برگزاری مراسمات غیرمتعارف سالگرد ازدواج و پیامدهای ناشی از آن !

برگزاری مراسمات غیرمتعارف سالگرد ازدواج و پیامدهای ناشی از آن !

برگزاری مراسمات غیرمتعارف سالگرد ازدواج و پیامدهای ناشی از آن !

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس؛ روز گذشته در خدمت تعدادی از اعضای شورای اسلامی شهر در دفتر شورا بودیم، دستجاتی مراجعه نمودند که از آن میان می توان به حضور اعضای هیئت مدیره و مدیرعامل محترم انجمن پیشگیری از اعتیاد پاوه (ژیانه وه) اشاره نمود. این عزیزان در یک برنامه هدفمند، طرحی را بکار بسته بودند که با تمام دستگاه هائیکه به نوعی ارتباط کاری دارند، دیداری دوستانه داشته باشند و زمینیه تعامل بیشتر را جهت فعالیتی گسترده و منسجم در طول سال جاری فراهم نمایند. ضمن تجلیل و تمجید از اقدام شایسته مذکور برای موفقیت دلسوزان دیارمان آرزوی توفیق و سعادت وافر می نمائیم.

 

افراد دیگری نیز حضور یافتند و با طرح موضوعاتی، نگرانی خویش را از بروز افعال و رفتارهای غیرمتعارف در این خطه اعلام و از کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای اسلامی شهر طلب مشورت و همراهی نمودند.

 

همشهری محترم دغدغه ی خویش را چنین بیان نمود: چندی پیش یکی از شهروندان شهرمان اقدام به برگزاری مراسم سالگرد ازدواج نمود. هرچند که این موضوع جزء رسومات منطقه ما محسوب نمی شود، اما رفتار وارداتی مذکور تا حدودی به سبب تزاید علاقه، بروز محبت و استمرار کانون گرم خانواده به نوعی توجیه پذیر است.

 

وی افزود: این مراسم با مراسم سالگردی که در مناسبت های مختلف برگزار می گردد تفاوت ماهوی داشت. به عبارتی بدیع بوده و شرایط خاصی بر آن حاکم بود؛ بنحویکه مدعوین افراد خاصی را شامل می شدند، در یک محدوده ی سنی خاص و آن هم مکلف به پوشیدن لباس مجلسی عروسی … همچنین اجازه ورود به افراد خارج از رده ی سنی مورد نظر (کوچک و بزرگ) داده نمی شد.

 

طبیعی است که ندیده و نشنیده بتوان از میهمانی مذکور برداشت های متفاوتی به عمل آورد، بهرحال از قبل نیز مخالف انتشار چنینی رویه ای به عنوان گزارش خبری بودیم اما اصرار دوستان ما را مجاب نمود بطور مختصر بدان بپردازیم… .

 

بدیهی ست در چنین مجالسی رفتارهای نامتجانس اجتماعی را می توان شاهد و ناظر بود، اما خطاب صحبت ما در برگزاری مراسم یاد شده نیست، قطعاً و یقیناً هریک از مدعوین محترم نیز در یک چشم و هم چشمی اقدام به برگزاری مراسم دیگری می نماید و با دعوت از میزبان و دوستان نزدیک خویش تعدادی دیگر را به جمع مذکور اضافه می کند و بعد از مدتی این موضوع تعمیم یافته و به نوعی همه گیر می گردد.

 

عزیز دیگری در این رابطه افزود: با کمال تأسف اینگونه مراسمات باعث پیوستگی کانون گرم خانواده نمی شود، بلکه به سبب تنوع طلبی و… درجهت خلاف آن نیز گام بر می دارد. جالب توجه آن است که زوجی نیز دعوت شده بودند که اختلافات خانوادگی آنان نزدیک به آن است که ترک پیمان زناشویی نمایند. شاید حضور هریک از اعضای خانواده مذکور به منزله شرکت فردی قلمداد شود و به عبارتی شروعی برای رابطه جدیدی دیگر قلمداد گردد.

 

این مجالس شاید برای عده ای جذاب و در سایه ی آزادی های مدنی تعریف شود، اما پیامد موضوع چنان خطرناک است که فعلاً پرداختن بدان را صلاح ندانسته و به همین مختصر اکتفا می شود.

 

شاید قباحت و انزجار از فعل صدرالذکر در ادوار گذشته چنان بود که کسی اجازه برگزاری چنین نشست های دوستانه ای به خود نمی داد. اما به مرور زمان و با تسهیل شرایط مورد نظر اجتماعی و سکوت اکثریت قریب به اتفاق همشهریان محترم، این امر عادی و طبیعی جلوه نماید و حتی به مرور نیز جایگزین بعضی از رفتارهای موجود شود.

 

برداشت ما از آزادی و رفتارهای اجتماعی تأمل برانگیز است، در کشورهای غربی مدل های نمایشی و … را در سالن های سرپوشیده و در حضور افراد خاصی برگزار می کنند، اما در پاوه از میدان شهداء تا میدان مولوی را مکانی برای نمایش مدل جدید آرایش و لباس تعریف و در نظر گرفته اند، قیافه های عجیب و غریب که گاهاً شک می نمائید این افراد ساکن این دیار باشند؟!!

 

وضعیت سالن های عروسی پاوه دیگر جای خود را دارد!!! اختلاط و نمایش حرکات چنین و چنانی نیازی به بازگویی آن نیست چرا که بیان موضوع خود در ترویج بدآموزی نقش موثری را ایفاء می نماید، وضعیت نامناسبی که نمونه آن حتی در تالارهای عروسی شهر بزرگی مانند سنندج نیز مشاهده نمی گردد!

 

شهروند دیگری که ظاهراً دل خونی از ماجرا داشت بیان نمود: بعضی ها در منزل با وضع و سیمای درهم وبرهم (موهای ژولیده و…) رفتار می نمایند که تحمل لحظه ای از آن نیز سخت می باشد، اما گاهاً در خیابان مشاهده می کنید شخصی از دور می آید، ناخودآگاه شیفته ی آن می شوید وقتی نزدیک تر می گردید می بینید ای دل غافل این که همسر خودم است!!

 

این شهروند گفت: اگر زوجه این رویه رفتاری را با همسر خودش داشته باشد زندگی جذابتر می شود، لکن خانم بنده آرایش و زینت خویش را برای دیگران دارد و به نمایش می گذارد و همین موضوع سبب شکاک شدن و فاصله گرفتن بیشتر من شده است!!..

 

شاید جمعی بر ارائه این گزارش خرده گیرند و آن را زیر سوال ببرند، لکن این عزیزان بدانند که همه ی مردم مانند آنان به موضوع نگاه نمی کنند و از پیامدهای منفی قضیه واهمه دارند. به خود آئیم و ببینیم آمار طلاق در پاوه در چه وضعیتی است؟ این مراسمات روزی گریبانگیر خانواده من و شمای نوعی می شود، آنگاه دیگر فرصتی برای جبران وجود ندارد از هم اکنون باید به فکر آینده بود…

 

تذکر: عکس آرشیوی است و مربوط به شهر پاوه نمی باشد.



