درسی از زندگی پیامبر رحمت و مهربانی / هادی محمودی

درسی از زندگی پیامبر رحمت و مهربانی / هادی محمودی

درسی از زندگی پیامبر رحمت و مهربانی / هادی محمودی

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس؛ در مورد زندگی و حیات پیامبر اکرم (ص) زیاد خوانده ایم و زیاد شنیده ایم ؛ اما یکی از وقایعی که در زندگی پیامبر (ص) رخ می دهد و درکش برای هر انسان خردمندی سخت و باور نکردنی است ؛ طرز برخود او با قاتل عموی بزرگوارش حمزه سیدالشهدا (رض) است .

کتاب تاریخ را ورق میزنم تا بدانم که حمزه کیست و قاتلش چه کسی بوده و عاقبت چه شد ؟

حمزه سید الشهدا :

او عموی پیامبر (ص) بود و تقریبا همسن پیامبر (ص) بود (حدود ۲سال از پیامبر (ص) بزرگتر بود) و از کودکی با او بزرگ شده بود و پس از یتیم شدن پیامبر (ص) همواره یار و حامی و همراه پیامبر (ص) بود ؛ از همان اوان کودکی تا لحظه شهادتش ؛ لحظه ای دست از حمایت پیامبر (ص) بر نداشت و از اینجا میتوان فهمید که پیامبر اکرم (ص) تا چه حد حمزه را دوست داشت و حمزه چه جایگاه ویژه ای در قلب پیامبر اکرم (ص) داشت .

او کسی بود که در شجاعت و پهلوانی زبانزد مکیان بود ؛ حمزه پهلوانی بی نظیر در قریش بود و گاها به بیابان های اطراف مکه برای شکار میرفت و در نزد قریش به “شکارچی شیر” مشهور شده بود . (ابن حبیب، المُنَمَّق، ۱۴۰۵ق، ص۲۴۳)

وحشى بن حرب :

او “وحشی بن حرب مکنی” بوده است که غلامی حبشی الاصل بود ؛ در جنگ اُحُد از طرف هِند (همسر ابوسفیان) مامور شد تا یکی از این سه نفر را بکشد تا آزاد شود یا محمد بن عبدالله یا علی ابن ابی طالب یا حمزه بن عبدالمطلب و در نهایت این ماموریت را با کشتن حمزه به پایان رسانید. (کامل ابن اثیر ج۲ ص۲۵۰)

اما کار به کشتن حمزه تمام نشد و پیکر حمزه به دستور هند ؛ توسط وحشی تکه تکه شد و جنازه اش مُثْله گردید !!!

وحشی پس از کشتن حمزه ؛ یا چاقو سینه اش را شکافت و جگر او را از سینه در آورد و به نزد نزد هند برد. هند لباس و زیور خود را به وحشی داد و به او وعده ده دینار در مکه داد؛ سپس به کنار پیکر حمزه آمد و به دستور او وحشی شروع به بریدن گوش، بینی و لب حمزه کرد و جنازه او را مُثْله کرد و هند از اعضای بریده او، برای خود گوشواره، دست بند و خلخال درست کرد و آنها را با جگر حمزه به مکه برد .(واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۸۵ـ۲۸۶ ؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۳۸)

پس از پایان جنگ که مسلمانها از کوه احد پایین آمدند و پیامبر (ص) به دنبال پیکر حمزه میگشت که مسلمانها پیکر حمزه را یافتند و به پیامبر (ص) نشان دادند ؛ پیامبر اکرم(ص) چون حمزه را بدان وضع دید، گریست و از آن زمان به بعد، هر که از انصار که می‌خواست بر مرده‌ای گریه کند، نخست بر حمزه می‌گریست. (واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۱۵ـ۳۱۷ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۶۸.)

مسلمانان با مشاهده باقیمانده جنازه حمزه از شدت ناگواری آنچه بر پیکر حمزه رفته بود ، بعضی اصحاب سوگند خوردند در مقابل، ۳۰ تن یا بیشتر از قریش را مثله کنند . (طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص ۱۳۱؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص ۵۲۷.)

حمزه نخستین شهید اُحُد بود که پیامبر اکرم(ص) بر او نماز گزارد و سپس سایر شهیدان را در چند نوبت آوردند و کنار او نهادند و رسول خدا بر آنها و بر او نماز می‌گزارد. بدین ترتیب، حدود هفتاد بار به صورت مستقل و همراه با دیگر شهداء بر پیکر وی نماز گزارد ؛ حمزه را در پارچه‌ای که خواهرش صفیه آورده بود، کفن کردند؛ چراکه مشرکان او را برهنه کرده بودند. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۱۱ ؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۱۵ـ۱۶.)

