من خود بی حجابی شدید را که در پاوه میبینم در تهران هم ندیده ام خانم رسولی حرفهای شما اصلا درست نیست

    خاموش آبان ۲۴, ۱۳۹۵ - ۰۹:۱۸
    7
    0

    اگر تعدادی از معلمان با کامپیوتر آشنایی ندارند قطعا خوب نیست اما حتما ایراد از نظام آموزشی است که بدون کامپیوتر هم می شود کار معلمی را انجام داد .روشهای تدریس بسیار متنوع است و یک معلم می تواند بدون کامپیوتر هم تدریس کند .
    آشنایی دانش آموزان و کودکان با گوشی و تبلت و کامپیوتر بدلیل همه گیر و فراگیر شدن این وسایل است این وسایلی بیش نیستند اصل درس و علم از استاد کلاس است .
    در مورد عادات شخصی معلمان هم خانم رسولی و مدافع ایشان آقای صالحی قطعا در زندگی شخصی خود عادات خاصی دارند که اگر معلمین هم بدنبال آنها بروند قطعا این دو شخص محترم هم دچار مشکل خواهند شد .بسیاری از افراد نامدار این کشور و سایر کشورها سیگار و قلیان می کشند و به کار حرفه ای خود هم می پردازند . در مطلب خانم رسولی تناقض آشکاری وجود دارد اینکه ایشان میخواهند در انتخاب پوشش و رفتار خود آزاد باشند ولی به معلم اجازه نمی دهند وقت آزاد خودرا بدلخواه خود بگذرانند .

    پاوه ای آبان ۲۴, ۱۳۹۵ - ۰۸:۱۸
    6
    3

    اقای سیروس عزیزی همیشه مطالب جالب برای ما مینویسند او درست میگوید وقتی من به بازار میروم دختران را که با این وضع می بینم خجالت میکشم شما خانم رسولی باید در هنگام صحبت کردن ادب را رعایت کنید و اول طرز صحبت کردن را یاد بگیری بعد خانم رسولی برای ما مقاله بنویسی ادب و شخصیت هر انسانی به صحبت کردن اوست اقای سیروس عزیزی بهترین وجالبترین صحبت ها را در مورد پاوه گفته است

    بهرامی آبان ۲۴, ۱۳۹۵ - ۰۰:۱۱
    2
    2

    بعضی از بزرگواران آنچنان در نظراتشان به دفاع از دین پرداختند که مجبور شدم چند بار مطلب خانم رسولی را بخوانم، و پس از چندبار مطالعه واقعا برایم سؤال است که ایشان در کدام قسمت مطلبشان به دین تاختهاند که سایر کاربران به دفاع برخاستهاند!!!

    شمس الدین حسینی آبان ۲۴, ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۴
    9
    0

    سلام.
    واقعاً جای بسی تأسف است که ما با تمام ادعاهایمان هنوز فرهنگ گفتگوی سالم و دگرپذیری را نیاموخته ایم. آیا ما باید بر هر ایده ای که مخالفمان باشد اینگونه بتازیم و تر و خشک را با هم بسوزانیم. هر کس حق دارد نوشته و نظر دیگران را به بوته نقد کشد اما نقدی منصفانه و بدور از توهین و تعصب.
    خطابم به خانم رسولی است.
    خانم رسولی شما که پرچمدار ادب و هنر هستید دیگر چرا؟ شما با فکر و نظر آقای عزیزی مخالفید،چرا به جامعه فرهنگیان حمله می برید؟ مگر فراموش کردید که این قلم را چه کسی در دستانتان گذاشته است؟
    مگر فراموش کردید که نیمی از همان معلمانی که اینگونه بر آنها تاختید، زن هستند؟ و اینگونه از کلامتان برمی آید که مدافع حقوق زنانید.
    چرا هرکس هرجا کم می آورد، دیواری کوتاهتر از معلمان نمی یابد.
    مطمئن باشید جامعه ای که نسبت به سنگرداران علم و دانش ناسپاس باشد،هیچ گاه رشد نمی کند. جامعه ای که حرمت استادان خود را نگه ندارد، در سراشیبی سقوط قرار می گیرد.
    بنده هر گونه توهین و بی حرمتی به ساحت پاک تعلیم و تربیت را با هر عذر و بهانه ای محکوم می نمایم و از شما خانم محترم که جایگاهی در عرصه علم و ادب دارید، می خواهم لااقل با عذرخواهی از جامعه معلمان، مرهمی بر زخم های وارده بگذارید.
    با تشکر از مدیریت سایت پاوه پرس

    تن آدمی شریف است به جان آدمیت آبان ۲۴, ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۱
    8
    2

    با سلام خدمت همه دوستان عزیزی که با دیدگاه های متفاوتشان نهایتا درصدد بازکردن گرهی از مشکلات اخلاقی این شهرند. اما باید به عرض تعدادی ازدوستان برسانم که تغییر با چه قیمتی؟! به قیمت زیرپا گذاشتن دین و فرهنگ و تمدن خود؟ چسبیدن به فرهنگ برهنگی ؟ خانم رسولی از آن معلمانی که شما در قهوه خانه ها دیده اید چه تعدادشان سنت گرا و مذهبی بوده اند؟ یا اتفاقا آنها هم مثل شما فکر میکنند و فکر میکنند تازه از غار درآمده اند؟ راستی شما که لباس کردی را ول کرده اید حالا صاحب چند کارخانه و … هستید تا ما هم از دست این دشمن اقتصادی خود را نجات دهیم؟باور کنید آدم از جواب دادن به این منطق خالی از منطق درمی ماند.
    آقای عزیزی با شجاعت درد دلی کرده و از بی حجابی و ولنگاری تعدادی از همشهریان خود اظهار ناراحتی کرده اند که اتفاقا جزء مباحث روزمره ی اکثر همین مردم است و چه پدران و مادرانی که خون دل می خورند و توان مقابله با این تغییر را ندارند و در عین حال از آبروی خود در هراسند.زیرا می دانند که روزگاری در غرب مردمان با لباسهای سنتی و محجب زندگی می کردند ولی به افسون تعدادی از روانشناسان و فلاسفه و جامعه شناسان و …!!! اکنون به مرور و در طول سالیان دراز کارشان به جایی رسیده است که لخت مادرزاد در انظار ظاهر می شوند و انگار نه انگار و آزادی روابط جنسی چند صباح پیششان به اینک همجنس گرایی کشیده است و از نان شب برایشان واجب تر . این والدین و امثال آقای عزیزی در این خشت خامهای تقلید، آن منجلاب های فساد را میبینند و دادشان بلند شده است و آن وقت یکی مانند آقای صالحی و همسر محترمشان از این تغییرات دفاع جانانه می کنند و ککشان هم نمیگزد که دختران دبیرستانی ما معتاد شده اند و در مغازه ها به دنبال سیگارند و در جواب اعتراض صاحبان مغازه ها میگویند: «خوب چیه؟ مگه ما آدم نیستیم؟» ایشان اصلا نگران نیستند که اکثر دختران این شهر دوست پسر دارند و یکی از دلایل اصلی بالارفتن این همه آمار طلاق، همین است.
    خانم رسولی شما به عنوان یک فعال اجتماعی بهتر است نگران سلامت اخلاق جوانان وخصوصا دختران و زنان این دیاری باشید که جزء آخرین سنگرهای مقاومت در برابر تغیرات اجباری استثمار و استعمار و استحمار نوین غرب است. به جای حمله از پشت به پشتیبانی ما برخیزید تا فساد و بداخلاقی پایش را از این سرزمین مقدس ببرّد. آیا بهتر نیست دست از تعصب برداشته و به جای دفاع از فمنیسم توهمی که ثمری جز نکبت و بدبختی برای زنان و سوءاستفاده ی مردان از این لطایف هستی نداشته است به دلسوزی مخلصانه و واقعگرایانه بپردازید.
    راستی چرا غرب یک بار خودش را تغییر نمی دهد و لو برای درک احساسی متفاوت لباس ما را نمی پوشد؟ چرا شما به تبلیغ این لباس نمی پردازید؟ چگونه از ما طرفداران سنت که هیچ ابزاری در دست نداریم جز درددل گویی انتظار دارید که کارخانه و فرودگاه و رفع موانع معیشتی و … داشته باشیم و در اختیار جوانان بگذاریم تا ساپورت نپوشند و مد گرا نباشند آن وقت ما از شما چنین انتظاری نداشته باشیم؟! می بینید این انتظارات هر دو غیر منطقی اند .
    عرفان عزیز! لباس کردی لباس دین نیست اما لباسی شرعی است و آنان که دین برایشان مهم است شرعش را هم رعایت می کنند. هرگز دختری مذهبی ساپورت نمی پوشد چون هرگز چنین لباسی با شرع اسلام سازگار نیست و حتی با بدن انسان هم تناسبی ندارد. درست است که انسانها حق انتخاب دارند و طبق دین اسلام هرکسی می تواند هر بینشی داشته باشد اما تذکر و امر به معروف ونهی از منکر والبته آن هم به شیوه ی احسن و به دور از جدال نیز وظیفه ای شرعی است که باید با اخلاص و حکمت و ادب و آداب خاص خودش و به وسیله ی اهلش انجام گیرد تا باعث گریز نشود آنچه که متاسفانه امروزه هرگز رعایت نمی شود.
    از همه دوستان بابت پرگویی خود عذرخواهی می کنم. واز جناب یوسفی جهت ایجاد این فضای گفتگو بی نهایت سپاسگزارم.

    محمود آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۲۲:۱۳
    3
    3

    من موافقم چرا باید معلم نقد نشه من معلمان را دوست دارم چرا باید معلم در سر کلاس به جای درس دادن بگویید شما …. وهیجی نمی فهمید و خود فقط میگفت یکی بخواند و در سی نمی داد یا مدیری که میگفت درس نخوانید رشته انسانی هیج اینده ندارد وهزاران چیز دیکر

    اهل پاوه آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۲۱:۵۴
    6
    4

    سرکارخانم رسولی وجناب آقای صالحی سلام آیا شما که هردو ازخانوادهای روحانی این شهرنستید که ریشه خودرا گم کردید چرا؟؟؟؟

    آقامجیدی آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۷
    2
    7

    باسلام
    سرکار خانم رسولی بسیار شیوا محکم و جسورانه نوشتید ؛ دست مریزاد.