۳۸ دیدگاه

    هاوار وی هاوار اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۴ - ۱۶:۱۱
    0
    0

    بخوا من خوم ۲۴ سالمه یک دانه علاقه م وم شایی و خوشیانه نیه نازانم دلیان له چی اچی؟؟
    حیف نیه ۱۳ میلیون بدی وه تالار ای بو ۵ زماونی ساده نگرمو
    بقیه یچی خرجی مال و زندگی یا کاری خیر و عام المنفعه نکه م؟؟

    ماسی خانم فروردین ۲۶, ۱۳۹۴ - ۰۸:۴۷
    0
    0

    آقای یوسفی چرا نظر وپیشنهاد من رو چاپ نکردید
    ازشما انتظار نداشتم دیگردیدگاه مرد سالارانه داشته باشید
    چرامردها احساس میکنن هرجا مرد باشه اونا فورا به گناه می افتند

    مدیریت سایت:
    فرمودید که زنها از اجتماع بیرون نیایند تا مردان دچار گناه نشوند، هرچند که اعتقادی به نظر آن جناب در این خصوص نداشتیم اما متاسفانه اشتباهی حذف گردید،
    نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد آن است که باید رعایت اعتدال در امور داشته باشیم (افراط وتفریط جوابگوی نیازهای ما نیست) آن هم در جامعه ای که همچنان به سنت های خود پایبند ویا آن را حفظ می نمایند،
    به هر حال بی بندوباری ونیز سخت گیری های بی معنی ، در این دیار جواب نمی دهد ….

    فرهنگی فروردین ۲۰, ۱۳۹۴ - ۲۱:۰۲
    0
    0

    سلام
    تشکر از دغدغه مدیریت سایت، انصافا باید نسبت به این مسایل حساس بود اگر سرنوشت شهرمان برای ما مهم باشد.

    محمد فروردین ۱۸, ۱۳۹۴ - ۰۰:۳۴
    0
    0

    داشتم نظرات بین مخاطبین رو می خوندم،مفهوم کلی مطلب کاملا مشخص و آشکار بود، من از مدیر سایت از این بابت تشکر میکنم، مدت هاست که فرهنگ و باور غنی مردم شهر ما تغییر کرده ، و مراسمات و عرف هایی وارد شده که بسیار با منطق و عقل بشر در تضاد اند، من به شخصه از کلیه ی دوستان خواهش میکنم که لب کلام را بگیرند، جناب قسه ی سور شما هم لازم نیست که آنقدر حاشیه بروید طبق موضع همیشگی تان.

    مدیریت سایت:
    دوست عزیز کارای فرهنگی خیلی به سختی نتیجه می دهد،بعضی ها در این شهر تحمل نقد را ندارند، فلذا انجام بعضی از کارها در پاوه برخلاف انتظار هزینه بردار ودر شرایطی خیلی هم سخت می گذرد؟
    ومتأسفانه کسی هم حمایت نمی کند، …..
    شاید تعجب کنید فقط برای این تهیه این گزارش به ظاهر عادی دوبار تهدید به قتل شده ام ؟!!
    باز با کمال تأسف فراوان پیاوتی ومردانگی در پاوه اینطور تعریف شده است اگر کسی اجحاف ویا تخلفی نمود چشم پوشی نمائید در غیر اینصورت مورد موأخذه شدید قرار می گیرید؟
    در شهرمان حمایتگران به اندازه تخریب وتهدید کنندگان نمی توانند تأثیرات خویش را در جامعه داشته باشند؟
    به هر حال نوشتن این نوشتار برای حقیر نیز سخت بود که ضعف های خویش را بر ملا کنیم اما چاره ای نیست انسان مجبور می شود درکنار خوبی ها به ضعف ها نیز بپردازد …
    بدون تعارف بگویم در شهرمان مردم وساکنین این شهر بیشتر به این شهر لطمه می زنند باز نمودن وتفسیر آن را به ذهن خلاق خودتان می سپارم ؟!!

      غریبه ی آشنا فروردین ۱۸, ۱۳۹۴ - ۱۹:۵۱
      0
      0

      تو نازاری کیی؟؟؟!!!
      تا الان کجا بودی گیانم؟!

    فرزند اورامانات فروردین ۱۶, ۱۳۹۴ - ۱۵:۰۸
    0
    0

    با سلام به تمامی مردم شریف اورامانات
    به راستی بسیاری از مراسمهایی که در اورامانات برگزار می شود خصوصا پاوه رنگ بوی اسلامی ندارد و حتی با فرهنگ بومی ما سازگاری ندارد.
    ای کاش از اسلام وشریعت مقدسش فقط اسمی را یدک نکشیم!
    ای کاش دختران و پسران جوان ما با گفتن این جمله که “فقط یک شب است “نامه عمل خود را سیاه نکنند و باعث گناه خود و دیگران نشوند.
    اماکن و سالن ها و هتل ها باید کاملا تحت نظارت باشد و مسئولین بر برگزاری مراسمها نظارت دقیق داشته باشند. کم کاری مسئولین این چنین عواقبی را دارد.
    البته ناگفته نماند گرفتن مراسم سالگرد و عروسی جزء اختیارات شخصی افراد است و به شرط رعایت شئونات اسلامی و انسانی بلااشکال است.

    همشهری فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۲۳:۳۸
    0
    0

    تا زمانی که سطح آگاهی و دانش افراد جامعه بالا نرود با ظاهر شدن رسوم جدید ( اجزائ لا ینفک جوامع انسانی)همواره این سرگردانی و تنشها در بین افراد رخ خواهد داد.و عده ای داد برخواهند اورد که اینگونه آداب و رسومات جدید بنیان اخلاقیات و ارزشهای جامعه را بر باد خواهد داد و همه اسیبهای اجتماعی را که از محصولات جهالت و فقر فکری و …. است به اشتباه به ایجاد آداب و رسوم جدید نسبت میدهند.نکته ای که اینگونه افراد باید به ان توجه کنند این است که علی رغم اینکه جوامع انسانی همواره شاهد ظهور اداب و رسوم نو بوده است اما اخلاقیات همچنان در جایگاه خود و از اهمیت همیشگی برخوردار است (که اگر غیر از این بود انسان کنونی نسیت به انسان عصر حجر موجودی فاقد اخلاق و احساسات انسانی بود).ان تعداد از کاربران عزیز که در این باره نظر داده اند و همواره بر این نظر هستند که جامعه نباید شاهد اداب و رسوم جدید باشد باید با نگاه کردن به روند تحولات اجتماعی متوجه شوند که گذاشتن مانع و سد در مقابل این پدیده سیال اجتماعی باعث ایجاد فشار در اجتماع و نهایتا وقوع انفجار خواهد شد.ولی انچه که در این فرایند مهم است بالا بردن اگاهی اجتماعی است تا از به خطا رفتن قضاوت ها ودر نتیجه انحراف مسیر برسی پدیده های اجتماعی جلو گیری شود.

    نکته فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۱۳:۳۷
    0
    0

    جناب قسه ی سوور کاری با بازی کلمات شما ندارم فقط لطف کنید این مورد را برای من ثابت کنید؛به گمان من جوانان امروز – که یادگار پدران دیروزند – بهتر از گذشتگان خود در راه بزرگی و انسانیت گام مینهند

      جواب نکته فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۱۷:۰۰
      0
      0

      بگذار بنده کلام قسه ی سور را( بهتر از گذشتگان……. گام می نهند را با همان معنی )، به این شکل بنویسم :

      به اقتضای زمان وامکان سریع تر وموفق تر از گذشتگان خود مسیر های اعتلا وترقی انسانی را می پیماید ( البته کسی منکر افزایش سرعت…. نیز نمی باشد)

    پاوه دریک نگاه فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۹
    0
    0