اما پیامبر (ص) با قاتلین حمزه چه کرد ؟

در سال هشتم هجری که پیامبر (ص) با سپاه عظیمش پیروز مندانه وارد مکه شد و مکه را فتح کرد و در این هنگام پیامبر (ص) در اوج قدرت بود و سراسر عربستان پیرو و فرامنبردار او شده بودند ؛ در این هنگام که سپاه عظیم مسلمانها به فرماندهی پیامبر (ص) وارد مکه میگردید لرزه براندام مکیان و به خصوص قاتیلن حمزه افتاده بود و مکیان که گریزگاهی نداشتند خود را در خانه ها یشان را مخفی کرده بودند .

در این زمان همگی منتظر بودند که پیامبر فرمان قصاص و انتقام خون شهیدان را صادر کند و قریش نیز بیمنامک از مجازات …

پیامبر (ص) پس از فتح مکه و در این هنگام رو به قریش کرد و فرمود: ای گروه قریش نظر شما چیست من با شما چگونه رفتار خواهم کرد.

قریش در حالی که بهت زده، حیران و بیمناک بودند، گفتند: ما از شما انتظار خیر و نیکی داریم چون شما را برادر بزرگوار و فرزند برادر بزرگوار خود می‌دانیم.

حضرت فرمودند: من همان جمله‌ای را که یوسف به برادرانش گفت به شما می‌گویم امروز بر شما هیچ ملامت و مواخذه‌ای نیست بروید شما آزاد هستید.!!! )مغازی واقدی ج ۲ ص ۸۳۵؛ ابن کثیر (

پس از اعلام عفو عمومی توسط پیامبر (ص) ؛ نمایندگان مردم طائف به حضور پیامبر (ص ) آمدند، و در این هنگام وحشی را به نزد پیامبر (ص) آوردند .

پیامبر (ص) با دیدن وحشی اشک از دیدگانش سرازیر شد و رو به وحشی کرد و از او پرسید: تو وحشى هستى؟

وحشی گفت: آرى

پیامبر (ص) با حالت غمگینی به وحشی گفت : برایم تعریف کن که چگونه حمزه را کشتی؟

وحشی جریان کشتن حمزه را از آغاز تا انجام شرح داد.

پیامبر (ص) گریست و قطرات اشک از سیمای نورانیش سرازیر شد، در عین حال وحشی مشمول عفو پیامبر (ص) قرار گرفت و آزاد شد.

اما پیامبر (ص) به وحشی فرمود: ازات میخواهم تا روزی که زنده هستم جلوی چشمانم حاضر نشوی و خودت را از نظرم دور بدار.

سپس وحشی با اظهار شهادتین و مسلمان شدن بلند شد و از نزد پیامبر (ص) (ص) رفت . )مغازی واقدی ج ۲ ص ۸۳۵؛ ابن کثیر(

بله ؛ پیامبر (ص) انتقام نگرفت و اجازه انتقام دادن را نداد !!!

در دنیایی که سختی‌ها و مشکلات طاقت فرسا موجب شده غم و افسردگی گردیده و عداوت و حس انتقام جویی در روح و جان انسانها نفوذ کرده و در عصری که انسان به نقطه‌ای برای آرامش نمی‌رسد و تصور می‌کند این دنیا سرابی است که نهایت آن پوچی است و در دوره‌ای که پدران و مادران از فرزندان و فرزندان از والدین، زن و شوهرها از یکدیگر نا خرسدند و خواهران و برادران در بسیاری از خانواده‌ها رابطه عاطفی عمیقی گذشته را ازدست داده اند ؛ طنین ندای الهی به گوش می‌رسد که «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ؛ قطعا برای شما رسول خدا اسوه نیکویی است» احزاب/ ۲۱ .

به‌راستی آن که خداوند او را رحمت برای عالمیان خطاب کرده و آخرین فرستاده الهی است و از او درس انسانیت و آزادگی و مهرورزی را باید آموخت و در احوال او نگریست تا به فرموده الهی که “لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ ” است عمل نمود .

چگونه زندگی می‌کرد؟
با مردم چگونه معاشرت می‌گفت ؟
شیوه همسرداری، فرزنداری او چگونه بود؟
در عرصه اجتماع چگونه بود؟
و ….



یک دیدگاه

    ناشناس آذر ۱۴, ۱۳۹۶ - ۰۸:۰۰
    0
    0

    بژیت برام جوان بوو سوپاس

نقد و بررسی

مهمترین اخبار