    بسیار زیبا تونستید تندروی و حق بجانب بودن رو تذکر بدید و اینکه در بررسی پدیده ها اگر نسبی دیده نشود و اگر اعتراف نکنیم که هر دوره ای و هرگذری هزینه های خود را دارد نمیتوان از تغییرات بهره برداری کرد .
    قطعا هم اقدامات هم دوره ای های آقای عزیزی هم نوع برخورد معلمان ما و هم نوع رفتا هم نسلان من و بعدی ها پر از قوت و پر ضعف بوده و هست.
    اما آنچه که مسلم و روشن هست اینکه پاوه نیازمند تمام این آزمون خطاها و نیازمند همسو و همپا شدن با جامعه جهانیست
    حیف است همدیگر را قضاوت کردن و بدتر از آن نگریستن به پدیده ها و تغییرات با عینک خودمان و محکوم کردن هر تغییری

    محمودی آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۶
    8
    4

    جناب آقای محمد عرفان صالحی :

    قل از هر چیز باید عرض کنم اولا هر کسی مسئول گفتار خویش است بنده از طرف خودم عرض میکنم که اینجانب هیچ بی احترامی و توهینی به سرکار خانم رسولی نکرده ام .
    ثانیا بنده هیچ آشنایی قبلی با جنابعالی و خانم رسولی ندارم .

    بحث اینجا بر سر ارزش های جامعه است و تغیر فرهنگی ای که در این نیم قرن اخیر به صورت خیلی نرم و هدف دار رخ داده و رفته رفته جامعه را به پرتگاه سقوط و انحطاط میکشاند.
    و سرکار خانم رسولی به عنوان یک انسان صاحب قلم از این تغییر فرهنگی دفاع میکند و آن را سبب پیشرفت میداند !

    این را هم باید بدانیم که اکثریت نسل جوان امروزه خیلی کم مطالعه میکنند و اطلاعات بسیار اندکی از تاریخ و جامعه شناسی و روانشناسی و دین و … دارند .
    انسانهایی هم که مطالعه و آگاهی هایشان کم است به راحتی گمراه و منحرف میشوند و اشخاصی مثل بنده که نگران این وضع موجود هستیم ، وظیفه خود میدانیم به نسل جوان آگاهی دهیم و اجازه ندهیم افکار نادرست آنها را به تباهی بکشاند .

    بنده به عنوان یک محقق و پژوهشگر در حوزه تاریخ فرهنگ و تمدن عرض میکنم :
    حدود یکصد و پنجاه سال پیش در بریتانیا در دوره نخست وزیری دو نفر یهودی با نام های ویلیام گلادستون و بنجامین دیزرائیلی، یک مرکز به نام “مرکز مطالعات خاور شناسی شکل گرفت” که وظیفه این مرکز مطالعه و برسی احوال ملل شرق با هدف تغیر نرم فرهنگی در جهت اهداف استعماری بود.

    همچنین فرانتس فانون نویسنده شهیر آمریکایی در کتاب “انقلاب آفریقا” به ذکر این نکته میپردازد که :
    محققین حوزه شرق شناسی به این نتیجه رسیدند بهترین راه نابودکردن حس اراده و وطن پرستی یک ملت از راه انحراف زنان است ، استعمارگران به این نتیجه رسیدند با هر روسری که از سر یک زن مسلمان برداشته میشود ، دری از درهای استعمار به رو استعمارگران باز میشود .

    این را هم باید عرض کنم حدود هشتصد سال این مسلمانها بودند که پرچم دار علم و صنعت در دنیا بودند و پوشش اسلامی هیچوقت مانعی در برابر زنان نبوده و نیست .

    در آخر باید عرض کنم ، بنده نمیدانم خانم رسولی از روی تعمد یا از روی نا آگاهی به بیان این مطالب پرداخته و نیت خوانی هم نمیکنم ، اما باید عرض این افکار همانند یک سم مهلک برای روح جوانان نسل جدید است .

    ایشان به عنوان یک انسان دست به قلم بهتر است به جای دفاع از تغیرات فرهنگی نسل جدید و پوشش جدید دختران و … ، آنها را به علم و علم آموزی ومطالعه و عفت و اخلاق تشویق کند .

    با احترام فراوان برای جنابعالی و سرکار خانم رسولی …

    یاسمن رحمت پور آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۱۶:۳۴
    9
    3

    جناب آقای صالحی سلام
    سادگی وصداقت را در قلم جناب آقای عزیزی می بینم، وی را فردی بی آلایش و دارای ضمیری پاک می شناسم وهرچه را به صلاح بداند با همان خلوص نیت به رشته تحریر در می آورد…
    جناب آقای صالحی همسر شما (سرکار خانم رسولی) را نیز به عنوان یک بانوی صاحب نظر می شناسم وبا دیده احترام به وی می نگرم ، اما به عنوان یک بانوی این دیار به هیچ وجه ادبیات نوشتاری وی را خطاب به آقای عزیزی را نمی پسندم، ادبیاتی که در آن توهین های زیادی را به معلمان روا می بیند
    تعجب می کنم ، عده ای پیدا شده اند وقتی دیگران حرف حقی می زنند برای فرار از واقعیت به واپسگرا ومتحجر متهم شان می سازند
    آقای صالحی همسر شما وآقای عزیزی چند سال دارند وتفاوت سنی آنها چقدر است که ایشان ، وی را با لفظ «هم سن و سال‌های شما..» می خواندش..
    در مطلب سراسرتناقض خویش بیشتر نافرمانی های فرزندان را مربوط به دوره ای می دانم که همسر شما همینک مدعی رهبری آن است.
    من به عنوان یک معلم از ادبیات همسر شما در توهین های وارده به جامعه معلمان نگران هستم وآن را محکوم می نمایم، ایشان بایک نفر طرف هستند حق ندارند جامعه معلمان را فصل الخطاب خویش قرار دهند.
    بحث من لباس کوردی و… نیست بحث من در احترام متقابل است که در نوشته خانم رسولی بویی از رعایت ادب را در آن نمی بینم.
    آقای صالحی مگر آقای عزیزی چکاره هستند که برای اشتغال مردم برنامه ریزی نمایند ویا کارخانه ای را تاسیس نمائید، خانم شما دارند آقای عزیزی را به نمایندگی از دولت می کوبند ومحکوم می نمایند، اگر شهامت دارند مستقیم به آن بپردازند نه اینکه حیثت وآبروی یکی را مورد آماج حمله خود قرار دهد. عصبیت ایشان در نوشته وی جاری است وشما به صرف وابستگی نباید واقعیت ها را کتمان کنید
    آقای صالحی ، نظر ارسالی تان را در پاسخ به یاسمن رحمت پور با چند بند مختلف مطرح نمودید این در حالی است که اینجانبه تنها به توهینی که به جامعه فرهنگیان عنوان گردیده بود پاسخی یک سطری نگاشته ام هرچند که از نکته نظرات مختلف نقدهای زیادی بر آن وارد است
    آقای صالحی مجدداً نظر قبلی خود را برای شما می نویسم تا شما هم یادبگیرید چگونه دیگران را بدون دلیل نباید مورد مخاطب قرار دهید. البته دریک نظر موافق خانم رسولی هستم وآن این است که گویا آموزش معلمان در حق وی دچار اشکال بوده اگر اینطور نمی بود، چنین برآشفته نمی شدند و حتماً رعایت ادب را می نمودند.
    واما نظری که دادم دقیقاً به شرح ذیل می باشد.
    توهین خانم رسولی به قشر دلسوز فرهنگیان این مرز بوم اصلا قابل توجیه و پذیرفتنی نیست واقعا برایتان متاسفانه برای این سبک نوشتن شان

    محمدعرفان صالحى آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۱۵:۴۱
    4
    12

    با درودى دیگر خدمت سیروس عزیزى بزرگوار و مدیریت سایت و کاربران محترم، به ویژه مخالفان نظرات بنده و همسرم(فروزان رسولى).
    کامنتهایى که در مخالفت با نظرات ما نوشته شده را خواندیم، اما به دلیل نامشخص بودن نویسنده ى کامنت و همچنین غیرمستدل بودن آنها، و توهین و افترا و فحاشى در متن کامنتها، نیازى به پاسخگویى به آنها نمى بینیم. اما در جواب خانم یاسمن رحمت پور چند نکته را یادآورى مى کنم.
    ١- یاسمن خانم لطفاً بفرمایید که فروزان در کجایى مطلبش علم را با بی بندوبارى یکى دانسته و خواهان افزایش بى بندوبارى جهت ترویج علم بوده است؟
    ٢- خانم رحمت آیا از نظر شما پوشیدن مانتو و شلوار بى بند و بارى است؟ که اگر جوابتان مثبت است پس واى به حال تمام مردم ایران به غیر از اورامانات، چون همه ى زنها مانتو و شلوار مى پوشند.
    ٢- خانم رحمت پور، آیا در احادیث یا قرآن اشاره اى به گجى کوردى شده است؟ آیا ترویج مانتو و شلوار در شهر به مثابه ى ترویج بى دینى است؟
    ٣- لطفاً دلایل و مستندات خودتان براى ادعایتان در خصوص اینکه غرب همه چیز را از اسلام گرفته، در معرض دید همگان بگذارید، تا ما هم ببینیم. اما مستند و با مدرک، حرف بزنید نه از روى شایعات و داستانها و افسانه ها. مثلاً بگویید که دکارت یا هگل یا کانت و روسو و لامارک و … در فلان کتاب و فلان صفحه به فلان مکتوبه ى اسلامى استناد کرده اند. این ادعاى شما مثل آن است که یک یونانى بگوید اسلام همه چیزش را از افلاطون و سقراط و ارسطو گرفته، آخه اونا قبل از اسلام بودن، یا یک یهودى بگه اسلام همه اش رو از یهودى گرفته. آیا این نوع استدلالها صحیح است؟
    اما یک توصیه به دوستان، لطفاً لباس کوردى و عرفهاى اجتماعى را با دین ادغام نکنید و مخالفت با سنتهاى غلط را مخالفت با دین فرض نگیرید، چه بسا مخالفت با سنتهاى غلط یکى از دستورات اکید اسلامى است، خانم رحمت پور و سایر عزیزان، هیچ مى دانید همین لباس زنانه ى کوردى قبل از انقلاب اسلامى ١٣۵٧، چیزى به اسم روسرى نداشت و فقط یک عدد فیس بود که تمام موهاى زن (که معمولا گیس بوده و بلند) از ریر فیس مى زده بیرون!؟ اگر لباس کوردى زنانه، امروز داراى حجاب اسلامى است، به لطف انقلاب اسلامى بوده و تغییرى که در آن لباس حادث شده. حال یک سوال از خانم رحمت پور ، شما که هوادار لباس کوردى هستید چرا فیس و لچک و سلته و کوا نمى پوشید! چرا زمستانها به جاى پالتو از کوا و سلته استفاده نمى کنید!؟ جوابش ساده است چون پالتو راحت تر و کاربردى تر است نسبت به سلته و کوا.
    پیروز باشید و سربلند.
    هر عزیزى هم که خواستار گرفتن جواب کامنتهایش است، لطفا با اسم کامل وارد شود.