    سلام خدمت کاربران گرامی
    گر پرده عصمت بدرد حرفها عریان گردند واسب یاغیان به تخت وتاز بیفتد. نکو آن است که منطق را جایگزین تفکر وهم انگیز ه حقارت کنیم. بدون شک هرکه برمنول تفکر خویش به میدان آید وخواهدگوی سبقت را ازدیگران برباید. سخن آن به که درجولانگاه منطق بجرخد وبر زبان آید. هدف نه نصیحت است نه شکستن کرامت انسانی .هدف رسیدن به راه حلی درست است دراین برهه اززمان. ما بخواهیم یا نخواهیم درجامعه ای به سر می بریم که روبه پیشرفت است . واین ماهستیم که تعیین می کنیم این جامعه که کدام سو برود .پس به جای انتقادات بی معنی به فکر راه حلی منطقی بیفتیم. هرکس بتواند اول خویش را اصلاح کند وبعد خانواده اش بزرگترین خدمت را به جامعه کرده است. ما بایستی به این نکته توجه کنیم که اگر بی بندوباری درجامعه هست اگر آمارطلاق درجامعه بالا رفته است مقصر همه ما هستیم . جامعه سنتی بعضی مزایا ومعایب رادارد باید آنچه را که دیگر دراین جامعه کاربرد عملی ومنطقی ندارد بایستی دور ریخت وآنچه را که عرف وبراساس عقلانیت است جایگزین آن کرد.نه بگوییم فلانی دم از آزادی بی قید وشرط می زند یا فلانی ازجامعه سنتی پیروی می کند .این حرفها یاوه سرایی است. ما وقتی مهمانی میریم آیا زن ومرد قاطی نیست ؟ عروسی هم مانند همان مهمانی ولی با درنظر گرفتن عرفهای موجود درجامعه.ما نه می خواهیم درجامعه سنتی باقی بمانیم نه می خواهیم که باعجله در گرداب جوامع پیشرفته . اگر دیندارباشیم دین ما آنقدرپویا هست که خود را با هرجامعهایی وفق دهد .پس به همدیگر نتازید .

    همشهری فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۴
    0
    0

    قبلا هم گفته شد با این جواب دادن های مکرر به سخنان ایشان ، فقط دارید او را مهمتر و میدان دارتر می کنید! حواستان هست؟

    ویم فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۱
    0
    0

    ئای چی ناراحه ته نا په یتان… عه قبماندان….. لوی ده ی لی عه هدوو بوقی…

    مدیریت سایت:
    دوست عزیز تکریم اعتقادات مردمی که اکثریت جامعه را شامل می شوند برگشت به عهد بوق نیست، اتفاقاً عکس آن را نشان می دهد ، در عهد بوق قانون ومقررات مراعات نمی گردید به همین سبب بدان نام نامگذاری شده است …اجرای قوانین وعرف های اجتماعی که خود نیز قانونی مصطلح در جوامع می باشد نشانه ترقی است نه برگشت به آینده ی مبهم…

    قسه‌ی سوور فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۰۷:۲۹
    0
    0

    جناب مدیر سایت سلام!
    چرا آخرین نظر مرا که در مورد نام پیامبر اسلام که توسط یکی از کاربران به کار برده شده بود، در سایت نگذاشته اید.
    اگر شما هم مثل این افراد بی چشم و رو که همیشه خود را برحق میدانند، دوست دارید که نظر ندهم، مستقیما بگویید.
    متشکرم.

    مدیریت سایت:
    دوست ارجمند سلام
    تاکنون نظرات متفاوتی در زمینه های مختلف ارائه نمودیدو بحثی در آن نبود ونیست اما از انسان های فهیم همواره انتظار بیشتری می رود ، شما تأملی داشته باشید آیا نمی توانید بیان خویش را با ادبیاتی مطرح نمائید که در آن جملات وکلماتی از ( بی چشم و رو و.. .) بکار برده نشود؟!!
    برادر محترم شما نیز ما را به بی چشم ورو متهم نمودید فقط به دلیل اینکه نظری از آن بزرگوار را منتشر ننمودیم!! نظری که مطرح کردنش تبعات منفی در پی دارد، هرچند که شما یک بحث معمولی ومتعارف را بیان نمودید اما به سبب برداشت های متفاوت تعابیر ناصوابی از آن می شود ولذا درج آن به مصلحت نمی باشد، هر ملتی برای خود حریم وحدودی قائل است وهرشهروند نیز ملزم به رعایت حریم وحدودهاست . واین مخالف آزادی بیان نیست همانطوریکه در غرب هم می بینیم (بحث نمودن در خصوص هلوکاست جرم است…)
    برادر محترم برای دیدگاه شما احترام قائل هستم اما باید بدانید عزیزانی که مطلبی را به رشته تحریر در می آورند، گاهاً در نظراتی مورد سخره قرار داده اید که آنان چیزی برای گفتن ندارند واین بنده هستم که به مطالب رنگ وبو … می دهم ، این درست نیست
    بارها شنیده ایم که درختان بارده( ثمردار) سربه زیر تر هستند و این مفهومی بزرگ را می رساند قبلاً نیز توقع خویش را از آن بزرگوار اعلام نموده ام که حداقل با ادبیات مثبت به محاوره بپردازید، چون آگاهی شما درخصوص مسائل بیشتر است باید تفاوتی بین آگاهان و… وجود داشته باشد.
    شما اگر توجه کنید حجم تهاجمات وارده چقدر بوده که بعضاً نیز تعدادی به سبب عدم رعایت … منتشر نگردیده است. در صورتیکه در مسائل اجتماعی در خیلی از موارد حق به جانب هستید اما همین ادبیات سبب جبهه گیری بیشتر شده است .
    البته لازم به ذکر است نظرات ارائه شده جنبه شخصی دارد و اشخاص باتوجه به علائق وسلایق خویش به ارائه نظر می پردازند وکسی را نمی توان وادار به نوشتن ویا ممانعت نمود .

      قسه‌ی سوور فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۹
      0
      0

      جناب مدیر سایت عزیز!
      طوری صحبت کرده اید که گویا من به حریم شهروندان تجاوز نموده ام!
      خب بگذارید کامنتم را با زبان دیگری بگویم (مبادا شبه ای پیش بیاید که انگار من توهین کرده ام!)
      در آن کامنت نوشته بودم، چگونه یک نفر به خود اجازه میدهد که نام بزرگترین پیامبر خدا را با چنان لحن عامیانه ای به کار ببرد؟ (محمد به تنهایی در آنجا به کار رفته بود). (آیا نباید برای احترام به نام ایشان دست کم از واژه رایج “حضرت” یا … استفاده میشد؟)
      اشاره کرده بودم که چون ادامه متن اشارات مذهبی داشت، این گونه سخن گفتن و نام بردن از پیامبر اسلام را کسی ندید و برایش جای سوال نشد! (در حالیکه اگر به همان شکل توسط فرد دیگری بکار برده میشد، برداشتی توهین آمیز از نحوه بکار بردنش استنباط میگردید؟!)
      ..
      باز هم بگویم که طوری فرموده اید که گویا من به حریم دیگران بی حرمتی کرده ام!
      آیا اگر «رهگذری» بگوید: “کسی با “چهره کریه” و “تفکری احمقانه” مثل “موش ترسو”، “چرندیات” میگوید» به من یا به خوانندگان توهین نکرده، اما من بگویم “بی چشم و رو” توهین کرده ام؟ متعجبم از شما استاد گرامی که اینگونه فرموده اید!
      در مورد اینکه لطف دارید و مرا فهمیده و بزرگوار خوانده اید، عملا بزرگمنشی خود را نشان داده اید و سپاسگزارم. و خود شما وافقید که هرگز قصد جسارت به ساحت شما را نداشته ام.
      از تمام دست اندرکاران و همکارانتان در این سایت ممنونم که شرایطی فراهم شد تا در این زمان کم که در سایت حضور داشتم، نظراتم را ارائه دهم. (هر چند آنچه را که میخواستم به صورت کامل نگفتم.)
      اگر با نام خودم در این سایت حضور نداشتم، تنها به این دلیل بوده که احساس امنیت نکرده ام!!! (و فکر میکردم با این نام مستعار، پیشداوریها را از خود دور میکنم. پیشداوریهایی که آفت جامعه ما بوده اند و هستند.)
      کسانی نیز کنجکاو بودند که نام من چیست؟ برایشان از استاد همیشه زنده “شیرکو بیکه‌س” کمک میگیرم و میگویم:
      من ناوم خه‌ونه
      خه‌لکی ولاتی ئه‌فسوونم
      باوکم شاخه و
      دایکم ته‌مه
      من له سالیکی مانگ کوژراوو،
      له مانگیکی هه‌فته کوژراوو
      له روژیکی سه‌عات کوژراودا
      دوای شه‌ویکی پشت کوماوه‌ی هه‌وراز به کول
      به‌ره‌به‌یانیکی زامدار
      له شه‌فه‌قیکی که‌سکه‌وه
      وه‌ک گزنگیکی خویناویی که‌وتمه خواری و
      داگیرسام و بووم به مومیک
      گر به مل و
      بووم به پرسیک
      ده‌م به هاوار!

