مردم غم‌دیده «تسلیت» نمی‌خواهند، «یاری» می‌خواهند / سردار خالدی

تذکره‌ای در باب مسئولیت‌مان :

مردم غم‌دیده «تسلیت» نمی‌خواهند، «یاری» می‌خواهند / سردار خالدی

مردم غم‌دیده «تسلیت» نمی‌خواهند، «یاری» می‌خواهند / سردار خالدی

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس؛ سردار خالدی جوان رعنای پاوه ای، دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط عمومی از دانشگاه علامه طباطبایی بوده که چند بار به عنوان خبرنگار برتر برگزیده شده است، وی با روزنامه های جهان اقتصاد واعتماد همکاری داشته و هم اینک نیز به عنوان روزنامه نگار و پژوهشگر  مشغول به فعالیت می باشد. خالدی در جریان زلزله اخیر در راستای رسالت محوله نقش پررنگی در آگاهی بخشی جامعه ایفاء نموده و با انتقال مطالب سایت های شهرستان پاوه به خبرگزاری های مختلف تلاش نمود تا در تهییج افکار عمومی همچنان نقش بی بدیلی ایفاء نماید، مقاله ذیل یکی از فعالیت های اجتماعی این جوان مسئولیت پذیر دیارمان در قبال رخداد زلزله غرب کشور می باشد:

«آنچه را در گفتار زیر طرح می‌نمایم، نافی زحمات و کمک‌های مسئولان، نظامیان و مردم یاریگر در قالب گروه‌های اجتماعی نیست بلکه می‌خواهد با روشنگری از بخش مغفول رویداد، ضریب مسئولیت‌مان را افزایش دهد.»

باز هم رویدادی تلخ به وقوع پیوست و مصیبتی دیگر آمد اما این‌بار هم از این تلخکامی، به دور از واقعیت ماجرا سرگردانیم. سه روز از زلزله مهیب و اندوه «غرب ایران» می‌گذرد اما گزارش‌های میدانی بیانگر تلخی دیگری است: همچنان نسبت به رفع نیازمندهای مردم دردمند تنها متاثر و متالمیم. سه شب است مردم ازگله، سرپل ذهاب و ثلاث باباجانی و دیگر شهرهای کرمانشاه در سرمای سوزناک می‌خوابند، به امید اینکه فردایی روشن از راه برسد اما در این مصیبت تنها مانده‌اند و دست خالی.

نوشتار زیر می‌خواهد در باب تذکره‌ای، آنچه را انجام دادیم و آنچه را که مسئولیت‌مان است به ما یادآوری نماید.

۱- گفته مشهوری است که می‌گوید در زمان بحران همیشه شایعه و ترس بر جامعه بحران زده مستولی می‌شود. البته قبل از بیان موضوع این نکته را متذکر می‌شوم که با مروری متاخر بر بحران‌ها در جامعه ایرانی متوجه یک نقطه اشتراک می‌شوم و آن اینکه «دردمندانه و متاثر، ناتوان از درد و درک بحران هستیم». در اطلاع رسانی زلزله غرب ایران شایعه فراوان است و آنقدر تناقض آمار و روایت‌ها زیاد است که در عمق مساله (بخوانید فاجعه) ناتوانیم. در شناخت هر مساله و بحرانی نخستین گام شناخت عمق آن است اما همه ما در گام نخست دچار خطا شدیم. در همان ساعت ابتدایی رسانه ملی (بخوانید میلی) به جای پخش مستقیم رویداد و درک بحران، روال عادی برنامه‌ها با نیم نگاهی به زلزله پیگیری می‌شود. در همان زمان شبکه الجزیره پخش مستقیم و قطع برنامه با تاخیر اندکی، اخبار و گزارش‌های دریافتی از اربیل و تهران را برای پوشش کانون زلزله یکشنبه شب پوشش می‌دهد.