    شهروند پاوه-3 آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۱۵:۱۱
    6
    3

    با درود بر همه
    من به عنوان یک شهروند عادی، متاسفانه از مطالب خانم رسولی فقط کینه توزی و تحقیر و… را نسبت به بقیه اقشار جامعه دریافت کردم. وهیچگونه سخن قابل تامل ویا حتی!! نقدی سازنده ومفید را ندیدم. جناب عزیزی تنها ایکاش و چراهایی را مطرح نموده اند که به نفع ما و نسل امروز است و هچکس را زیر فرجه نبرده اند…. اما خانم رسولی!!!؟ شما که سالها در عرصه مطبوعات قلم فرسایی میکنید!! چرا هنوز آیین نقد و تجزیه و تحلیل را یاد نگرفته اید؟؟؟!!! به نظر شما با توهین و بزرگنمایی (مشکلات ذره بینی) دیگران و گذشتگان میشود ره به جایی برد؟؟؟!!

    ناشناس آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۱۴:۵۸
    3
    1

    متاسفانه هر کسی دو کلاس سواد یاد گرفت شروع میکنه به نقد از معلمان،این موضوعات اصلا ربطی به معلم نداشت خانم رسولی

    یاسمن رحمت پور آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۱
    4
    3

    من به عنوان یک کرد دارای فرهنگ غنی به لحاظ داشتن لباس اصیل و زبان رسا با سخنان آقای عزیزی کاملا موافقم ولی برای خانم رسولی بسیار متاسفم با این سبک نوشتاری بدون ادبیاتشان.
    ۱خانم رسولی گویا فراموش کردین که روزی در خدمت معلمان بزرگوار این منطقه تلمذ کرده اید!!!به دلخواه خودتان هر نوع که دوست داشته آید آنها را مورد بی احترامی قرار داده اید(متاسفم).قشر معلم در زمینه انتقال ادب ،فرهنگ وشعور اخلاقی کم نیاوردن و نمیاورد؛حال اگر قشر دانش آموز خود اهمال میکند ،همه تقصیرات که از سوی معلم نیست ؛نقش والدین پس چه میشود؟
    ۲هیچ کس با پیشرفت علمی مخالف نبوده ونیست؛اما آیا علم با رواج بی بند وباری حاصل میشود؟کجای دین مبین اسلام مخالف علم اندوزی و کسب دانش بوده است مگر نه اینکه پیامبر عظیم ایشان اسلام فرموده اند علم را بیاموزید ولو در چین باشد؟
    جهان غرب همه پیشرفتش را مدیون جهان اسلام و مسلمین در سده های پیش میباشد حال آنکه آنها مسایل فرهنگی را از ما گرفته و رها نکردند اما متاسفانه ما فراموشمان شد.
    ودر پایان همانطور که خود گفته اید ریشه در خاک داشتنتان را لطفا حفظ بفرمایید (چون تناقض وجود دارد)هنگامی که بحث خاک به وجود می اید؟به یاد اصیل بودن،فرهنگ ولباس خود را حفظ کردن می افتیم.

    یاسمن رحمت پور آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۸
    4
    3

    توهین خانم رسولی به قشر دلسوز فرهنگیان این مرز بوم اصلا قابل توجیه و پذیرفتنی نیست واقعا برایتان متاسفانه برای این سبک نوشتنشان

    ریشه در خاک ....! آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۰۱:۲۵
    4
    4

    کاک سیروس عزیز! این روزها اخلاق، اصالت، حجاب، احترام به بزرگترها و هرآنچه نیکی است عیب و عار و بی ریشگی به حساب می آید و پررویی، نمک نشناسی، بی بند و باری، گستاخی، له کردن ارزشها، خود نمایی و تن انگاری و به قولی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ریشه در خاک داشتن محسوب می شود!!! شما خودت را ناراحت نکن.
    « بعضی ها» چنان از دانشگاه رفتن سخن می گویند که انگار ما آن خوابگاه های پر از الواتی و اعتیاد و سیگار کشیدن ها و ورق بازی ها و عرق خواری ها و فرار از سر کلاس ها و عشوه بازی هاو هزاران بلا و مصیبت دیگر را ندیده ایم این روزها دانشگاه ها بیشتر آدم ها را جاهل میکند تا عالم. جوانان ما اگر پوششان را تغییر داده اند به خاطر تغییر در بینششان است و احساس عقده و حقارت در برابر دیگر جوانانی که پیش از آنها فرهنگ خود را باخته اند و البته نه این جوانان مقصر این وضع نابه سامانند و نه نسل پدرانشان.بلکه هزاران دلیل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و بین المللی وجود دارد که اکنون ما به این مصایب دچاریم………………………………….
    لطفا و خواهشا تایید فرمایید.

    بهرامی آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۰۰:۴۰
    3
    8

    سلام
    خانم رسولی عزیز قلمت استوار…
    من جواب شما را بسیار بجا و پسندیده دیدم، موفق باشید.

    ناشناس آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۲۳:۳۰
    4
    1

    هیچ خیری در امتی نیست که افرادی ناصح در آن نباشند و خیری در امتی نیست که نصیحت ناصحان را با جان و دل نپذیرند. ( خلیفه راشد عمر بن الخطاب رضی الله عنه). بابت نصایح دلسوزانه آقای عزیزی بسیار سپاسگذارم.

    سردار پاو آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۲۲:۵۳
    6
    6

    با سلام
    نوشته اقای عزیزی من یاد نوشته ای که چند سال پیش با عنوان (ما فرزندان نان و دوغیم) میندازد که اون موقع هم بحث جالبی شد.
    باید قبول کنیم که در جامعه امروزی چه در پاوه چه در شهرهای بزرگ شاهد تقابل دو گروه سنتی و مدرنیته هستیم گروه اول انسان هایی کاملا سنتی اخلاق مدار و با خط قرمز های متعدد وبه قولی محافظه کار که اتو پیای این قشر کاملا نوستالژیک و بازگشت به گذشته با مقدسات متعدد بوده اما انسان هایی که به قولی میتوان انهارامدرن نامید انسان هایی کاملا به روز ذهنی پویا جستوجو گر منعطف و جسور و از شکستن تابوهای سنتی ابایی ندارند .
    اما در خصوص مطلب اقای عزیزی میتوان گفت که بغض چندین ساله که در اثر به حاشیه کشیدن جامعه سنتی بوسیله جامعه مدرنی که در حال بلعیدن تمام سنتها است با این نوشته تند و به دور از احترام برای تفکر نسل مدرن ترکید.
    به دور از انسانیت است شخصی را فقط بر اساس نوع پوشش وظاهر قضاوت کنیم و بدتر از ان با قاطعیت حکم صادر کنیم .