      تو ئه‌وینی ناو ئاگر بووی
      تا نه‌سووتای بالات نه‌کرد…
      تو ئه‌وینی ناو به‌فر بووی
      تا نه‌تبه‌ست، هاژه‌ت نه‌کرد…

      من میندم! تا شاید صدایم را روزی بشنوند.
      هستند کسانی مثل من که آنها نیز سکوت کرده اند!! و میخواستند که وارد این جریانات نشوم (دلایلشان نیز منطقی بود) اما من وارد شدم و اینک دوباره به جرگه آنها برمیگردم. (سکوتی معنادار.)
      شاید روزی با نام دیگری حضور پیدا کردم. (شاید.)
      خدانگهدارتان.

      مدیریت سایت:
      واقعیت آن است که نحوه بیان وکلام افراد مختلف متفاوت است و در مواردی گفته می شود تا مرد سخن نگفته باشد عیب وهنرش نهفته باشد.
      جناب قسه سوور عزیز، اینجانب با توجه به قلم روان آنجناب متوجه ذهن خلاق تان هستیم وبه سبب ماندگاری بر روی یک نام به عنوان هویت ثابت شما را می شناسیم و خویش را معرفی نموده اید ( اگر نام شما را ندانیم ، حداقل به فکر شما تا حدودی آشنا شده ایم)، دیگران ممکن است در هر بار مراجعه به نام خاصی ارائه نظر نمایند لذا خطاب قرار دادن یک نفر سهل تر از سایرینی است که لیست بلندبالای دارند، هرچند که توقع نیز … چنین انتظاری را موجب می گردد.
      البته هرچند سکوت در قبال توهین سخت است اما کاربست آن بهتر نتیجه می دهدو به مرور باعث تقیه طرف مقابل در نوبت های بعدی می گردد ، هنری که مرحوم گاندی آن را به درستی بجا آورد ودر عصر حاضر با ایشان نیز شناخته می شود.
      علی ایحال ما از ارائه نظرات حضرتعالی وسایر دوستان حمایت می کنیم به شرط آنکه تبعات بعدی را مورد توجه قرار دهیم ، در این راستا از کاربران ارجمندی که به کرات در نحوه ی برخوردها توصیه وتذکر به اعتدال می نمایند نیز تشکر می کنیم وقطعاً یادآوری چنین موضوعاتی مفید به فایده خواهد بود.
      متاسفانه بنده تسلطی بر ادبیات کردی ندارم (این همیشه نقطه ضعف بزرگ اینجانب بوده وهست) اما برداشتی که از شعر مذکور دارم وحضرتعالی برای شناسایی خویش از آن استعانت طلبیده اید نیز آن است که حداقل هویت شاعر از قبل برای شنونده روشن هست،
      وظیفه سایت ها، ایجاد فضایی برای تبادل نظر همشهریان محترم بوده و مدیریت نیز بنا به وظایفی باید به نوعی تعدیلی بر افراط وتفریط مطالب وموضوعات مختلف را داشته باشد .
      این در شرایطی است که ما خواهان عزلت وگوشه گیری فعالین عرصه های اجتماعی نیستیم وهریک از شهروندان محترم را قطعه ای از پازل منطقه ای می شناسیم که بنام شهرستان پاوه شناخته وشناسایی می شود، این قطعات اگر چه رنگی ویا خط خطی باشند باز هم در کلیت پازل وجود دارند وزیبایی پازل نیز به وجود کل مجموعه ی پایدار آن می باشد.
      البته اگر این نیز به تعبیر سوء برداشت نشود.

    مسعود فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۰۷:۲۳
    0
    0

    جناب قسه سوور شما سفسطه نکن
    اگر آقای داماد گفت ۹۹ درصد ، الان بنده می گویم ۱۰۰ درصد مراسمات در شهرهای که اهل تشیع در آنجا زندگی می کنند این امر را رعایت می کنند، من خیلی شهرها رفته ام و دیده ام.این آمار مربوط به مراسمات رسمی است که در ملاء عام برگزار می شود
    والبته هم حرفی نیست که در خیلی از جاها و در مجالس خصوصی ممکن است به نوعی دیگر برگزارشود آن جای خود دارد.یعنی هنوز تقیه وجود دارد
    شما می توانید اکثریت را در همین نظرات ارائه شده ببیند شما یک تنه مقابل جمعی قد علم می نمائید وبرخلاف دیدگاه اکثریت جامعه قلم فرسایی می کنید واز نوعی رفتار که مورد نکوهش هست دفاع می کنید.
    جناب قسه سوور حال شما برو وبررسی کن که اینطور نیست؟!
    جناب قسه سوور شما نگفتید علت طلاق چیست؟ اختلافات خانوادگی از کجا شروع می شوند؟ و…؟!!
    جناب قسه سوور مکر کریم چه گفت که اینقدر برافروخته شدید آیا این ضعف شما را نمی رساند هرکسی عقیده مخالف شما را بیان نمود با شدت آن را بکوبید؟!
    از نظر مذهبی بنگریم ، دین این حرکت راقبول نمی کند، آیا شما مخالف این عقیده هستید؟
    از نظر ملیتی هم بنگریم کوردها در طول تاریخ از لحاظ ناموسی حرف اول را زدند یاز شما مخالف این گفته هستید؟ تایید نمی کنم واقعیت جامعه را بازگو می نمایم که در خیلی از موارد حتی منجر به قتل شده است ، بازهم تایید نمی کنید
    جناب قسه سوور این واقعیت جامعه ماست که از دو جهت می توانیم ارزیابی کنیم دینی وملیتی ، هالپرکی قدیمی وحال آسمان تا زمین در آن تفاوت وجود دارد
    الان بوی خیانت بیداد می کند بازهم مخالف هستید، دادگاه پاوه دور نیست شما می توانید با آقای صمدی دادستان پاوه همکلام شوید تا واقعیت های جامعه را خوب ببینید واقعیت هایی که من وشما در به وجود آمدنش دخیل هستیم.

      قسه‌ی سوور فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۰۷:۴۱
      0
      0

      کاک مسعود!
      مطمئن باشید که معنای سفسطه را خوب میدانم.
      جواب بعضی از سوالاتتان را در لابلای کامتنهای قبلی داده ام.
      اما در مورد دین، شما حق ندارید که چنان سوالی از من بپرسید.
      در مورد بردشتهای دیگران که فرموده اید که برافروخته شده ام، بگذارید مثالی بزنم:
      بر فرض مثال، من بگویم که “آیا کارخانجات شراب سازی به بشریت بیشتر ضربه زده اند یا کارخانجات اسلحه سازی؟!” و یکی این وسط بیاید و بگوید این آدم از مشروب خورها و مشروب سازها دفاع میکند! میخواهم بگویم که چنین مثالی لزوما به این معنی نیست که من از مشروب خورهای قهار هستم. اما اینجا اولین چیزی که به ذهنشان میرسد، مشروب خوری است در حالیکه سنگینی جمله روی اسلحه سازهاست. در اصل نقد بر روی کشتار مردم است نه مشروب خوردن. (اینجا اصلا از ادبیات آگاهی دارند؟) (در حالیکه شخص من به دلایل مختلف اصلا نمیتوانم مشروب را بچشم!)
      آنچه من نوشتم سفسطه نبود. در مورد طلاقها و خیانت و … این کار من نیست که راهکار ارائه دهم. راهکارها را شما تعیین کنید! ما در موردشان نظر میدهیم.

