من ریشه در خاک دارم، شما را نمی دانم/ فروزان رسولی 
پاوه پرس

من ریشه در خاک دارم، شما را نمی دانم/ فروزان رسولی

من ریشه در خاک دارم، شما را نمی دانم/ فروزان رسولی

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس؛ چرا از ریشه و اصل خود گریزانیم؟ این عنوان تیتری است که اخیرا در سایت محلی پاوه پرس منتشر شده است. نویسنده مطلب خود را با باور به ریشه شروع کرده و سپس معتقد است جامعه بدون هیچ تلاشی، ره صد ساله را پیموده و در پاسخ به چرایی پرسش خود، به خاطرات سربازی رجوع می کند که در دهه ۵۰ در پاوه بود و القصه… که باید خودتان مطالعه بفرمایید.

جناب آقای سیروس عزیزی!
ریشه های این مردم همینجاست؛ روی همین خاک پاوه.
تربیت و شعور را اما بیایید در داشته های خودتان و نسل خودتان و پدران تان جویا شوید؛ ببینید اصل مشکل کجاست و ریشه کجاست!

من برایتان از نسل شما می نویسم؛

هم سن و سال‌های شما و آنان که یک دهه با شما فاصله‌ی سنی دارند، باغ‌ها را قطعه قطعه می‌کنند! بخاطر ساخت خانه، باغ‌ها را از بین می‌برند و به آتش می‌کشند! مجسمه‌ی مردوک را خراب کرده‌اند! در جاده‌ی گردشگری خانه‌سازی می‌کنند! بیشترین شکوه‌ی پدرها و مادرها از نافرمانی این فرزندان هم نسل شماست است که آنان را، حتی کتک می‌زنند و تکریمشان نمی کنید! برخی معلم‌هایتان در سر کلاس، فقط و فقط رفع تکلیف می‌کنند و با واژگانی دور از ادب، کودکان را خطاب قرار می‌دهند و خود منشاء ترویج بی‌ادبی می‌شوند! برخی از معلم‌هایتان در قهوه‌خانه‌ها دیده می‌شوند و با سیگار و قلیان کشیدن و تخته‌نرد بازی کردن رسالت‌شان را به انجام می‌رسانند! برخی از این معلم‌ها علم‌شان به روز نیست و اکثراً در علوم روز، به ویژه کامپیوتر، پایین‌تر از سطح کودکان قرار دارند و جالب‌تر اینکه عین خیالشان نیست!

سوال این است:

شما چه کرده‌اید که اینگونه به دختران و پسران حمله می‌کنید؟!
چه تحفه‌ای به این جوانان ارزانی نموده‌اید که فکر می‌کنید پاسداشت‌اش ننموده‌اند؟!
شما که ریشه دارتر هستید برای شهر و باغ‌ها و مدرسه‌ها و فرهنگ و زبان و در مجموع دیارمان چه کرده‌اید؟!
شما برای تامین آینده‌ی اقتصادی این دیار چه شغل‌هایی را برنامه‌ریزی کرده‌اید؟! در این شهر  چه آینده‌ی درخشانی ساخته‌اید که جوانان تباه‌اش کرده‌اند؟! چند کارخانه و شرکت و … تاسیس کرده‌اید که جوانان آنان را ورشکسته کرده‌اند؟! چه بنیادهای فرهنگی و علمی بنا کرده‌اید که جوانان بی ریشه آنان را ویران کرده‌اند؟!

آقای عزیزی! شما که احیاناً فکر نمی‌کنید این جوانان با اندک باران پاییز امسال از آسمان باریده‌اند؟! باور دارید که دست‌پروده‌ی شمایند و پدرها و مادرهایی که فرزند همین خاک‌اند و همین دیار؟!

لطفاً اجازه دهید با دیدی امنیتی و مجرمانه به هم ننگریم، این دیار و این جوانان نق‌زدن، ایراد گرفتن، پرخاش، برخوردهای فیزیکی و کلامی و … را نمی‌خواهند، با آنان کمی مهربان‌تر باشید.