    دلير آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۲۲:۲۸
    6
    2

    ‎براى محمد عرفان صالحى
    ‎١. شما مى گویید لباس کوردى فقط یک ابزار فرهنگى است!!! و نپوشیدن لباس کوردى باعث تضعیف فرهنگ غنى ما نمى شود!!!! و یک مثال عجیب و بی ربط و مع الفارق مى آورید( مثال هیتلر).
    ‎خب اگه اینجوریه یکى دیگر میاد مى گه زبان کوردى هم فقط یک ابزار است و صحبت نکردن و نابودى آن باعث نابودى و بى توجهى به فرهنگ کوردى نیست و شاید مثال آقاى دمیرتاش را هم بیاورد که با آنکه کوردى بلد نیست دولت تورکیه رغ براى احقاق حقوق کوردها ذله کرده است!!! یکى دیگر هم میاد مى گه فرهنگ ما که فقط آثار باستانى مان نیستند که یا زیر سد مدفون شوند یا سرقت شوند!!!!
    ‎طرف دیگر هم به زبان غیر مادرى مثلا فارسى مى نویسد و اگه بگى چرا کوردى آثار خود را نمى نویسید مى گه مگه فرهنگ ما شامل فقط مطالب نوشتارى من است که با این تهدید شود
    ‎پس فرهنگ ما چیه؟ آیا جز مخلوطى از این شاخص هاى اصلى است؟!!
    ‎٢.شما مى گی لباس ما با زمان حال نمى گنجد!!!
    ‎لطفا دلایل خود را روشن بگید!!!
    ‎آیا دولت ممنوعیت استفاده از آن را اعلام کرده و ما خبر نداریم!!!
    ‎آیا لباس کوردى باعث و مانع عدم استفاده مفید از تکنولوژى نوین و در دسترس شده!!!!
    ‎آیا لباس کورى فقط در یک مدل و یک رنگ تکرارى است و دیگر خسته کننده شده ( مانتو و چادر مشکى را در نظر بگیرید)؟!!!
    ‎آیا لباس کوردى باعث بیکارى شما و عقب افتادگى اقتصاد منطقه شده است؟!!
    ‎آیا لباس کوردى باعث تحریک نوجوانان و جوانان بیکار شده و در نتیجه باعث ایجاد زمینه فساد شده!!!!
    ٣. آیا به نظر شما شکوفایى فرهنگى یعنى فراموشى فرهنگ خود و دلسپردن به فرهنگ به قول بعضى به اصطلاح روشنفکرها!!!( عبداله پشیو آنها را فشن( شکست خورده) بیر مى نامد) فرهنگ بین المللى است.
    شما با سفسطه بازى مى خواهید این جورى به خوانندگان القا کنید که توجه به فرهنگ خود یعنى در جا زدن و روى آوردن به فرهنگ دیگران یعنى پیشرفت!!!
    ‎بی شک اگه شما زمان امیر کبیر مى بودید در زمره آنهاىى مى بودید که امیر کبیر براى انتقال علم اروپا به ایران فرستاد ولى شیفته انجا شدند و تا حالا بر نگشتند.
    ۴. شما مى خواهید طرف مقابل را با انگ مذهبى بودن او را از عرصه خارج کنید!!! مگه این اقا حرف غیر منطقى و غیر شرعى زده؟! …………………………… امثال این خانم ها و خواهران ما در کوبانى باعث شکست بزرگترین و قوى ترین گروه تروریستى دنیا شدند و الان اسطوره همه زنان دنیا شده اند.

    همشهری پاوه آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۲۱:۲۰
    8
    1

    سلام خدمت تمامی بزرگواران
    واقعا کسی که در این شهر زندگی بکند واین مطالب را بخواند…………………………………. ومقداری هم انصاف به خرج دهد اصل مطلب را بدون حاشیه درک خوهد کرد.وبنده به عنوان یک شهروند این را بدون هیچ تعصب و بی طرفانه عرض همگان میکنم که:
    مطالب اقای عزیزی بسیار سودمندو گلایه مانند واحساس خطر بر فرهنگ بومی و زیبای اورامانات و شهر خود بوده است ایشان هیچ گونه حرفی نامربوط تخریب گونه ای را نزده اند و بسیار حرف بجا و مشکل امروزه ی جامع ی ما را بیان نموده اند همان مشکلی که امثال اقای صالحی و خانم رسولی ان را پیشرفت و دور شدن از غار نشنی و ………… مینامند.ومطلب دیگر اینکه اقای وهابی هم همان دریافت درد جامعه را به نوبه ی خود بیان نموده اند وکجای حرفشان مخالف پیشرفت و تکنولوژی روز (البته نه ان پیشرفت مد نظر اقای صالحی و امثالشان)بوده است.
    اگر برهنگی و انجام کارهایی که هیچ انسان با شرافتی ان را نمی پذیرد پیشرفت است حاشا و ابدا ملت کورد این را نمیپذیرد و اگر دست یافتن به تکنولوژی روز عاری بودن ذهن از سنت های قدیمی است هیچ انسان معقولی این گفته را نخواهد پذیرفت
    .پس اینکه کسی بخواهد باپوشش و سنت سالم گذشته ادامه ی حیات دهد چطور میتوان گفت هنوز در دوران غارنشینی است وچطور میتوان قبول کرد که نمیتواند پیشرفت کند و چطور میتوان قبول کرد که استفاده از فرهنگ و سنت جوامع دیگر پیشرفت به ارمغان میاورد مگر چندین هزار نفر در جوامع اروپا و امریکا از مکانهای دیگری به انجا رفته اند و بهترین خدمت را به بشریت کرده اند .
    برای نمونه اقای دکترحسن بیورانی اهل یکی از روستا های بانه ((عضویت در مجامع علمی(Senior Member, IEEE) عضو ارشد انجمن مهندسین برق و الکترونیک امریکا(Member, IET) عضو انجمن مهندسی و فناوری اروپا(Member, IEEJ) عضو انجمن مهندسین برف ژاپن))مگر ایشان با شلوار در بانه امد و رفت میکردند مگر عوض کردن فرهنگ در مبدا انقدر پیشرفته میکند انسان را.و نه اینکه برای همرنگ بودن با جامعه ی مقصد مشکلی ایجاد کند. پس دست از این مغز شویی جامعه بردارید و همین جوانانی که این همه بی ادب و ناهنجار شده اند محصول گرایش به همان فرهنگ دیگری نیست !!
    مگر همین معلمانی که دارای ناهنجاری هستند محصول گرایش به غرب نیستند پس سنگ پیشرفت را تغیر چهره و پوشش به سینه نزنید.همین شماها هستید که جوانان را به گرایش به ناهنجاری به وسیله ی تشویق به مدرن بودن با تغیر لباس و ظاهر میکنید. و متاسفانه جهت پیشگیری از تخریب از طرف انسانهای کند ذهن و همیشه در رویا صلاح ندانستم خود را معرفی کنم.وگر نه حرف برای گفتن زیاد است.و در اخر از هر انسان شریفی و خانواده دوستی خواهانیم ب فرهنگ غیرت مردانه خود پایبند و واقف باشند و ان شا الله شر بدخواهان به خودشان باز میگردد..آمــیــن
    ((مدیریت محترم سایت این نظر بنده را تایید بنمایند همانند دیگر نظرات))

    ناشناس آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۲۰:۵۷
    3
    0

    تغییر زیباست ولازمه هر جامعه ای در تمام طول تاریخ اگر تغیر نبود خود شماهم الان قادر به نوشتن این مقاله نبودید ولی احترام به کسی که در این راه یاریتان کرده یعنی معلم احترام و جایگاه خودتان را بالا میبرد همچنین احترام به همه عقاید دیگران لازمه تغیر و پیشرفت درست در جامعه است شما که برای دفاع از دیگران کسی دیگر را مورد نقد صریح قرار میدهید ویا ….اصول درست را رعایت نمیکنید پس از پیشرفت حرف نزنین و از کسی دفاع نکنید

    نکته آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۲۰:۵۲
    7
    1

    ما فرزندان نان ودوغ !پیشتر اینها مورد لطف خانم رسولی قرار گرفته ایم وایشان هر از چند گاهی بی خبری به یکباره به نسل پیشین خود تاخته وآنهارا مقصران اصلی نسل جدید میداند با این عبارت((شما چه کرده‌اید که اینگونه به دختران و پسران حمله می‌کنید؟!)) البته با این تفاوت که معلمین را هم اینبار در تربیت نسل جدید مقصر جلوه داده! اما خانم رسولی عزیز تاختن شما به آقای عزیزی ناجوانمردانه وبدور از ادب وغیر منصفانه است که البته بر میگردد به همان گذشتگانی که ادب را به ما نیاموخته اند واحتمالا گفته اند بر دیگران بتازید!!بی رحمانه!!!! البته ضعف نوشتاری آقای عزیزی بر کسی پوشیده نیست واشان به سبک انشای قدیم می نویسند ولی حضرتعالی قلم شیوایی دارید که البته از به تجربه شما برمیگردد انچه که باید اقای عزیزی را نگران کند تنها پوشش نیست ولی از دست دادن همین پوشش زمینه را فراهم کرده تا دوستان صاحب تعقل و اندیشهو خودکفا ی شما ریشه ها را سوزانده ودر پی سراب آینده ای هستند که هیچگاه انان را سیراب نخواهد کرد چرا؟

    شایان آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۲۰:۰۶
    4
    0

    قسمتی از سخنان شما را را قبول دارم ولی نه در جواب اقای عزیزی زیرا اولا لحن شما مقداری تند بود و دوم اینکه هر کس عقیده ای دارد و این که شما بیایید ان را به عنوان یک مطلب جدا نشر دهید اشتباه است و شما میتوانستید در قالب نظر به ایشان پاسخ دهید و دیدگاه خود را به صورت جداگانه نه در جواب ایشان ذکر میکردید با تشکر

    شهروند پاوه آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۴
    4
    2

    سلام
    از متن به راحتی میشه فهمید که نگارنده همه عوامل عدم پیشرفت پاوه و در کل همه ایران را در پایبندی به سنتها و از جمله لباس کردی میداند
    اولا کشورهایی مثل ژاپن با وجود پایبندی به سنتها و لباس محلی به اندازه ای پیشرفت کردن که بتوان نتیجه گرفت سنتهای گذشته نمیتواند مانعی برای پیشرفت باشد و از طرف دیگر در همین تعدادی از شهرهای کرد نشین خودمون که فقط اسما کرد هستن چه در لباس و حتی زبان دیگر نمیشود به اونا گفت کرد، چه پیشرفتی کردن؟
    دوما به شدت عقیده دارم که دلیل اصلی رنگ باختن پوشش کردی در شهر خودمون خانومها هستن که هیچگونه تعصبی نسبت به این مسائل ندارن و فقط به فکر خودآرایی هستن. آخه لباس کردی با مانتو یا چادر چه فرقی داره؟
    کدومش بهتره؟ کدومش قشنگتره؟