    رهگذر فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۰۰:۴۳
    0
    0

    قسه ی سورر هر کسی باشد بسیار زبل است. بلی دارد تفکرات خود را در اینجا به نمایش می گذارد . سنگ مفت وگنجشک مفت. تفکر ایشان اگر چه نزد من تفکری احمقانه و شایسته ی خودش است اما خوب سایت پاوه پرس را بازیچه نظرات خود قرار داده است. این چنین آدمهای آنارشیستی برای جامعه مضر هستند . اینها مثل موش ترسو اند وجرات اینکه خود را نشان دهند را ندارند. این گونه آدمها زیر نقاب دانایی خود را پنهان می کنند اما چیزی نمی گذرد جهل وحماقت آنها برای همگان عیان می شود. آدمهایی که خود را فیلسوف می انگارند و دیگران را احمق . به هر چیز وهر کسی می تازند .من به خوبی این افراد را می شناسم و شاید من اشتباه کرده باشم و جناب آقای یوسفی هم هدفش این باشد تا چهره کریه این گونه افراد را بشناساند یعنی خودشان ماهیت خود را به دیگران بشناسانند.
    من به این آدم یکی دو بار دیگر هم گفته ام قسه ی سوور مال کسی است که رو در رو و چشم در چشم طرف مقابل بایستد و حرفش را بزند نه اینکه لای دیوارها خود را مخفی و به دیگران وفکر دیگران دشنام دهد. این شخص باید نام خود را بگذارد موش ترسو. بهر صورت اگر قسه ی سوور نباشد این سایت تعطیل نخواهد شد جناب آقای یوسفی اجازه نده اعتقادات یک جامعه توسط آدمهای مجهول ومجعول به سخره گرفته شود. پاک کردن چرندیانت این نوع آدمها بهترین راه حل است.

    داماد فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۲۳:۴۱
    0
    0

    قسه سوور راست می کوید بعضی نقاط مراسمات مختلط می باشند از جمله مریوان اما ایشان هم می داند که تقریباً در ۹۹ درصد ایران چنین حرکتی وجود ندارد ویا اینکه آن را تایید نمی کنند،البته این چیز طبیعی است چرا که مملکت ما مسلمان است واین جزء عقاید مسلمانان می باشد که تفکیک را قائل باشند
    طبیعی است که کاک قسه سوور وهمفکران ایشان مخالف این عقاید باشند وشاید خود نیز به نوعی برگزار کننده چنین مراسماتی باشد.

      قسه‌ی سوور فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۰۰:۲۱
      0
      0

      داماد!
      مملکت اسلامی باید جایی باشد که تفکرات رشد کند. نه اینکه مروجینی چون شما آن را باب میل خود تفسیر کنند.
      من نه برگذارکننده این مراسماتم و نه مخالف (جهت یادآوری.)
      به نظر من آنطور که میگویی ۹۹درصد این جامعه آنچنان نیست که برداشت کرده ای. چرا که اگر اینگونه میبود پس الان ما در حد اتیوپی و الجزایر بودیم. (دقت کن که چگونه آمار میدهی.) هر چه را که تو دوست داری، لزوما در جامعه پیاده نمیشود. (پس بی خود و بی جهت دل خودت را خوش نکن که اکثریت جامعه با تو همراه است؛ همانگونه که من هم دلم را خوش نمیکنم که بسیاری مثل من فکر بکنند.)
      من مخالف یکی مثل شما هستم که ندانسته و تحقیق نکرده، آمار میدهند. و قبول ندارند که جامعه پیوسته در حال تغییر است و نمیتوانند خود را با آن تطبیق دهند! (امیدوارم مفهموم سخن مرا گرفته باشی.)

    کریم فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۲۳:۳۷
    0
    0

    راستش آقای قسه سوور معتقد به دیدگاهی است که برای آن تبلیغ می نماید، واین چیر حقیقی است
    ایشان همچنانکه معقدند و در نظراتشان عقاید مذهبی را زیر سوال می برند ، به عقاید دیگران بی اعتنا نیز هستند وآنان را مذمت می نماید وبه شدت در برابر آن نیز جبهه گیری می نمایند.
    ایشان آزادی را فقط در نگرش خودشان توجیه می نمایند ومابقی تفکرات را واپسگرا، عقب مانده و… می دانند.
    جناب قسه سوور لختی را فرهنگ متمدن می داند وبی بندوباری را تحول جوانان تفسیر می کند ….
    جناب قسه سوور شما نیز اگر انسان آزاده ای هستید باید به عقاید دیگران توجه کنید وبه آنها حمله ننمائید واین شرط انصاف نیست.

      قسه‌ی سوور فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۰۰:۱۱
      0
      0

      خالو کریم!
      طرز تفکر و برداشتهای نامیدانه شما را از موضوعات درک میکنم!
      ولی…. مرد حسابی کجای سخنان من ترویج بی بند و باری و لختی پوشش بود؟!
      از این همه سوادی که ترشح میکنید، حالم به هم میخورد. (لطفا نطق نفرمائید و نگویید که بی ادبانه صحبت میکنم. گاهی لازم است که کمی هم بتوپم؛ چرا که واقعا آدم را دیوانه میکنید!!!!!!!!!!!!!!) (از من رنجیده خاطر مشو)
      احترام به نظر دیگران، یعنی تو هم به نظر من احترام بگذاری. نقد من از تفکرات متحجرانه، بسیار ملایم بوده و هست. پس الکی قضاوت نکن. بدان که اگر لازم باشد حتما آنها را هم تند و “سوور” میگویم.

    من فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۲۱:۰۶
    0
    0

    وااسفا
    امت محمد را چه شده؟
    این گونه مراسمات و رفتار ها هیچ رنگ و بویی مذهبی و حتی ملیتی ندارد و جایگاهی در فرهنگ اصیل و والای ما ندارد.
    به راستی چرا؟
    مگر نه اینکه این گونه روابط و رفتار های نامتعارف باعث سستی روابط زندگی و درگیری های بی شمار و هزینه های هنگفت می شود؟
    …..

    محمد فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۱۵:۰۰
    0
    0

    آیا زنان و دخترانی که با لباسهای عریان در ملا عام در مراسمات ظاهر می شوند می دانند که بعد از آن مراسم رفتار اونها در مجالس دوباره بازگو می شوند افرادی که در انجا شاهد یوده اند اونها را بی بند و بار وبی خانواده معرفی می کنند وآبرو وعفت خودشان را با اراده خود از بین می برند پس خواهران ومادران شخصیت آبرو وعزت خود را ملعبه و بازیچه بوالهوسان قرار ندهید

      قسه‌ی سوور فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۱۹:۱۷
      0
      0

      این نظر را که پشت سر کسانی که از عروسی و مراسمات برمیگردند، صفحه ها مینوستند! به نظر من، دیدگاه کسانی عقب مانده جنسی است و بس. (کجای این شهر عروسی میشود یا مراسمی شکل میگیرد و زنان و دختران، لخت! میرفصند؟)
      لطفا یک چیزی بگویید که با خصوصیات فرهنگی این جامعه بگنجد! و نه صرفا از پیش‌بینی‌های خود نسبت به یک مراسم بگویید که احتمالا در آن حتی شرکت نکرده اید! (و از اطرافیان شنیده اید.)
      در جمع مردان، این گونه سخنان را «سخنان زنانه» میگویند! (هر چند این جمله هم از دیدگاه مردسالارانه ما نشات میگیرد. اما گویای حال است.)