پوشش دختر پاوه ای یک خواست درونی و حق طبیعی شان است و این اجازه را دارند که طبق خواست خود عمل کنند.
اگر تاریخ جنبش‌های اجتماعی را مطالعه بفرمایید می‌بینید که تغییر در پوشش، خود در یک مقطع، تاریخ ساز بوده است و ضرورت اجتماعی و تاریخی زمان خود.

آنچه باید شما را نگران می‌کرد، کمی بزرگتر از پوشش است؛ مشکل این جوانان بسیار عمیق تر از سخنان شماست!

آقای عزیزی!

به همان سربازی که دنبال نوستالژی های خودش بوده بفرمایید: نزدیک به نیم قرن از حضور شما می گذرد؛ شما آمدید پاوه ۵ هزار نفر جمعیت داشت، الان نزدیک به ۳۰ هزار نفر جمعیت دارد؛ این شهر انقلاب و جنگ و سازندگی را از سر گذرانده و الان سالهاست که مثل بقیه نقاط ایران و جهان نفس می کشد و به سوی رشد گام بر می دارد؛ رشدی که حق اش است، آسایش مردمانش خواست مردمانش است؛ تلاش کرده اند، درس خوانده اند و ریشه های خود را در سواد خواندن گسترانده اند؛ دخترانش رفته اند و درس خوانده اند و اکنون شاغل اند و حقوق بگیر، هنرمند اند و صاحب تعقل و اندیشه، خودکفا هستند و خواهان ترقی؛ قانون این حق را به آنان داده است که بر سرنوشت خود حاکم باشند و با تلاش خود، اجتماع هم این حق آنان را پذیرفته است؛ نه در حد مطلوب اما به نسبت خوب.

زنان پاوه در حمله سالار جاف ثابت کردند که قیمی نمی خواهند و خودشان می توانند و این اعتماد به نفس را دارند که از خودشان دفاع کنند. این رفتارها ریشه در تاریخ زنان این دیار دارد و حاضر به عقب گرد نیستند؛ ریشه هایشان محکم است.

این جوانان به دانشگاه رفته اند و براساس شخصیت خودساخته خود بازگشته اند؛ در دانشگاه های رسمی کشور آموزش دیده اند و همین خود بهترین گواه است بر شخصیتی خودساخته مبتنی بر تعاریف خود.

بدانید که نوستالوژی دهه ۵۰ پایان یافته و مردمان شهر پاوه حاضر نیستند بخاطر لذت گذرای یک سرباز سالهای دور، به شکل انسان اولیه زندگی کنند؛ زنان و دختران را هم خطاب قرار ندهید، آنان خودشان قدرت درک بیشتری نسبت به مسائل خود دارند تا مردانی که ثابت کرده اند آنان را درک نکرده اند.



۷۴ دیدگاه

    فرزانه آذر ۸, ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۹
    0
    0

    احسنت خانم رسولی،سپاس فراوان،قلم تان پایدار

    امید مرادی آبان ۳۰, ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۱
    1
    4

    تغییرات فرهنگی در همه جوامع لاجرم اتفاق می افتد نه یک شبه بلکه به مرور …….. در هر اجتماعی بخصوص جوامع سنتی با مقاومتهایی روبرو میشود.
    نمیدانم این دنبال خاطرات قدیم گشتنها و تنگ نظری ها تا بحال چه گلی به سر مردم این شهر زده که از این ببعد بخواهد بزند/ اقای عزیزی ما مردم پاوه ادمکهای موزه مردم شناسی نیستیم که تا ابد الدهر برای ارضای فانتزیهای ذهنی نمیدانم فلان مسافر و به به و چه چه زدنهای چند توریست کج و چلاق که معلوم هم نیست از کدام ده کوره ای امده اند بخواهیم باب میل انها رفتار کنیم.
    پاوه احتیاج به ترقی و توسعه دارد زیرساختهای شهری ریز ساختهای جاده ای زیرساختهای بیمارستانی زیرساختهای اقتصادی ما یا اصلا وجود ندارد یا بشدت فرسوده است ۵سال مانده برای ورود به قرن جدید هنوز در این شهر یک متخصص ارتوپدی نداریم اگر فاجعه نباشد نزدیک به فاجعه است

