سازمان های اسلامی انفعال تا کی ؟ هلوکاست واقعی اینجاست؟! / جلال محمودی

سازمان های اسلامی انفعال تا کی ؟ هلوکاست واقعی اینجاست؟! / جلال محمودی

سازمان های اسلامی انفعال تا کی ؟ هلوکاست واقعی اینجاست؟! / جلال محمودی

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس، انسان معاصر به غرور و افتخار خود در کشف مجهولات مادی می بالد و از کرات دیگر می گوید و نسخه برای شناخت و درک موجودات فرازمینی دارد که فعال مایشا در سیطره و استیلای ماده و ماتریالیسم و اومانیسم در بعد تقلیل آن در چارچوب نهیلیسم ماده گرایی است.

اما از جنبه واقعی و فلسفه وجودی آن فرسنگ ها فاصله دارد، انسانیت را میانمار مثله کرده و در مذبح وقتلگاه منافع درنده خویی را پیشه نموده است، تمدن معاصرما گاهی نمایش کمدی مضحک چون حقوق بشر و آزادی و عدالت و انصاف و دموکراسی دارد و در بوق و کرنا می زند که چنین است و چنان باشد و باید آنگونه شود..

گاهی هم تراژدی واقعیت، همانی خود را نشان می‌دهد که صحنه های دردناک هولوکاست و بروندی و بوسنی و صبرا و شتیلا و کوبایی و سنگال و دها مورد دیگر را خلق کرده است که آدمی را از بیان ماوقع آن شرم بر چهره اش عارض می شود و این دور باطل پایانی ندارد، انسان، زمانی معنی واقعی انسان بودن را می رساند که رنگ و نژاد و کیش و آیین وی در انسان بودن وبشر بودنش خللی وارد ننماید.

اگر انسان روهینگیایی در بدترین حالت نسل کشی و قتل و تجاوز تاریخی قرار دارد، اگر تفاوت نژادی با برتری نژاد بالادست و قدرتمند سرکوب شود، اگر اختلاف مذهبی مذموم و ناپسند باشد ، چگونه اخلاق انسانی در سایه حکمت و فلسفه ادیان رشد نموده و عالی ومتعالی می گردد؟

پیش از این جامعه ملل در دستیابی به اهداف خود ( وقوع بزرگترین جنگ های تاریخ بشر…) در برقراری صلح پایدار شکست خورد ، انسان خسته، از جنگ و خونریزی و کارزار سازمان دول و نه سازمان ملل را تشکیل داد …

اگر نهادها و سازمان های حقوق بشری در جهان ضرورت وجودی یافتند، بدان جهت بود تا بیم از تکرار فجایع هیتلر و استالین و موسولینی و تروتسکی و… دیگر زخم کهنه و متالم بشر سرباز نکند و پیکر واحد جامعه انسانی را جریحه دار ننمایند اما…

اما چنین نشد در مقابل دیدگان همه این نهادها حوادث بوسنی و بروندی و چچن و فلسطین و لبنان و عراق و افغانستان و پاکستان و سوریه و دهها مورد دیگر روی داد.

اما برای هر کدام از این تراژدی های ناگوار دادی بلند شد، قطعنامه ای صادر گردید، سازمان ملل و دیگر گروهای به اصطلاح حقوق بشری نوحه و فغانی هر چند ظاهری و زبانی سر دادند، اما این مظلومان برمه بودند که تفاوت مذهب آنها را مورد خشم و نفرت بودایان متعصب و ارتش جنایتکار میانمار قرار داد و خانم نخست وزیر برنده صلح نوبل دم فروبسته تایید کار آنان می نماید، اگر آلفرد نوبل که گوشه چشمی به جایزه قراردادی خود به چنین افرادی را مشاهده می کرد ، آیا از شرم و حیا دم فرو می بست؟!

بدتر از هر چیز انفعال سازمان همکاری های اسلامی آن سازمان عریض و طویلی که فلسفه وجودی آن جز کمک به مسلمانان چیز دیگر نیست ؟ یا شاید آنان مسلمان نیستند؟! پنجاه و هفت کشور مسلمان با آن همه امکانات و قابلیت استفاده از ظرفیت ها اما درعمل نظاره گر جنایات خوکهای بودایی که آنچه خود می خورند به زور به مسلمانان می دهند و آن که زبان از گفتن آن عاجز است و چشم از دیدن آن شرم دارد در حق این مردمان نگونبخت انجام می دهند.

اگر سفرای خود را از برمه فرا خوانند، اگر بر حامیان جنایتکار بودایی فشار آورند، اگر به کشورهای مسلمان نزدیک به برمه کمک مالی و اقتصادی نمایند، قطعا از فشار بر مسلمانان مظلوم کم خواهد شد، اگر به جوانان طالب شهادت اجازه دهند که به یاری آنان بشتابند و شهادت یا آزادی را به مرحله وجوب رسانند…

قطعاً جواب ظالم بی پاسخ نخواهد ماند، اگر چه در دنیا ویا قیامت باشد، بلاخره انتقام گرفته خواهد شد، اما ما چه کردیم ، بدون تردید در روز جزا باید به خاطر سکوت خود در مقابل خدای متعال پاسخگو باشیم…



یک دیدگاه

    معلم شهریور ۱۹, ۱۳۹۶ - ۲۱:۴۶
    0
    0

    جنگ و درگیری و کشتار و تفرقه مخصوص کشورهای اسلامی و مسلمانان است در کدام کشور اسلامی مسلمانان در رفاه و آسایش به سر می برند

نقد و بررسی

مهمترین اخبار