البته روند اطلاع‌رسانی در انتشار و آگاهی (چه رسانه‌های دیداری و شنیداری و چه رسانه‌های مکتوب) به افکار عمومی باز هم دچار عیب و نقص می‌شود. تناقض‌های آماری از زبان مسئولان و تفاوت عمده آن با گزارش‌های مستند میدانی و موثق نشان از یک کاستی و کجروی ما در استفاده از آمار و البته نداشتن مدیریت درست از مدیریت بحران دارد که در نهایت به عدم صداقت ما و فرسایش اعتماد افکار عمومی ختم می‌شود. البته شاید برخی چنین سیاستی را در شرایط کنونی درست و دلیلی برای کنترل بحران تلقی می‌کنند اما مفهوم مدیریت بحران با کاستی‌ها، تناقض‌ها و بی‌تدبیری‌ها دو فصل جداست.

آنچه در رویداد ازگله و سرپل ذهاب و تلاث باباجانی روی داده تنها نشان از بی‌تدبیری ما (تاکنون) و افول امید مردمان آنجا دارد. بهتر است در این رویه تغییر جدی اعمال کنیم، باور کنید اینجا مردمانش همان رنج کشیدگانی هستند که زمانی با «کولبر» شناخته می‌شوند و زمانی هم با آمار «بالاترین نرخ بیکاری».

۲- گزارش‌های رسیده حاکی از وقوع واقعیتی متفاوت از آنچه است که در رسانه‌ها بازنمایی و به تصویر کشیده می‌شود. اگر چه آمارها گویای این است که بیش‌ترین تلفات در سرپل ذهاب روی داده اما کانون زلزله ایران در ازگله، ثلاث باباجانی و روستاهای اطراف آن‌ها به فراموشی سپرده شده است. قطعی برق، تلفن، آب و گاز در نیمی از شهرستان سرپل ذهاب و دیگر نقاط پیرامونی همچون ریجاب (ریژاو) و دردناک بودن جان باختگان و مصدومان در روستاهای اطراف در حالی همچنان کامل مدیریت نشده که دیگر نقاط مثل ازگله، ثلاث باباجانی و روستاهای کم جمعیت اما زیاد اطراف و اسلام آباد و روستاهای پیرامون آن هنوز نه رسانه‌ای شده و نه مورد لطف مسئولان قرار گرفته است. اتفاق تلخ آنجاست که گزارش‌های میدانی و شهروند خبرنگاران، خود گویای همه چیز است اما باز هم، چنان به افکار عمومی القا می‌شود که همه چیز تحت کنترل است و تمامی بحران در حال مدیریت و ختم به خیر شدن است.

استفاده از گزاره‌هایی همچون اینکه مسئولان به همه عمق بحران آگاهند و افکار عمومی نگران نباشد، در این شرایط ظلم و اجحاف به همان افکار عمومی است که ما همواره نیازمند به آن بوده‌ایم. نمی‌دانم اصرار بر اینکه هیچ کمک خارجی را قبول نکنیم و مساله تاریخی خودکفایی در باب اینکه خودمان می‌توانیم بحران را مدیریت کنیم، در حالی که عاجز از ارسال امکانات ابتدایی و دم دستی برای نجات زلزله‌دیدگان هستیم، گواه چیست؟ اگر می‌توانیم و در توانمندی ماست چرا با وجود گواهی و شهادت گزارش‌های میدانی مبنی بر تداوم نگرانی‌ها هنوز ایستاده به ماجرا نگاه می‌کنیم و به طریق دیگری برای خود تفسیر می‌کنیم؟

۳- تدبیر و حل هر مساله در ابتدای امر، شناخت همه ابعاد و عمق مساله و پس از آن ارائه راهکار با مراجعه به شناخت مساله است اما ما در گام اول مسیر را اشتباه می‌رویم و به اصطلاح اندر خم کوچه‌ایم، حال چگونه می‌خواهیم ادامه مسیر را صحیح گام برداریم. بهتر آنست هر چه زودتر با درک ژرفنای قضایا به شتاب، افکار عمومی را یاری دهیم؛ چشم ایران زمین پذیرای تسلیت ما نیست، یاری می‌خواهد.




یک دیدگاه

    کاروان آبان ۲۷, ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۷
    0
    0

    درود بر شما

نقد و بررسی

مهمترین اخبار