      گریه یا خنده؟! آذر ۴, ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۵
      0
      0

      جناب امید مرادی خیلی بیربط نظر فرمودین آخه بیحجابی چه ربطی به زیرساختها و پیشرفت داره یعنی اگه من شلوارک بپوشم صاحب چندتا کارخانه میشم؟ پس یعنی الآن ایدخترای بدحجاب مشکلات اقتصادی و… شهر رو حل کردن؟ چه جالب؟چه آسان؟! آقای مرادی وجدانا گریه کنم یا بخندم؟

    پاوه ای از تهران آبان ۲۹, ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۶
    4
    0

    سرکار خانم رسولی بعد از این همه کامنت هایی که اشخاص دلسوز گذاشتند و بسیار هم با احترام هم ایشان و همسرشان رامورد خطاب قرار دادند وبا منطق هم اشتباهشان را به ایشان متذکر شدند حداقل کاری که میتوانستند بکنند پذیرش اشتباهشون و یه عذرخواهی کوچک از جامعه معلمان و آقای عزیزی بود .

    ولی ایشان خیلی راحت نوشته اند :
    مردمانی که آرزو می کنم کتاب بخوانند؛ از کتاب و دانایی نترسند و کتاب بخوانند؛ ما مردم شهرستان پاوه ریشه در همین خاک داریم و سپاسگزارم از مردمان شهرم که این را ثابت کردند.

    یعن خیلی راحت داره میگه من حرفام روی داناییه و شماها که مخالفت میکنید علتش اینه که کتاب نمیخوانید پس من براتون آرزو میکنم که مطالعه کنید و داناییتون رو بالا ببرید.

    یعنی واقعا ایشون یه ذره هم از این کامنت هایی که وضعیت امروز جامعه پاوه رو توصیف میکرد و آدم رو شکه میکرد متاثر نشدند ؟؟؟

      احمد کسروی آذر ۵, ۱۳۹۵ - ۰۱:۲۴
      0
      0

      دوست عزیز !

      انسان خوب و دلسوز وقتی کسی رو در اشتباه می بینه بهش نمیخنده !

      اگه آقای مرادی یا خانم رسولی و همفکرهای اونا رو در اشتباه میبینی ، بهشون اگاهی بده !

    پاوه ای از تهران آبان ۲۹, ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۲
    1
    0

    یک از نظرات رو که خوندم خیلی متاثر شدم .

    یکی از اشخاص با نام تن آدمی شریف است … گفته بود :
    دختران دبیرستانی ما معتاد شده اند و در مغازه ها به دنبال سیگارند و در جواب اعتراض صاحبان مغازه ها میگویند: «خوب چیه؟ مگه ما آدم نیستیم؟»

    اکثر دختران این شهر دوست پسر دارند و یکی از دلایل اصلی بالارفتن این همه آمار طلاق، همین است.

    چرا آخه چرا پاوه که یه زمانی انقد پاک بود چرا به این وضع افتاده ؟

    همشهرى آبان ۲۸, ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۵
    3
    0

    شهامت داشته باش و بگو اشتباه کردم و خلاص.
    شهامت و جرات عذر خواهى را هر کسى نداره و این شامل شما شد. شما به بخش عمده اى از جامعه توهین کردید و سعى مى کنید با سفسطه و بهانه تراشى مدل آقاى صالحى خودتون را تبرئه کنید!!!
    شما باید حالا فهمیده باشید چقدر در جامعه امثال همفکر شما محدود و از اقلیت هم کمترند.

    m.n آبان ۲۷, ۱۳۹۵ - ۱۴:۲۶
    4
    5

    ما در شهر پاوه نیاز داریم به وجود زنان ارزشمندی مثل خانم رسولی که با قدرت و علم خودشون حرف همه زنان پاوه را بازگو می کنند.خسته نباشید و ممنونم که حرف دل ما رو زدین.