    ی-ر فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۱۳:۱۷
    0
    0

    چیزی که عیان است چه حاجت به بیان ، اما یاد آوری در هر زمان ومکان ضرورت دارد.چه بسا انسانها فراموش کار، وخیلی از چیزها را در برنامه زندگی خود که زمانی اسوه خانواده ها بوده اند به فراموشی سپرده اند. وامروزه می توان گفت غیرت مردم کم رنگ شده وکم کم به فراموشی سپره می شود. وحتی اگر عده ای خانواده خود را به رعایت حجاب توصیه کنند .از دیدگاه بعضی ها عقب مانده وقدیمی محسوب می گردند.
    وحقیقتا” اگر ما مسلمان هستیم باید این بی بندوباریها را از درون خانواده خود دور کنیم.وپایبند به احکام وقوانین اسلام باشیم . وانسان بی غیرت هیچ چیزش درست نیست .کسی که ناموس نداشته باشد هیچی ندارد . متاسفانه این بی حجابی حتی در بین فرزندان خانواده های مذهبی دیده می شود. وگاها” که با فرزندان خود در رابطه با رعایت حجاب صحبت می شود .می گویند زن فلان حاج آقا یا فلان شخص مذهبی چرا آرایش وغیره .. می کند مگر شوهرش مذهبی نیست ودر واقع سخنش هم درست است . درد ما کلی است وگریبانگیر تمام خانواده شده است .به استثنای عده ای قلیل و…

    ناشناس فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۳
    0
    0

    در سالهای اخیر اتفاقات زیادی رخ داده ،که منجر به وارونه شدن روابط میان همسران شده است. داشتن دید حق به جانب زنان در مورد حقوق خود باعث گردیده در بسیاری از موارد پا را از حق فراتر نهاده و وارد حیطه حقوق مرد شوند و این در حالی است که در خصوص حقوق دیگر خود که اتفاقاً بسیار حیاتی هم هست سکوتی مصلحتی پیشه کنند. به عنوان نمونه گذاشتن شرط مهریه بالا و در کنار آن داشتن حق طلاق برای زن و یا شرایطی که استقلال مالی مرد را متزلزل می کند و در مقابل هیچ تضمینی از طرف مقابل اخذ نمیگردد باعث گردیده که روز بروز مردان در برابر خواسته های همسران خود پا پس کشیده و تن به خواسته های آنان دهند . تا اینجای موضوع اتفاق خاصی رخ نمیدهد اما پس از مدتی که رفتار واقعی مرد با آنچه که خواسته اوست در تضاد قرار می گیرد و خود را بازنده خواسته های زن می بیند و در مقابل هیچ ابزاری برای احقاق حق خود ندارد از یک طرف موجب سرخورده گی در مرد شده و از طرف دیگر باعث ایجاد ذهنیتی در زن می گردد که همه آنچه اتفاق افتاده قسمتی از حق اوست و باور دارد که حقی از مرد ضایع نشده و در گرفتن امتیازات صوری دیگر جری تر می شود .
    حال این شرایط را در کنار شرایط بوجود آمده عصر جدید از جمله باز تعریف روابط اجتماعی افراد جامعه ، چشم و هم چشمی ها ، قرار گرفتن خانواده ها در معرض سریالهای ویرانگر ترکی ، نفوذ شبکه های اجتماعی و…قراردهیم خواهیم دید آنچه بیشتر از همه آسیب دیده است بنیان خانواده و روابط معطوف به مهربانی در میان همسران است . ضعیف شدن این روابط و تلاش برای ترمیم آن درحالیکه دیگر پارامتر های مهربانی در روابط شامل رفتارهای ساده و شخصی نیست بلکه بیشتر جنبه مادی و عمومی گرفته باعث میشود این گونه میهمانی ها را در میان شهری کوچک مانند پاوه ببینیم . وبا تاسف فراوان روز به روز شاهد افزایش آنها خواهیم بود و دیری نخواهد گذشت که به مطالبات حقوق متصوره ی زنان این دیار اضافه خواهد شد.
    روابط ضعیف عاطفی همسران ، خشم های فروخورده آنان و تعریفهای جدید از روابط اجتماعی باعث بروز طلاقهای بیشتر خواهد شد .
    تصویر فوق نه تصویری سیاه از وضع موجود و آینده است . نه نقد رفتارهای زنان این دیار و نه مرثیه ای برای مظلومیت مردانش. زنگ خطری است که به صدا درآمده است که اگر نشنویم و نترسیم و راه چاره ای نیندیشیم چه بسا گرفتار طوفانی ویرانگر تر خواهیم بود . طوفانی که در ذهن مردم این دیار نه زن بانوی مرد است و نه مرد آقای همسر خود .

    همشهری فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۷
    0
    0

    خانه از پای بست ویران است!
    همین به اصطلاح مراسمهای الکی و بی محتوا از جمله عوامل سستی خانواده و تنش و درگیری و نهایتا طلاق میشه
    گاهی وقتا میخوای فکر کنی همه چیز خوب و آرومه ! شاید من خیلی بدبینم اما نمیشه!! چون هر دم ازپی باغ برای می رسد……….

    دره باسام _نازار فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۲
    0
    0

    این مواردی که بر شمردید بایستی از دیدگاه اسلام مورد بررسی قرار گیرندچرا که ما مسلمان بوده و ملزم به رعایت ش,ونات اسلامی می باشیمبنظر می رسد بسیاری از این موارد در شرع مقدس جایی نداشته و مشارکت کننده مرتکب گناه شده و بر اساس اعتقاداتمان اخرت خود را فنا نموده است.
    پس منطقی بنظر می رسد که جهت بیشتر رعایت نماییم تا مورد غضب خداوند منان قرار نگیریم

    . فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۰۹:۵۰
    0
    0

    بی شک حرف شما درست است و خرده ای برآن نیست جامعه سنتی و متدین پاوه غالب ۹۰ درصد افراد این جامعه را در بر میگیرد نباید گذاشت این ۱۰ درصد مابقی اینگونه جولان دهند واینگونه جوانان مارا از راه به در کنند که متاسفانه کرده اند میطلبد که حتما تمام ارگان ها و عالمان دینی در یک حرکت جهادی همه این ناهنجاری ها را نابود کنند چند نکته را در ذیل بیان میدارم
    ۱- جلسه های عقیدتی هنگام عقد بنظر بنده باید ۱ ماه کامل برای زوجین توسط عالمان منطقه برگزار گردد بعد اجازه عقد صادر گردد در یک جامعه اسلامی میطلبد که عالمان بیشتر خود را وارد این موضوع کنند صرف خواندن و جاری کردن عقد و یک نماز جماعت خواندن که عالم نمیسازد آیا این جلسات بهتر از مراسمات موهوم غالب ازدواج ها(مراسم عقد،پیش عروس رفتن،مراسم ازدواج گرفتن،سالگرد گرفتن و…)نیست
    ۲- باید هرچه زودتر NGOهایی در سطح شهر با برنامه تشکیل گردد که برای مقابل با این پدیده های شوم وارد عمل شوند و شورا باید با استفاده از بازنشستگان شهر (که اغلب بچه های آنان قشر جوان این شهراند)وارد عمل گردد
    ۳- نیروی انتظامی و بخصوص اداره محترم اماکن باید بر عملکرد تالارها نظارت بیشتری کنند و جدایی بین زن و مرد در اولویت قرار گیرد در همه تالارهای کشور غیر از شهر پاوه این موضوع وجود دارد بجز شهر پاوه مگر معیار جامعه دینی چیست که آن را از یک جامعه ضد دین متمایز میکند؟ صادر کردن مجوز تالار بنظر بنده کاملا اشتباه است و اصلا نیاز به تالار نیست
    من جوانانی میشناسم که ازدواج کرده اند با عقد اسلامی متاسفانه حتی نماز خواندن هم بلد نیستند در حالی که بسیار مشتاقتند ولی از بچگی کوچکترین آموزشی نداشته اند
    جامعه دینی و تشکلهای دینی و فرهنگی (که شوراهم جزیی از آنها است)سطح شهر متاسفانه به برگزاری جلسات در میان اعضای خود و مقاله دادن در سایت هاعادت کرده اند و اصلا نفوذی در قشر جوان ندارند(البته جز در مواقع انتخابات!) در حالی که رسالت آنان و ماهاو خود شخص بنده امر به معروف و نهی از منکر است