    همشهری آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۸:۵۵
    6
    0

    آقای صالحی خوب سفسطه میکنیددست مریزاد

    شادی آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۶
    3
    3

    با سلام. به درخواست یکی از دوستام اومدم مطلب خانوم رسولی رو خوندم، و لازم دونستم متن آقای عزیزی رو هم بخونم. فروزان جان کاش مطلبت روزیر مقاله ی آقای عزیزی مینوشتی، آقای عزیزی رو من اصلا نمیشناسم. ولی از دیدگاهشون اصلا راضی نیستم. آقای عزیزی عزیز!! مگر نه اینکه انسانها آزاد آفریده شدند و خود خداوند هم در کلامش فرمودن که حتی در دینش هم اجباری نیست که به زور بپذیریم؟خداوند این حق رو به بندگانش داده و عجبا که شما ندادید. حتی اگر آب هم ساکن باشه، میگنده، چه برسه به انسان. دختران پاوه به دانشگاه رفتن و احسنت به آنهایی که جسارت تغییر را داشتند. هر گونه تغییری که لطمه ای به آبذوی خانواده نزنه به نظر من قابل احترامه. اگر دوست ندارند لباس کردی بپوشن، این حقنه، به من و شماها ربطی نداره. پس بپذیریم تغییر یعنی اینکه انسان پویاست و در جستجوی چیزی جدیده. اینکه لقب خانواده ی خانم رسولی هرچی باشه، باز هم به کسی مربوط نیست و صد البته به خودشون هم ارتباطی نداره. افراد رو نباید از روی تاریخچه ی خونوادشون مورد قضاوت قرار بدیم. آقای صالحی هم انسانی هستن که تا به حال بخه ضرر کسی کاری نکردن، پس لطفا به تربیت ایشون هم خرده نگیرید. مرم ما متاسفانه به جای اینکه به مطالب فکر کنن و به نتیجه ی خوب برسن، شروع به انتقادهای بیجا از نویسنده ی مطالب میکنند و هرگونه زشتی و شنیده های نابجارو به نویسنده نسبت میدن. خانوم رسولی یک دختر تحضیلکرده هستند و ما بهشون افتخار میکنیم. چون جسارت بیان و دفاع از خانمها رو دارند. قطعا مطالب سایت شما هم مخاطبین خانم داره، ولی چند درصدن با ذکر دقیق نام، به انتقاد از مطالب میپردازن؟تقریبا صفر!!!!!!چون از قضاوتهای نامهربانانه ی مردم دیارشون هراس دارند. آقای عزیزی،حفظ لباس سنتی اگه ارزشی به خانمها میده، من به عنوان یک دختر پاوه ای، اون ارزش رو بی ارزش میدونم. وقتی لباسهای زیباتر(از نظر من) وجود داره، پوشیدن این لباس پر زحمت رو کاری عبث میدونم. و البته باید بگم نظر شما هم محترمه. پس لطفا خانمها رو به خاطر پوشیدن مانتو، آرایش، عمل جراحی قضاوت نکنید. جامعه ای که ارزشهاش عوض شده، جوونارو وادار میکنه دست به این کارا بزنن. شما ببینید تو دورهمی های خانمها، چند درصد خانما راجع به کتاب یا فیلمی که دیدن، صحبت میکنند؟!هیچ!!!! دختران هم برای اینکه چیزی برای گفتن داشته باشن، دست به این کارها کیزنن و من مطلقا مقصر نمیدونمشون.شما هم کمی فکر کنید و بعد طبق حرفای یه سرباز دهه پنجاخی، دختران دیارمون رو به باد انتقاد بگیرید. شما سعی در فرهنگسازی داشته باشید، دخترا رو بدون توجه به جنسیتشون توی محافل ادبی شهر راه بدین که برای ابراز وجود مجبور به دست زدن به ظاهر و لباسشون نباشن.
    خانم رسولی موفق باشید. کاش خیلی ها جسارت شمارو داشتن.

    فرهنگی آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۸:۰۷
    1
    0

    باسلام خدمت آقای یوسفی درعجبم چرانظرات کاربرانی که انتقادی برخورد کردن پاک کردین این عمل خارج ازحرفه خبر نگاری شمای بزرگوار است، یامطلب خانم رسولی رانمیگذاشتین یا اینکه خانم رسولی باید آنقدر ظرفیت داشته باشن پذیرای انتقاد منطقی وصادقانه کاربران باشن سپاس فراوان

    رحمانی آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۷:۱۹
    3
    3

    با عرض سلام وادب خدمت کلیه عزیزان

    احترامات ویژه خدمت نگارنده خانم رسولی

    باید بگویم که نیازهای اجتماعی و فرهنگی دایما پوست اندازی کرده و در حال تحول یافتن می باشد اینکه خواسته و ناخواسته از دریچه بن بست هاس فکری خود مسایل پیچیده اجتماعی جوانان را بنگریم اشتباهی است نابخشودنی و دلیل اثباتش هم خود ان جوانان می باشند که دگر حاضر به واپس گرایی نیستند اما ما به عنوان نسلهای پیشین چه حق انتخابی به این جوانان داده ایم که به راحتی قضاوتشان کرده واز دم تیغ می گذرانیمشان جوانان امروز بیابانهای متروک از افکار گذشتگان نیستند انچنان که میراثهای نکوی گذشتگان را همچنان پاس داشته اند تحلیل مسایل اجتماعی گره اش به دست خود جوانان است هر چند که خردمندانه از گذشتگان نیز درس می گیرند اما تحمیل را هرگز نمی پذیرند این اتفاقی است که عملا افتاده است تنها نیک اندیشان و بزرگ اندیشانند که می توانند راهنما و راهگشای جوانانشان باشند که به سلامت طی مسیر نمایند عقبگردهای اجتماعی و فرهنگی را این جوانان خود با پوست و گوشت و استخوان لمس کرده اند و دیگر حاضر به برگشت نیستند چرا که انان سلامت در لوای پوشش و حقوق ابتدای خود که بدان تنها دلخوشند و نه چیز دیگرهرگز ندانسته و نمی بینند انان چراغ راه و اینده شما نیز هستند چرا که انان با تغییرات واقعی می درخشند تنها تجاربی سودمند است که رنگ و بوی تغییر را در بر داشته باشد انچناتن که مولوی بزرگ می فرماید که علفهای هرز افکار را باید هر ساله از ریشه خشکاند تا سر سبزی و خرمی واقعی را دریافت……….

    محمدعرفان صالحى آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۶:۵۴
    6
    7

    با سلام خدمت مدیریت محترم وب سایت و کاربران گرامى، و همچنین تشکر از سیروس عزیزى که در این خصوص فتح باب نمودند.
    یادآورى چند نکته را براى درک بهتر خوانندگان از مطلب خانم فروزان رسولى ضرورى مى دانم.
    ١- لباس یا پوشش یک ابزار است نه اصالت یا اصل فرهنگى، اگر بنده لباس کوردى نپوشم به معناى پشت کردن به اصالت نیست، به زبان ساده تر لباس همچون سیره کوه، سه و قاتى، لاتاى، سانالى، و سایر ابزارهاى زندگى در ایام گذشته مى باشد، همانطور که سیره کوه به تدریج کاربردش را از دست داده، لباس کوردى هم با ابزارهاى مدرن امروزى همخوانى نداشته و به تدریج از بین مى رود. پس لطفاً لباس را به اصالت ربط ندهید، چرا که هیتلر با آن همه خوى نژادپرستانه اش، بر پوشش باستانى آلمانى ها اصرارى نداشت و حتى یک عکس هم با لباس فولکلور ژرمن ها ندارد.
    ٢- حفظ فرهنگ و اصالت فرهنگى و ریشه و… هم صرفاً مفاهیمى انتزاعى بوده و با واقعیت فاصله دارند، چرا که جامعه ى بشرى به واسطه ى هوشمند بودن و تجربه پذیرى بالاى انسان ها، جامعه اى پویا بوده و تفاوتش با مثلا جوامع زنبور عسل و مورچه ها و شیرها و .. در همین تغییر مداوم در شیوه ى زندگى است، مگر ما مورچه هستیم که مثل نیاکان مان زندگى کنیم!!؟ اگر همواره انسانها مثل شما (هواداران حفظ فرهنگ و اصالت) فکر مى کردند، امروزه من و شما باید در غار مى بودیم و خام خوارى مى کردیم. لطفاً دست از این قبیل ادعاهاى بى محتوا بردارید.
    ٣- معلمان و حضورشان در قهوه خانه، بحثى است که تقریباً همگان در سالیان گذشته شاهد آن بوده ایم، و مطرح شدن این موضوع جهت وارد کردن تلنگرى به معلم هاى منطقه بوده نه با هدف توهین به آنها، و نگارنده همه ى معلم ها را نیز خطاب قرار نداده. اما خاطرمان باشد که انسان ها زاده ى شرایط و محیط شان هستند، پس نسل امروز (یا دهه هفتاد و هشتادی ها) محصول شرایط و محیط شان بوده اند، تقریباً بى تقصیرند.
    ۴- قابل توجه کاک سیروس عزیز و طرفداران ایشان (یا همان مردان مسلمان پاوه، به قول مهندس وهابى)، فرزندان دیروز ما، بزرگسالان امروز هستند، برایشان چه کرده ایم؟ آیا کودکى که تحت هژمونى رسانه ها و اینترنت و فضاى ناسالم خانواده و جامعه است، مى تواند اهل مطالعه و اندیشه بار بیاید؟ کودکى که در طول زندگى اش مسولیت پذیرى را یادش نداده ایم، چگونه مى تواند به بزرگسال مسولیت پذیرى تبدیل شود؟ به قول جبران خلیل جبران، هیچ برگى زرد نمى شود مگر با دانش خاموش تمام درخت و هیچ خطاکارى خطایى نمى کند مگر با اراده ى پنهان همه ما.
    دوستان عزیز، تاختن به جوانان و بارگناهان خویش را بر دوش آنها انداختن بسیار آسان است، اما توانا کسى است که با شهامت اشتباهش را بپذیرد و در رفع آن بکوشد.
    با تشکر محمد عرفان صالحى
    http://Www.pawashar.blogfa.com

      عبدالرحمن وهابی آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۷
      3
      0

      کاک عرفان عزیز سلام
      از توجهتان به نظرات سپاسگزارم و خوشحالم که در بحث شرکت کردید.