    سميه آبان ۲۶, ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۷
    4
    3

    جناب آقایِ جوانِ در حال درد دل!
    بنده بعنوان یک شهروند نظرم رو گفتم. فرد خاصی رو خطاب قرار ندادم و بحث رو شخصی نکرده بودم. نه تنها به کسی توهین نکردم بلکه در کمال آرامش و احترام تحلیلم از وضعیت موجود رو نوشتم و خطاب به پدران و معلمان “عزیز و گرانقدر” گفتم که احترامشان بر ما واجب بوده و هست، با آن ها همدلیم اما از آنان انتظار داریم ما را که پرورش یافته ی عصر جدید هستیم درک کنند.
    شما بودید که در کمال بی ادبی در خطاب به خانمی ناشناس فرمودید:( کافی ست کامنت سمیه را بخوانید تا متوجه شوید دختران امثال سمیه چه اعجوبه هایی هستند!!! ) آیا من اسمی از شما یا بقیه آورده بودم؟ شما هستید که بحث را شخصی می کنید. کجای کامنت اول من اسمی از شما یا دیگران برده شده؟
    تراوشات ذهن خود را به صحبت های من نسبت دادید و با دریافت ناقص خود از حرف های من گفتید که سمیه گذشته را در فقر و بدبختی و غارنشینی خلاصه کرده.
    من که بلافاصله بعد از توصیف فضا بر زیبایی و سادگی و دلنشینی آن تاکید کردم. کجا از غارنشینی و بدبختی گفتم؟

    گفتید که سمیه نمی خواهد حقیقت را قبول کند و سعی دارد خودش و ما رو فریب دهد؟ این کمال ادب و احترام و درکتان از نوشته های من بود آقای دکتر!؟!
    و همچنان معتقدم: بدا به حالِ جامعه ای که تحصیلکرده اش هنوز آداب حضور در فضای مجازی و برخورد مناسب با کاربران آن را ندارد.
    ……..

    درد دل یک جوان آبان ۲۶, ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۰
    3
    1

    مدیر محترم سایت ، جناب آقای یوسفی

    اگر نگران فحاشی به من هستید ، عرض میکنم که نگران نباشید .
    چون من برام حقیقته چیزیه که دارم میگم و نه فحاشی هایی که بشنوم .
    پس لطفا نظرات رو درج کنید .

    با تشکر از جنابعالی .

    درد دل یک جوان آبان ۲۶, ۱۳۹۵ - ۰۰:۱۶
    5
    4

    خانم ناشناس
    بنده بدبین نیستم بلکه واقع بینم !

    شغلم طوریه که با انسانهای زیادی در ارتباطم و به همین جهت هم جامعاه و نسل جدید خودم رو خیلی خوب میشناسم .

    کافیه کامنت “سمیه” رو به دقت چند بار بخونید تا درک کنید که دخترای نسل جدید چه اعجوبه هایی هستند !!!

    سمیه با وجود اینکه صافی و صداقت و پاکی نسل پدرامون رو باور داره ، به بهانه اینکه دنیا عوض شده و عصر اینترنت و جهانی سازی و … است ، ریشه های فرهنگی رو پیوند میده با سبک زندگی غار نشینی و فقر و بدبختی نسل گذشته .

    یعنی خیلی ساده بگم:
    ارزشا و ریشه ها که عبارت بودند از فرهنگ و اخلاقیات و شرافت و صداقت و نه سبک زندگی فقیرانه دوره گذشته !!!

    بعد از این همه کامنت ها و بحث های با ارزشی که همه عزیزان کردند سمیه خانم چون نمیخواد حقیقت رو قبول کنه و چقد راحت داره خودش رو گول میزنه و میگه ما رو همینجوری که هستیم بپذیرید !!!

    آره دوست عزیز نسل جدید امثال ما و سمیه خانم عادت کرده ایم به این سبک زندگی جدید که نتیجه اش در نهایت افسوس و بدبختی و حسرت به ریشه های فرهنگی مونه !

    به همین خاطر من به نسل جدید دوره خودم میگم نسل سوخته !!!