      == درجواب . فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۱۳:۴۹
      0
      0

      چندین دهه است در جای جای کشور و …. با اینچنین دگر دیسی های اجتماعی( غبرمتجانس ،با شدت وضعفی متفاوت ومتاثر ازاقتضائات محیط وزمان ) رو به رو و درگیر، بوده وهستیم !!!!!!!! آزمون وخطاهای زیادی از روی دلسوزی ( وگاهی بسیار متعصبانه وتوام با ……) صورت گرفته است!!!!! ؛
      متاسفانه دربیشترین موارد …..نتیجه مداوا مقاوم ومزمن شدن …….بوده است !!!!!!!!
      نادر روش معالجه ای که: کمتر تجربه شده (تنها بارقه ی امید….) رفتار توام با اعتدال ومهربانی و درایت کامل (بدون رویا روئی مستقیم وفیزیکی) ، توجه وتسلط به روانشناسی و رفتار شناسی اجتماعی ،( به منظور: سازگار سازی توام با ظرافت و مهربانی ، رسوم و سنتها ی منطقه ای با جاذبه های دینی و جاذبه های تلطیف ،تخلیص وتطبیق شده ی اجتماعی (القایی) ) می باشد !!!!!!!!
      به تصور حقیر (آنهم بسیار محتاطانه) : این مهم (صرفا)از طریق( ngo )های بسیار ویژه متشکل از جوانان و……. ویژه ، با رفتار وبرخورد و (به آموزی) کاملا ویژه متصور است !!!!!!!!!!!!

      قسه‌ی سوور فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۱۵:۴۱
      0
      0

      در جواب –
      جناب!
      توجه شما را به چند نکته جلب میکنم:
      – میشود تعریفی از جامعه سنتی ارائه بدهید؟ من که گمان نمیکنم جامعه سنتی جامعه ای پیشرفته و آزادی خواه باشد. پس از دیدگاه من یک چنین جامعه ای اسف بار است، نه قابل ستایش (آنگونه که با افتخار از آن نام برده اید!)
      – میشود بفرمائید این جامعه ۹۰درصدی را بر مبنای چه آماری، کشف کرده اید؟ همین مطلب و نوشته خود را بین صد نفر از جامعه این شهر منتشر کنید، اگر ۹۰ نفر از آنها با شما هم رای بودند، حق با شماست. (من در این خصوص هم شک دارم!)
      – آیا اگر به قول شما ۹۰ درصد مردم این جامعه سنتی باشند، (آماری بسیار بالا در جوامع دمکراتیک برای به کرسی نشاندن اهداف آن اکثریت) چرا باید نگران ۱۰ درصد باقیمانده افرادی باشند که اسب یاغی گری میتازانند! و جوانان را از راه به در میبرند! اگر ۹۰ درصد جامعه از پس آن بقیه برنیایند، آنجاست که جای نگرانی است و باید بگویم: خاک بر سرشان! (هر چند من دیدگام کاملا روشن است و به کرات از آن گفته ام: هر کس با هر فکر و اندیشه ای باید بتواند در این جامعه آزادانه زندگی کند. حتی همین ۱۰درصد (به قول شما) یاغی!) (خجالت میکشم اینگونه سخن میگویم، چه برسد به آنکه هدفم باشد و به آن فکر کنم و عمل نمایم و بخواهم ده درصد جامعه را ندیده بگیرم!)
      – آیا شما از کارکرد خانواده آگاهید؟ از کارکردهای مهم خانواده در قدیم، تولید مثل و بهتر است بگویم تولید نیروی کار بوده است. اما اینک با وضع اقتصادی پیش آمده و تغییرات در ایده های بشریت (به صورت عام) این کارکرد به مرتبه های چهار و پنج سقوط کرده است. به عبارت دیگر، زندگی تغییر کرده است و دیدگاهها متفاوت شده اند، پس در این خصوص اندیشه های جدید و مکانیزمهای جامعه برای کنترل خانواده ارائه گردیده اند. توصیه میکنم کمی از این تئوریهای جدید را مورد مطالعه قرار دهید. (محض آگاهی بیشتر یا حداقل آمادگی برای پذیرش رویدادهای جدید که روزانه به روح و جسم جامعه تزریق میشوند.)
      – فرموده اید که همه تالارهای کشور بجز پاوه، مرد و زن را از هم سوا کرده اند و بر آن نظارت سختی دارند. به گمان من این دیدگاه شما یا از تندروی و تعصب فکریتان ناشی میشود، یا از سفر نکردن و شرکت نداشتن در مراسمات شهرهای دیگر. (آخر این حرف بی اساس را چرا به این جامعه بیچاره تحمیل میکنید؟!)
      – گفته اید نیاز به تالار نیست. من میپرسم چرا نیاز نیست؟ (مگر آنکه جامعه مان را تا سطح سنتی دست و پا بسته، تنزل دهیم. یک جامعه پیشرفته به اینگونه مکانها نیز نیاز دارد؛ اصلا لازمه یک جامعه پیشرو است که مکانهای عمومی اش -مثل مساجدش یا سالنهای نمایش و فیلم و پارک – زیاد باشند.)
      آدمها باید درونی آینه‌وار داشته باشند، نه اینکه فقط ادای کسانی را دربیاورند که جامعه برایشان مهم است. چه زیبا فرموده مولانای رومی:
      ما زبان را ننگریم و قال را/ما درون را بنگریم و حال را…
      به گمان من جوانان امروز – که یادگار پدران دیروزند – بهتر از گذشتگان خود در راه بزرگی و انسانیت گام مینهند. پس بهتر است به آنها فرصت داده شود و نگوییم که «بلد نیستند»!
      – در مورد رسالت فرموده اید. من گمان میکنم که ترویج آزادی و آزادگی رسالت ماست.
      امیدوارم در برخورد با پدیده های جدید، راه حلهای جدید، ارائه شود.