      در رابطه با نظری که فرمودید چرا تعدادی اصرار بر حفظ پوشش کوردی دارند جنبه های زیادی مطرح هستند و طبیعتا کار بنده نیست که پا جای پای آنان بگذارم اما چند نکته را با بیان بسیار ساده ای یادآور می شوم:

      – قرار نیست که حفظ پوشش و بعضی از آداب و رسوم ( نه همه ی آنها) را تحجر بدانیم و آن را با زندگی کردن در غار مقایسه کنیم…زندگی در غار منسوخ شده است چون ایرادات بسیاری داشته است و گزینه های بسیار بهتری برای جایگزینی اش مطرح شده است. اما درباره ی پوشش آیا شلوار و مانتو هم چنین است و هر دوی اینها مزیت های بسیار بیشتری به نسبت پوشش کوردی دارند؟؟ یا اینکه فقط چون ملل متمدن چنین پوششی دارند ما هم فکر میکنیم با داشتن پوشش آنها شکل آنها را پیدا میکنیم و متمدن خواهیم شد… با اطمینان خدمتتان عرض میکنم که این سخن بار روانی داشته و بسیار تاثیر گذار بوده هر چند که آن را انکار کنند.

      – یکی دیگر از دلایلی که حفظ پوشش کوردی را لازم می نماید بحث حفظ فرهنگ خاص این منطقه و استفاده از آن در راستای ترویج گردشگری و توریسم می باشد… به نظرتان برای یک گردشگر کدام گزینه جالب تر است :
      ۱- شهری را ببینید که نکات مثبت آداب و رسوم و فرهنگشان را حفظ کرده باشند و در عین پیشرفت علمی (نه ظاهری و پیاده کردن زرق و برق های زندگی مدرن) کلیات فرهنگی شان را هم حفظ کرده باشند.
      ۲- یا اینکه شهری را ببیند که تمام هم و غم جوانانش مسابقه در کپی کردن سبک زندگی غربی ( بالاخص آمریکایی) شده باشد و هر چه را در فیلم ها و سریال ها می بینند به دنبالش باشند… (به شما قول می دهم همین فیلم ها و سریال های آمریکایی چندین و چند برابر بیشتر از فکر و منطق خودمان بر آداب و رسوم ما تاثیر داشته و خواهند داشت و در آینده ی نه چندان دور در همین پاوه ی کوچک چیزهایی خواهیم شنید که ۵ سال پیش فکرش را هم نمیکردیم )

      – من هم با شما موافقم که بزرگتران ما هم مقصرند اما اینکه آنها را کامل مقصر بدانیم را اصلا صحیح نمیدانم اما برایم بسیار جالب است که هم شما و هم خانم رسولی خود را نماینده ی جوانان پاوه معرفی میکنید و به صورت خود خواسته مدافعشان شده اید…مگر من جوانان پاوه را بازجویی کرده ام و آنها را گناهکار اعلام کرده ام….؟؟ خیر اصلا چنین نیست… وضعیت امروز ما در پاوه منتج از بسیاری اتفاقات ریز و درشت منطقه ای و جهانی است که فقط برای پاوه مطرح نیست…اما این کم کاری های ما جوانان پاوه را توجیه نمی کند…متاسفانه می بینیم که نسل به نسل ضعیف تر و تنبل تر شده ایم…روز به روز کمتر به فکر شهرمان هستیم (برای مثال مسئله ی تنبل تر شدنمان را همه در قبولی دانشگاهای های مطرح کشوری دیده ایم)…. دیگر بحث فعالیت های مدنی عام المنفعه که خود در بطن آنها هستید که جای خود دارد… چرا ما که نسل جوان هستیم، شور و شوقی برای چنین کارهایی نداریم و احساس مسئولیت نمیکنیم…جواب های بسیاری دارد.

      – موضوع آخر هم واکنش شما و تعدادی از عزیزان به موضوع مسلمان بودن اکثریت مردمان است….آیا می خواهید چنین چیزی را انکار کنید؟؟ منطقا خیر…. پس وقتی اکثریت مردمان این شهر به قانون و شریعت اسلام پایبند هستند و آن را بهترین راه سعادت خود می بینند طبیعی است که به پوشش و فرهنگی که با دینشان مطابقت ندارد و بعضا در تضاد می باشد واکنش نشان دهند و آن را پس بزنند…در واقع دین و آئین اسلام اینگونه است که برنامه اش را یک برنامه کامل برای تمام جوانب حیات مادی و معنوی انسان می داند و کسانی هم که از آن تبعیت می کنند چنین نظری دارند اما اینکه چرا شرایط الان پاوه به شکل دیگری است دلایل بسیاری دارد که برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب از ذکر آنها خودداری می کنم اما در اصل موضوع تفاوتی ایجاد نمیکند و صورت مسئله را پاک نمیکند.

      در پایان باید خدمتتان عرض کنم که مقاله ی آقای عزیزی وحی الهی نیست که من از کلمه کلمه ی آن دفاع کنم اما منظور ایشان را اگر از شکل کلمات بگذریم و دقیق تر نگاه کنیم در می یابیم که به دنبال شهری پاک و مترقی و متمدن را آرزو می کنند.

      مجددا از شما و سایر عزیزانی که ابراز نظر فرمودید سپاسگزارم
      با احترام بسیار

    محمودی آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۶:۱۷
    5
    2

    دغدغه آقای عزیــــــــــــــــــــزی چیست ؟؟؟
    نقد خانم رسولـــــــــــــــــــــــی چیست ؟؟؟

    دغدغه آقای عزیــــــــــــــــــــزی ؛ فراموش شدن ارزش ها و فرهنگ غنی این سرزمین کهن توسط نسل امروزی و نسلهای بعدی و هجوم ارزش ها و فرهنگی غربی است !!!

    نقد خانم رسولـــــــــــــــــــــــی ؛ این است که این ارزشها و فرهنگ نسل قدیمی (حتی فرهیختگان نسل قدیم) سبب عقب افتادگی است و ارزشهای نسل جدید از قبیل پوشش جدید دختران و … با ارزش های دنیای امروزه انطباق دارد و سبب خوشبختی و پیشرفت میگردد !!!

    اما نظر بنده :
    باید ببینیم این ارزش های که خانم رسولی رسولی نام میبرد و ازاش دفاع میکند آیا واقعا علت و سبب خوشبختی و سعادت جامعه میشود ؟؟؟
    سرکار خانم رسولی باید عرض کنم که آقای عزیزی که از ارزشها و فرهنگ غنی این سرزمین کهن دفاع میکند به خوبی این ارزش ها را میشناسد ولی جنابعالی که از این ارزش های نسل جدید دفاع میکنید هیچ شناختی از آن ندارید .

    چون ارزشها و فرهنگی که آقای عزیزی ازاش دفاع میکند ریشه در این سرزمین دارد و خودش هم تو این سرزمین رشد کرده است !!!
    ولی چیزی که شما از آن دفاع میکنید ریشه در غرب (آن هم فرهنگ معاصر غرب) دارد!!!

    اما چرا سرزمین های شرقی نظیر سرزمین ما انقد از لحاظ اقتصادی عقب افتاده اند؛ آیا علتش فرهنگ قدیمی این سرزمین های کهن است ؟؟؟

    بهتر است جوابش را از فیلسوف و سیاستمدار بزرگ شبه قاره هند و جهان شرق “اقبال لاهوری” بشنویم :

    شرق را از خود برد تقلید غرب ؛ باید این اقوام را تنقید غرب

    قوت مغرب نه از چنگ و رباب ؛ نی ز رقص دختران بی حجاب

    نی ز سحر ساحران لاله روست ؛ نی ز عریان ساق و نی از قطع موست

    محکمی او را نه از لادینی است ؛ نی فروغش از خط لاتینی است

    قوت افرنگ از علم و فن است ؛ از همین آتش چراغش روشن است

    بندهٔ افرنگ از ذوق نمود ؛ می برد از غربیان رقص و سرود

    نقد جان خویش در بازد به لهو ؛ علم دشوار است می سازد به لهو

    از تن آسانی بگیرد سهل را ؛ فطرت او در پذیرد سهل را

    سهل را جستن درین دیر کهن ؛ این دلیل آنکه جان رفت از بدن

    بله دوستان عزیز پیشرفت ملل غربی در علم و علم آموزی است نه در فرهنگ منحط و بی اخلاق و بی بند و بار آن ولی متاسفانه بسیاری از نسل جدید در این اشتباه گرفتارند که راز این پیشرفت در فرهنگ غربی ها است و دخترانی نظیر خانم رسولی به جای دفاع از علم و علم آموزی و عفت و اخلاق ؛ از فرهنگ نسل جدید و پوشش دختران و … دفاع میکند!!!

    erfan آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۵:۴۱
    0
    3

    ممنون از همه دوستان بذای نظرات خود و متاسف برای مدیریت سایت کا هرگونه اظهاراتی را در سایت قرار میدهند که این هم خود برنامه ریزی شده است

      مدیریت سایت آبان ۲۳, ۱۳۹۵ - ۱۸:۲۶
      2
      0

      کاک erfan عزیز سلام
      جای تعجب دارد که اینگونه به قضاوت نشسته اید، مدیریت سایت همواره از دو طرف مورد آماج حملات مخاطبین است که چرا نظرات جمعی را که بیشتر مخالف با نظر خانم رسولی به ارائه دیدگاه پرداخته اند ، شده اند
      کاک erfan گرامی این چه نوع برنامه ریزی است که خویش را مورد آماج حملات و توهین های دیگران نمائیم واز ماحصل این نوع برخورد چه فایده ای حاصل می شود ، به هرحال ما از عدم ظرفیت وتحمل دیدگاه همدیگر نگران هستیم واین را نمی پسندم وهمگان از جمله خود را به تدبیر در پاسخگویی وارائه نظرات توصیه می نمائیم.
      کاش می توانسیتم ویاد می گرفتیم که چگونه در کمال آرامش با هم به گفتگو بنشینیم

    محمودی آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۳
    1
    0

    دغدغه آقای عزیــــــــــــــــــــزی چیست ؟؟؟
    نقد خانم رسولـــــــــــــــــــــــی چیست ؟؟؟

    دغدغه آقای عزیــــــــــــــــــــزی ؛ فراموش شدن ارزش ها و فرهنگ غنی این سرزمین کهن توسط نسل امروزی و نسلهای بعدی و هجوم ارزش ها و فرهنگی غربی است !!!