      ناشناس آبان ۲۶, ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۰
      0
      0

      شما ظاهرا نمیتونیم خاکستری باشید.افراط و تفریط تو هیچ زمینه ایی موفقیت به دنبالش نمیاد. لطفا یکم واقع بینانه به اطرافتان نگاه کنید نه بدبینانه

    سميه آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۵
    0
    6

    باتشکر فراوان از خانم فروران رسولی و آقای عرفان صالحی

    سميه آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۲۳:۱۴
    2
    7

    هنوز و همچنان پدران این شهر، به جای تحلیل دقیق وضعیت، پذیرفتن واقعیت های موجود و تلاش در جهت برقراری ارتباطی مناسب با جوانان شان، بی رحمانه بر آن ها می تازند و به باد انتقادشان می گیرند. نقدی بی پایه، بی منطق و ناآگاهانه…
    پدرم تمام سالهای کودکی و نوجوانی اش را به همراه خواهر ها و برادرها و والدین اش، در دو اتاق ساده و بی تکلف زندگی کرده، فرشی، گلیمی ساده به زیر پا داشته اند و شب هنگام در میان لحافی ساده تر همگی در کنار هم خوابیده اند.
    دنیایشان محدود بوده به مساحت میان کوه های شهر. نه رسانه ای، نه تبلیغاتی، نه تکنولوژی ای، نه هیاهویی، نه غوغایی…
    لذت بخش ترین تفریحشان جستجو در میان علف ها و گیاهان باغ های انبوه گردو بوده برای یافتن اندک ثمر به جای مانده از برداشت. که بفروشند و شاید از تنها مغازه ی محقر شهر، ملعبکی خرند برای ارضای تمام کودکانگی هایشان…
    منکر زیبایی فضای توصیف شده نیستم. تاکیدم بر سادگی آن است.
    و البته منکر چالش ها و مسائل نسل آنان نیز نیستم. مسائلی همچون جنگ، فقر، عدم آموزش و امکانات کافی و …

    نسلی که ۴٠ سال پیش در دنیایی محدود، ساده و بی تکلف که کمترین شباهتی به روزگار کنونی ندارد، زیسته و بالیده است، طبیعتا به سختی می تواند دغدغه ها و فضای ذهنی جوانان امروز را که در دنیایی پیچیده و بی مرز و محدوده رشد کرده و شکل گرفته اند درک کنند.
    تربیت و ارزش گذاری ذهن کودکان و نوجوانان در جهان امروز، خارج از محدوده ی خانواده انجام می شود. محیط، رسانه، تبلیغات و ارزش های این دهکده ی جهانیست که ذهن جوانان را در سراسر جهان در مسیری مشابه جهت می دهد. در جهان امروز اینترنت حکمفرماست. پدیده ای که در حال هدایت ملل مختلف به سمت دهکده ی جهانی و برقراری ارتباط بین ملل مختلف و همسان سازی ارزش هاست. طبیعتا در سراسر جهان، نسلی که محصول چنین فضاییست نسلی ایدئولوژیک و اصول گرا نخواهد بود.
    پدران عزیز، معلمان گرانقدر…می دانیم تطابق با دنیای امروز، جوان امروز و ارزش های متفاوت زندگی او، برای شما که در دنیایی متفاوت از دنیای ما رشد کرده اید اگر نگویم غیر ممکن اما بسیار سخت خواهد بود… فقط ۵٠-۴٠ سال گذشته اما همه چیز زیر و رو شده…طبیعتا ذهن انسان نسل پیش در چنین موقعیتی توان تطابق با دنیای جدید را نخواهد داشت.
    جناب آقای عزیزی و جناب آقای یوسفی!
    چیزی که اکنون جامعه ی ما بدان نیازمند است بازگشت به ریشه ها نیست! درک متقابل، برقراری ارتباط و تعامل منطقی میان نسل های مختلف است.
    بپذیرید که اختلافِ تجربه، منجر به اختلاف فرهنگی و تفاوت در دیدگاه ها خواهد شد و نتیجتا تفاوت در نحوه ی برخورد با مسائل. هر کدام از دریچه ای به دنیا و پدیده هایش می نگریم و نتیجتا برداشت هایی متفاوت خواهیم داشت.
    ما مقصر نیستیم. ما شما را درک می کنیم و احترام می گزاریم. شما هم ما را همینگونه که هستیم بپذیرید و انتظار نداشته باشید سیر رشد و بلوغ مان همچون شما طی شود، همان مسیری را پشت سر بگذاریم که شما گذرانده اید، آرمان ها ارزش ها گرایش ها اعتقادات و سبک زندگی مان همچون گذشته ی شما باشد. و گذشته ی شما و نیاکانمان را تکرار کنیم.
    ما محصول جهانی پیچیده و پرهیاهوییم. در مسیر زمان پیش می رویم. به مسیرِ رفته نیم نگاهی داریم. به آینده می اندیشیم و پیش می رویم.