    نقد خانم رسولـــــــــــــــــــــــی ؛ این است که این ارزشها و فرهنگ نسل قدیمی (حتی فرهیختگان نسل قدیم) سبب عقب افتادگی است و ارزشهای نسل جدید از قبیل پوشش جدید دختران و … با ارزش های دنیای امروزه انطباق دارد و سبب خوشبختی و پیشرفت میگردد !!!

    اما نظر بنده :
    باید ببینیم این ارزش هایی که خانم رسولی رسولی نام میبرد و ازاش دفاع میکند آیا واقعا علت و سبب خوشبختی و سعادت جامعه میشود ؟؟؟
    سرکار خانم رسولی باید عرض کنم که آقای عزیزی که از ارزشها و فرهنگ غنی این سرزمین کهن دفاع میکند به خوبی این ارزش ها را میشناسد ولی جنابعالی که از این ارزش های نسل جدید دفاع میکنید هیچ شناختی از آن ندارید .

    چون ارزشها و فرهنگی که آقای عزیزی ازاش دفاع میکند ریشه در این سرزمین دارد و خودش هم تو این سرزمین رشد کرده است !!!
    ولی چیزی که شما از آن دفاع میکنید ریشه در غرب (آن هم فرهنگ معاصر غرب) دارد!!!

    اما چرا سرزمین های شرقی نظیر سرزمین ما انقد از لحاظ اقتصادی عقب افتاده اند؛ آیا علتش فرهنگ قدیمی این سرزمین های کهن است ؟؟؟

    بهتر است جوابش را از فیلسوف و سیاستمدار بزرگ شبه قاره هند و جهان شرق “اقبال لاهوری” بشنویم :

    شرق را از خود برد تقلید غرب ؛ باید این اقوام را تنقید غرب

    قوت مغرب نه از چنگ و رباب ؛ نی ز رقص دختران بی حجاب

    نی ز سحر ساحران لاله روست ؛ نی ز عریان ساق و نی از قطع موست

    محکمی او را نه از لادینی است ؛ نی فروغش از خط لاتینی است

    قوت افرنگ از علم و فن است ؛ از همین آتش چراغش روشن است

    بندهٔ افرنگ از ذوق نمود ؛ می برد از غربیان رقص و سرود

    نقد جان خویش در بازد به لهو ؛ علم دشوار است می سازد به لهو

    از تن آسانی بگیرد سهل را ؛ فطرت او در پذیرد سهل را

    سهل را جستن درین دیر کهن ؛ این دلیل آنکه جان رفت از بدن

    پس چه باید کرد ای اقوام شرق ؛ باز روشن میشود ایام شرق ؟

    بله دوستان عزیز پیشرفت ملل غربی در علم و علم آموزی است نه در فرهنگ منحط و بی اخلاق و بی بند و بار آن؛
    ولی متاسفانه بسیاری از نسل جدید در این اشتباه گرفتارند که راز این پیشرفت در فرهنگ غربی ها است و دخترانی نظیر خانم رسولی به جای دفاع از علم و علم آموزی و عفت و اخلاق ؛ از فرهنگ نسل جدید و پوشش دختران و … دفاع میکند!!!

    ناشناس آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۳
    7
    4

    اقای وهابی نقدی هم بر سخنان شما وارد است
    ۱لباسی که شما میگید، لباسی بین المللی است نه لباس اجباری وتحمیل شده غرب
    ۲کدام دختر وزن ساکن پاوه میتواند با گجی وسخمه وسلته سوار تاکسی شود یا به اداره برود ویا در پیاده رو راه برود؟؟
    ۳مگه هرکه کت وشلوار بپوشد کافر ویا کواپانتولیها مسلمان هستند؟؟این دیگه چه صیغه ایه؟؟۴اقای وهابی مرد کواپانتولی یا زن لباس محلی به چه درد جامعه میخورد ؟؟کاشکی زن ومردهای ما کمی اجتماعی برخورد میکردند وحقوق اجتماعی وهمسایگی وشهروندی خودشان را رعایت میکردند لباس محلی پیشکش!!امروزه اکثر مسلمانان جهان لباس بین الملل میپوشند اینطور که شما میگید همه کافرند!!فقط مانده کواپانتول مسلمانان پاوه!!!!!
    خدا اخر وعاقبت این مردم را با وجود این مسلمان نماهاختم به خیر کند…..امین!!!!!

      عبدالرحمن وهابی آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۴
      5
      1

      دوست عزیز لطفا نظر بنده را دقیق تر بخوانید..بنده کجا کسی را کافر خطاب کردم؟؟؟!!! اصلا مگر می شود چنین کلمه ی سنگینی را برای کسی به این راحتی ها به کار برد!!!!لطفا حرف در دهان بنده نگذارید.

      بنده عرض کردم اکثریت مردان پاوه (که به اسلام معتقدند) نظرشان به نظر آقای عزیزی نزدیک است کما اینکه در پاوه کسانی را داریم که به اسلام اعتقادی ندارند و بنده در مورد آن جماعت اظهار نظر نکردم.

      جواب بقیه ی سوال هایتان هم کامل در نظر قبلی بنده مشخص است و اگر مقداری دقیق تر بنگرید آنها را خواهید یافت.
      سپاس از شما

    سردار.فرهنگی آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۸
    5
    1

    باسلام.خانم رسولی من به عنوان یک فرهنگی باتمام گفته های شما موافقم ومیدانم که به جای سرزنش این جوانان باهر مد ولباسی باید آنانرا تکریم کرد وبه فکر حل مشکلاتشان باشیم.ضمنا اینان دست پرورده ی نسل گذشته هستند که به قولی ریشه درخاک دارند پس خود آنان تا اندازه ای مقصرند.اما خانم رسولی عزیز فراموش نکنید که این قلم شیوایتان را تا اندازه ای مرهون این معلمان هستید .احترام به استاد واجب است واین تعمیم نارواست .نمی دانم چه شده است که این روزا از هرگوشه ومکانی بر معلمان می تازند از آن امام جماعت گرفته تا شما ،قبول دارم کاستیهایی هست اما نباید معلمان زحمتکش رافراموش کرد .

    شهروند ۱۳ آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۷
    1
    3

    پوستینی کهنه دارم من
    یادگاری ژنده پیر از روزگارانی غبار آلود
    سالخوردی جاودان مانند
    مانده میراث از نیاکانم مرا ، این روزگار آلود
    جز پدرم آیا کسی را می شناسم من
    کز نیاکانم سخن گفتم ؟
    نزد آن قومی که ذرات شرف در خانه ی خونشان
    کرده جا را بهر هر چیز دگر ، حتی برای آدمیت ، تنگ
    خنده دارد از نایکانی سخن گفتن ، که من گفتم
    جز پدرم آری
    من نیای دیگری نشناختم هرگز
    نیز او چون من سخن می گفت
    همچنین دنبال کن تا آن پدر جدم
    کاندر اخم جنگلی ، خمیازه ی کوهی
    روز و شب می گشت ، یا می خفت
    این دبیر گیج و گول و کوردل : تاریخ تا مذهب دفترش را گاهگه می خواست
    با پریشان سرگذشتی از نیاکانم بیالاید
    رعشه می افتادش اندر دست
    در بنان درفشانش کلک شیرین سلک می لرزید
    حبرش اندر محبر پر لیقه چون سنگ سیه می بست
    زانکه فریاد امیر عادلی چون رعد بر می خاست هان ، کجایی ، ای عموی مهربان ! بنویس
    ماه نو را دوش ما ، با چاکران ، در نیمه شب دیدیم
    مادیان سرخ یال ما سه کرت تا سحر زایید
    در کدامین عهد بوده ست اینچنین ، یا آنچنان ، بنویس
    لیک هیچت غم مباد از این
    ای عموی مهربان ، تاریخ پوستینی کهنه دارم من که می گوید
    از نیاکانم برایم داستان ، تاریخ
    من یقین دارم که در رگهای من خون رسولی یا امامی نیست
    نیز خون هیچ خان و پادشاهای نیست
    وین ندیم ژنده پیرم دوش با من گفت
    کاندرین بی فخر بودنها گناهی نیست پوستینی کهنه دارم من
    سالخوردی جاودان مانند
    مرده ریگی داستانگوی از نیاکانم ،که شب تا روز
    گویدم چون و نگوید چند
    سالها زین پیشتر در ساحل پر حاصل جیحون
    بس پدرم از جان و دل کوشید
    تا مگر کاین پوستین را نو کند بنیاد
    او چنین می گفت و بودش یاد
    داشت کم کم شبکلاه و جبه ی من نو ترک می شد
    کشتگاهم برگ و بر می داد
    ناگهان توفان خشمی با شکوه و سرخگون برخاست
    من سپردم زورق خود را به آن توفان و گفتم هر چه بادا باد
    تا گشودم چشم، دیدم تشنه لب بر ساحل خشک کشفرودم پوستین کهنه ی دیرینه ام با من
    اندرون ، ناچار ، مالامال نور معرفت شد باز
    هم بدان سان کز ازل بودم
    باز او ماند و سه پستان و گل زوفا
    باز او ماند و سکنگور و سیه دانه
    و آن بآیین حجره زارانی
    کانچه بینی در کتاب تحفه ی هندی
    هر یکی خوابیده او را در یکی خانه
    روز رحل پوستینش را به ما بخشید
    ما پس از او پنج تن بودیم
    من بسان کاروانسالارشان بودم
    کاروانسالار ره نشناس
    اوفتان و خیزان
    تا بدین غایت که بینی ، راه پیمودیم سالها زین پیشتر من نیز
    خواستم کاین پوستیم را نو کنم بنیاد
    با هزاران آستین چرکین دیگر برکشیدم از جگر فریاد
    این مباد ! آن باد
    ناگهان توفان بیرحمی سیه برخاست
    پوستینی کهنه دارم من
    یادگار از روزگارانی غبار آلود
    مانده میراث از نیاکانم مرا ، این روزگار آلود های، فرزندم
    بشنو و هشدار
    بعد من این سالخورد جاودان مانند
    با بر و دوش تو دارد کار
    لیک هیچت غم مباد از این
    کو، کدامین جبه ی زربفت رنگین میشناسی تو
    کز مرقع پوستین کهنه‌ی من پاکتر باشد؟
    با کدامین خلعتش آیا بدل سازم
    که من نه در سودا ضرر باشد؟
    ای دختر جان
    همچنانش پاک و دور از رقعه ی آلودگان می دار از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد

    میراث
    مهدی اخوان ثالث

    دلير آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۲
    2
    3

    ده س وه ش فره عالوو نویسه ن.
    به لام شلاى جواو دایو ئى برا به ریزه ى نه ویایى و نویسه که ت به تیروو ته سه ل جه باره و جوانوو ئى لاو ویمانه و وه ش سیایو فه رهه نگوو ویشا نویسایت.
    جواو داى فره چیویه وه ش نیه ن و جواو جواوش نا شونیوه و دماته ر مه وو جه ده ل.
    دیسان ده سوو وه ش

    عبدالرحمن وهابی آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۰۹:۴۱
    9
    6

    با عرض سلام و ادب خدمات شما

    چند نکته را تقدیم شما و خوانندگان سایت پاوه پرس می نمایم:

    – واکنش شما به مطلب آقای عزیزی بیشتر یک جهت گیری احساسی فیمنیستی به نظر می رسد تا اینکه دلیل و مدرکی در جهت توجیه وضع موجود پاوه باشد…. سخنان آقای عزیزی تقریبا نظر اکثریت قریب به اتفاق مردان مسلمان پاوه می باشد… در متن مقاله شان هم با استناد به حدیثی از پیامبر(ص) این موضوع را آشکار کرده اند هر چند که مردمان ما حتی اگر مسلمان هم نباشند به دلیل غیرت ذاتی شان چنین رویه ای را نپسندیده اند و اینکه این روزها چنین وضعی را می بینیم مطمئن باشید دلیل اصلی اش بخاطر اینست که مرد خانواده آن ارج و قرب سابقش را از دست داده است و از جنگ و جدل با زن و دخترش خسته شده است و به اجبار به چنین وضعی تن در داده است.

    – پوشش زنان و مردان نشانگر پیشرفتشان نیست…. دقیقا همین نکته ای را که شما عرض میکنید برای مردان در پاوه هم در طول سالیان اخیر چند بار مطرح شده است ..حتما دیده اید که تعدادی از دوستان عزیزمان بسیار تلاش دارند پوشش کوردی مردان را حذف کنند و با شلوار در پاوه رفت و آمد داشته باشند اما تا کنون چنین رویه ای نتیجه ای نداده است و چنین پوششی در پاوه از سوی مردان پاوه قبول نشده است… بهتر بود که آقای عزیزی این مورد را هم در متنشان یادآور می شدند… چه بسیار بزرگمردانی که در لباس محلی خودشان در طول تاریخ به دنیا اثبات کرده اند که همراهی باچنین موج هایی نشانگر پیشرفتشان نیست.

    – این موجی را که در دنیا، ایران و پاوه می بینید منتج از موج جهانی سازی ای است که میخواهد تمام انسان های دنیا را به یک شکل و قالب در بیاورد و به آنها بقبولاند که پوشش شما دارای نقص است و به نوعی چنین حسی را القا کند که چون ما در تکنولوژی برتریم پس همه چیزمان هم برتر است و کم کم تمام زبان ها، پوشش ها، فرهنگ ها و … به نمونه ی برتر آنها نزدیک یا تبدیل شوند.

    – اشاره ی شما به ظلم مردان در طول تاریخ هر چند هم که صحیح باشد اما موضوع مقاله ی قبلی نیست… در مطلب قبل به پوشش زنان پاوه اشاره شده است که روز به روز در حال تقلیل است و رقابت بعضی از زنان و دختران پاوه برای برد در مسابقه ی مُد با کلانشهرهایی مثل تهران است که بسیار مشهود می باشد.

    – شاید می شد متنتان را به عنوان نظری در مطلب آقای عزیزی مطرح می کردید تا موافقان و مخالفان نظرشان را بیان کنند اما به هر صورت این متن شما نظر تعدادی دیگر از عزیزان هم می باشد که بیشتر توجهشان به مطلب جمع می شود امیدوارم که از کینه به دل گرفتن به نسبت یکدیگر مبرا باشیم و در فضایی سالم نظرات موافق و مخالف را بشنویم و بررسی کنیم.

    با کمال ادب و احترام

    کیانا آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۰۹:۴۱
    9
    2

    سلام
    معرفی هم نسلهای آقای عزیزی در شهر پاوه بعنوان مسبب مشکلات بیکاری و … بدور از انصاف میباشد.
    خانم رسولی، نسل آقای عزیزی و بالاتر از ایشان به تحصیل دختران و پسران خود ایمان داشته اند که شما و دیگران را به دانشگاه فرستادند اما این را قبول نمایید که نه آنها و نه شما (اگر منصف باشید!) و نه هیچ کس دیگری این بی مبالاتی ها، بی خیالی ها، بی تحرکی ها و ببخشید بی عرضه گی ها را از این نسل بوجود آمده قبول ندارد!
    جوانانی که روزها را میخوابند و به جای کار کردن و مطالعه، کارشان بازی با کامپیوتر بصورت شبانه است چگونه می توانند از آنها دفاع نمایید و بگویید آزادند که هر جور که می خواهند رفتار نمایند!؟

    سردار.فرهنگی آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۰۹:۱۹
    1
    1

    باسلام.من دغدغه ی آقای رسولی را درک میکنم زیرا پوشش جوانان عزیزمان زیاد به مذاق ما خوش نمی آید ،اما ازطرفی باخانم رسولی موافقم زیرا این نسل دست پرورده ی نسل آقای عزیزی هستند وبی شک درصد زیادی از مشکلات برمیگردد به تربیت آنان .اما ازخانم رسولی به خاطرحمله ی به قشر معلم رادور از ادب میدانم واین تعمیم نادرست را قبول ندارم زیرا این قلم شیوا را شما دروهله ی اول مدیون همان معلمان هستید واحترام بر اساتید برشما واجب است .دردوران گذشته معلمان جایگاه رفیعی داشتند اماامروزه دستهایی درکارند که روز به روز جایگاه این قشر مظلوم را سست میکنند ،وکسی جوابگو نیست .من دراین هفته دومین باریست که شاهد حمله به معلمان هستم یکی ازجانب آن امام جماعت ودیگری شما ،.

    متاسف آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۰۹:۱۳
    5
    1

    انسانی که ریشه در خاک دارد رنگ و نقش خود را عوض نمی کند.
    درخت ریشه درخاک دارد و اگر جابجایش کنید و به منطقه دیگر ببرید نه آن ثمر قبلی را دارد و نه آن رنگ و رو و سرسبزی و خرمی را….
    ریشه درخاک داشتن یعنی لباس کوردی پوشیدن , یعنی حفظ پروبال اصیل خود.
    این جمله”تربیت و شعور را اما بیایید در داشته های خودتان و نسل خودتان و پدران تان جویا شوید؛ ببینید اصل مشکل کجاست و ریشه کجاست!” و نوعی اهانت و محسوب می گردد

    سلام آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۲
    8
    3

    خوشا آن روزگار که دخترکان این سرزمین با لباس کوردی یکدست و زیبا در کلاس درس حاضر می گشتند..
    خوشا آنروز که مد و شلول ساپورت در پاوه عیب و عار بود…
    لحنت غیرمنصفانه, تند, بدور از شان قلم, بود. خانم رسولی بهتر است شان قلم را رعایت فرمایی.
    هرکز کور دورماند از اصل خویش
    باز جوید روزگار وصل خویش….
    براستی مگر فرهنگ سالم و سازنده این معلمانی که بقول شما زایده دست آنها هستید چه کمبودی دارد که آن چنان از فرهنگ شلوار تنگ و مانتوی کوتاه و لب های سرخ فام و مو های آشفته دفاع می کنی؟
    از دوستانی که به جم پیوستند و راه بی برگشت انتخاب کردند تجربه بگیرید…
    باور کنید در دنیای غرب خبری نیست…
    مجبورم کردی مطلب دلسوزانه جناب عزیزی را بخوانم و به طرز بیان شما تاسف بخورم!!

    ژیوان آبان ۲۲, ۱۳۹۵ - ۰۷:۳۶
    1
    2

    خانم رسولی حرفهای شما درسته افرین به شما که هنوز اصل وریشه خود را فراموش نکردی.

      ارزو امامی آبان ۲۴, ۱۳۹۵ - ۰۸:۴۵
      0
      5

      ولا خاس جواوو داگۆ دەسو خوش فروزان?این افراد در جایگاە قضاوت میشینن و بە میل درونی خودشون کە گاها هم برخلاف میل درونیە و فقط شعارە و البتە نگاە سنتی پسند جامعە ،بە تحلیل میپردازن کە مطمانا این تحلیل فقط بە درد همون جامعە و نگاهها میخورە….اینک دختران چرا اینجوری شدن ?،مگە قبلا چطور بودن؟؟؟؟این حرفها دیگە ارزش حتی نوشتنم تو این دنیای امروزی ندارن چە برسە بە خوندن

نقد و بررسی

مهمترین اخبار