    همشهری آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۱۷:۳۱
    2
    0

    من با نظر این اقای دکتر کاملا موافقم او راست میگوید دختران امروز با دختران دیروزاز اسمان تا زمین با هم فرق دارند

    درد دل یک جوان آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۰
    9
    4

    هم نوشته خانم رسولی رو خوندم و هم کامنت آقای عزیزی

    همه comment ها رو هم خوندم و خیلی برام جالب بود از این مقایسه نسل جدید خودمون با نسل قدیم !

    خالی از لطف نیست اگه این مطلب من رو به عنوان یک جوان از جوانهای نسل جدید بخونید .

    جوانی هستم حدود ۳۰ سال ؛ تحصلات دکترا ؛ در امد ماهانه حدود ۷ میلیون تومن ؛ خانه هم دارم و از نظر مالی وضع خوبی دارم .

    حدود ۵ سال پیش ازدواج کردم و ازدواجی با معیارهای امروزه و بعد ۱ سال طلاق گرفتیم .

    معیارهای من تو ازدواج : زیبایی ؛ تیپ فشن امروزی ؛ تحصیلات ؛ شور و هیجان و … و خیلی چیزای دیگه
    معیار طرفم تو زندگی : تحصیلات ؛ پول ؛ شغل دائمی و ثابت و تیپ و باکلاسی و … خیلی چیزای دیگه …

    یادمه که اون موقع که تو اصفهان بودم دوستام و رفیاقم که مثل من درامد و شغل خوب و… داشتن اون موقع که داشتم ازدواج میکردم با هم صحبت میکردیم میگفتن ای بابا ازدواج آخه برای چی ؛ تفریح میخوای که این همه دختر دور و برت ریخته ؛ نیاز جنسی داری که این همه دختر خودشون مشتاقن ؛ نیاز روحی داری که دوست دختر هست و …

    وهنوزم ازدواج نکردند و با دخترای زیادی معاشرت دارن و فکر اینده دور هم نیستن چون به سبک کشورای اروپایی زندگی میکنن و پیری رو هم میخوان مثل اونا زندگی کنن .

    این است طرز فکر پسر و دخترای نسل ما .

    ولی پدر و مادرای ما اینطور زندگی نمیکردن اونا چیزای دیگه براشون مهم بود ؛ مهمترین چیز برای اونا تعهد و درستی بود نه این مفهوم عشق مسخره و احمقانه که ورد زبونای دخترای نسل جدید .

    پدر و ماداری ما جور دیگه ای زندگی میکردند ؛ به همدگیه تعهد داشتن و مهترین چیز براشون انسانیت و درستی طرف مقابل بود نه این عشق مسخره لفظ دخترای امثال….. .

    پدر و ماداری ما با آرامش و اطمینان کنار هم زندگی میکردند و سختی ها را کنار هم تحمل میکردند و فرزندان صالح تربیت و تقدیم جامعه میکردن.

    کاش یکی از اون دخترای نسل قدیم گیر من میومد از همون دخترایی که وقتی حرف از عشق و ازدواج میشد از خجالت سرخ میشدند ؛ از همون دخترایی که وقتی بهشون میگفتی با باهم دوست بشیم برافروخته و عصبانی میشدند ؛ کاش …

    ولی افسوس که نسل اون دخترا منقرض شده و اشخاصی مثل من با وضع مالی خوب و تحصیلات بالا و … احساس شادی در زندگی نمیکنیم ولی پدر و مادرای ما با اون همه مشکلات اقتصادی ؛ سختی های زندگی رو کنار هم تحمل میردن و توی زندگی احساس شادی میکردن …. افسوس

      ناشناس آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۱
      6
      4

      شما اومدی اینجا خودت رو معرفی کنی یا در مورد مطلب کامنت بزاری، دکتر جان الان هم دختر مثل دخترهایی مانند نسل قبل پیدا میشه هم دختر نسل جدید و به روز، اما فکر می کنم شما دنبال کسی هستی که ظاهرش فشن باشه اما باطنش مربوط به نسل گذشته امیدوارم متوجه منظورم شده باشی. دنبال مشکل دخترا نباش مشکل رو در خودت جستجو کن. یه ضرب الامثل زیبا هست که میگه یه سوزن به خودت بزن یه جوالدوز به دیگران.

        درد دل یک جوان آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۸
        9
        1

        در پاسخ به ناشناس :

        دوست عزیز ؛ اولا بنده کجا خواسته ام خوردم رو معرفی کنم (نه اسمی از خودم گذاشته ام و تعریغی از خودم کرده ام ) ؛ بنده به عنوان یک جوان پاوه ای در خصوص موضوع تجربه و نظر خودم رو صادقانه بیان کردم .

        ثانیا شما میگید که هنوزم از اون دخترای نسل قدیم وجود داره ولی درباره من میگید که ظاهرم با باطنم فرق داره ؛ انگار شما توب ین هم نسلای ما زندگی نمیکنید و باهاشون معاشرت ندارید که اینگونه اظهار نظر میکنید ؛ تمام هم نسلیهای های ما هرکدام به نوعی (حالا کم یا زیاد) دچار این دو گونگی هستند و دخترایی هم که شما فکر میکنید مثل نسل قدیمیند هم همینطورن .

        شاید شما تا به حال ازدواج نکرده اید که اینگونه فکر مینید ؛ انسان تا زمانی که با یه نفر زیر یه سقف نره نمیتونه اونو خوب بشناسه .

        ثالثا بنده کجا حق رو به خودم داده ام و بقیه رو محکوم کرده ام ؟

        حد اقل بنده این صداقت رو دارم که بی ریا و بدون دروغ قبول کنم که نسل ما نسلی پوچ هستیم که نه معنی عشق رو میدونیم ؛ نه معنی تعهد رو و نه معنی درستی و انسانیت .

        جالب تر اینکه اشخاصی هم مثل خانم رسولی از نسل ما دفاع میکنند !!!

        بهتره با خودمون صادق باشیم و واقعیت رو بپذیریم .

        مانسل سوخته ایم …

        نسل خوابیدن با اس ام اس…

        نسل درد و دل با غریبه های مجازی…

        نسل غیرت رو خواهر و روشنفکری رو دختر همسایه…

        نسل پول ماهانه…

        نسل وی پی ان…

        نسل عکس های برهنه بازیگرا…

        نسل جمله های کوروش و شریعتی…

        نسل ترس از رقص نور ماشین گشت…

        نسل استرس های کنکور…

        نسل سکته های خاموش…

        نسل تنهایی…

        نسل سوخته…

          ناشناس آبان ۲۵, ۱۳۹۵ - ۲۱:۳۹
          1
          0

          همشهری محترم اینقدر به دخترا بدبین نباشید .شما تو گذشته یه انتخاب اشتباه کردید و فکر میکنید که همه اینجوری در حالی که اصلا اینجور نیست لااقل من دوستان و اطرافیآن خودمو میبینم. متاسفانه منم که از دخترای این نسلم از مشکلی که شما دارید رنج میبرم.فکر نکنید که فقط پسرا مشکل دارن. و هیچ کسی هم از بزرگان این شهر به فکر این مسئله نیست.و این سکون و کوشه گیری بزرگ حتما مشکل ساز میشه،نه مشکل ساز شده .این همه طلاق و فساد نتیجه عدم همکاری بزرگانه

نقد و بررسی

مهمترین اخبار