        لالو فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۱۶:۰۷
        0
        0

        کاکه قسه‌ی سوور من شخصا در دو عروسی که در سنه بود شرکت کردم هرکدام هم در یک تالار مجزا
        اتفاقا زن و مرد هم جدا بودن و بعضی از پسرا و مردا خیلی هم اصرار کردن ولی مسئولای تالار نذاشتن که قاطی بشن
        خبر چند شهر دیگه رو هم دارم که زن و مردشون در تالارا جدان

        ضمنا اون بیت حضرت مولانا رو هم اشتباه نوشتین – اون بیت به دو شکل زیر اومده ، صرفا جهت اطلاع!
        ما زبان را ننگریم و قال را / ما روان را بنگریم و حال را
        ما برون را ننگریم و قال را / ما درون را بنگریم و حال را

          قسه‌ی سوور فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۱۹:۰۹
          0
          0

          لالو گیان!
          اینکه شما بگویید در سنه نگذاشتند زن و مرد با هم هه‌لپه‌رکی داشته باشند، تنها یک مثال مناقشه آور است. اگر من بگویم در مریوان زن و مرد باهم اند، چه؟!
          به تصور من نباید گفت که در فلان شهر تالارها جدا هستند و در فلان شهر نیستند. منظور من این بود چرا با قطعیت مطلق میگویند که در تمام شهرها زن و مرد را جدا میکنند بجز در پاوه!!!!!!!!!!! (در بعضی از جاها نیز زن مرد قاطی هستند، همانطور که در بعضی جاها نیستند.)
          در مورد شعر مولانا هم متشکرم و از ریزبینی شما خوشم آمد. (اما محض اطلاع شما، آنچه را که من نوشتم از مثنوی معنوی بود، تصحصح مرحوم نیکلسون، ۱۳۸۲، دفتر دوم، بیت ۱۷۵۹٫)
          راستی در مورد سخنان (-) این نکته را هم اضافه کنم، آنجا که از نهادهای غیر دولتی (NGO) گفته اند: به نظر شما از یک نهاد غیر دولتی که اعضایش را بازنشستگان (=کهنسالان) (منظور ایشان از بازنشتگان را اشاره میکنم، اگر جمله را خوب بخوانید) تشکیل داده باشند، چه چیزی میتواند برای جوانان این دوره از تاریخ بشریت که با چنان سرعت عظیمی تغییر میکند، حاصل میشود؟!!! من میگویم: هییییچ!

          ==جواب لالو فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۲۲:۱۶
          0
          0

          لالو گیان : درست فرمودی ! من هم شنیده ام گویا : اخیرا در اکثر شهرها(از جمله سنندج) اداره ی اماکن …. صاحبان تا لارها هارا (ضمن تعیین جریمه و مجازاتها ی سنگین) ، مکلف ومجبور به رعاینت این امر نموده است ! این را هم شنیده ام که اخیرا :صاحبان مراسم بخاطر آزادی عمل بیشتر و تقابل با این محدودیت (بسیار تشدید شده ) ؛ اگر ممکنشان باشد مادامی که هنوز گرز کوبنده ی قانونیش …. آماده وتحویل نشده است !!!! ؛ از باغها واماکن خصوصی استفاده می نمایند !!!!!!!!!
          در مورد فرموده ی حضرت مولانا که بحمدالله بر اثر مطالعه ی کافی دو تر کیب دیگر ازآن ارائه فرمودید ؛ باید عرض کنم که ما شکل قسه ی سوریش را هم بیشتر شنیده ایم !!!!!!!
          و درآخر چند سوال ازشما دارم؟:
          _ شما که در آن دو مراسم سنندج حضور داشتید ؛ چند نفر از آن مردان و پسران.متقاضی ….. فامیل ، دوست و یا آشنای نزدیک شما بودند؟ (قصدم تقبیح یا تایید نیست می خواهم واقعبینانه و جامعه شناسانه به مسئله توجه شود!)
          – آیا شما : آنها را بی بند و با ر و……. می دانستید و به آنها گوشزد نموده (امر به معروف و…)؛ واگر زن ومرد در جوار هم قرار می گرفتند شما حتما : مجلس را ترک فرموده ؛ و یا اصلا شرکت نمی کردید ؟؟؟؟؟؟
          _ آیا: هیچ مراسم : آیینی ، شادی ، عزا ، سیاسی و اجتماعی …..( حتی حج) وجود ندارد ؟ که زن و مر د در کنار هم باشند و بی …. و مخالف عرف و دین و قانون و…. تلقی نشود؟؟؟؟؟؟
          _ شما را به( ==درجواب) همینجا ودر همین صفحه، ارجاع می دهم !!!! موئید باشید.

            لالو فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۰۳:۴۵
            0
            0

            کاکه قسه‌ی سوور مثالم مناقشه اور نیست و عین واقعیته ، چند شهر دیگه هم رفتم و داستان از همین قرار بوده
            مخصوصا مراسمات دوستان اهل تشعیم که رفتم این قضیه شدیدا رعایت میشده

            کاکه ==جواب لطف کن اول یه اسم مستعار خوب بذار که حداقل بشه راحت اسمتو نوشت
            بله بیشتر متقاضیان از فامیلای خودم بودن یعنی اهل شهرستان پاوه !
            بنظرمن بی حجابی مساوی بی بندوباری نیست و بیشتر کسایی که در این مراسمات حجاب ندارن ناشی از جوی ست که درش قرار میگیرن
            نوعی چشم و هم چشمی هم درش دخیله
            البته عم خودشناسی هم بی تاثیر نیست چون خیلی از بی حجابای هه لپه رکی یا دروست تر بگم ره ژ به له ک در تالارا همونایی هستن که در رمضان میرن نماز تراویح ! تفاوت تا این حد و این یعنی هنوز خودشونو نمیشناسن که چیکارن و باید چکار کنن

          ==جواب لالو فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ - ۱۳:۴۲
          0
          0

          لالو گیان به هم نزدیک شدیم ! پیشتر عرض کردم قصدم تقبیح و یا تایید نیست !!!!!
          به اقتضای زمان : ناچار به تعامل وپذیرش تغیرات بسیار سریعی در همه ی شئون اجتماعی …. هستیم که حتی در صمیمی ترین …. محیط های خانوادگی (خصوصی) آگاه نیز با توجه به تفاوت نسل ها چالش برانگیز است (هر نسلی دانسته ها و آرمانهایی دارد که تطهیر، تعدیل ، تجمیع وهمسو کردن آنها بسی دشوار وغالبا به غیر ممکن شبیه است) چه رسد به تعمیم : در جامعه(از کوچک به بزرگ و جوامعی شبیه به جامعه ی ما که دین ، آداب ورسوم و سنتها در آن نهادینه است)!!!!!!
          _ در تقابل با هجمه های غیر مانوس فرهنگی راه کار های زیادی در دهه های اخیر پیشنهاد وحتی همراه با انواع ……آزمایش شده است ؛ اما متاسفانه: نتیجه …….نشده است!!!!
          _ نسل جوانی را که امروز بعضا بی…… می دانند ؛ در شرایطی به مراتب …..تر از گذشته و با نظارت وهوشیاری حد اکثری (از لحاظ دینی واخلاقی) و (به قولی) سالم تر از اکثر محیط های خانوادگی پرورش یافته است ؛ اما: راه خود را می رود!!!!!!!
          _ با این اوصاف: نه حذف آنچنانی آداب ورسوم و سنت ها ممکن است ؛ نه بی توجهی به دین واخلاق اسلامی جایز، مقبول و توجیه پذیر است و نه می توان : در ها وروزنه ها را به سوی دنیا وفرهنگهای مختلف و هجمه های فرهنگی غیر معمول وغیر مقبول (با توجه به باور های ما ) بست (هیچ ابزاز موثری وجود ندارد) !!!!!!
          _ آیا ؟ راه دیگری بجز تلطیف و تخلیص و تطهیر وسازگار سازی هنرمندانه ی آن سه متصور است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
          – بیاییم: در هموار سازی راه اخیرالذکر: پیشنهاد (ngo) های ویژه را با روشها وظرافتهای ویژه و متفاوت از آنچه تاکنون بوده (در همین صفحه== درجواب . قبلا پیشنهاد شد؛ متشکل از نسل جوان و در گیر مسئله …. ) پیگیری نموده جدی بگیریم .
          وخواهشا : توهین نشود وبه هم نپریم ( منطق در مقابل منطق)!!!!!!!!!!!!!

    نکته بین فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۰۲:۲۰
    0
    0

    برای هر مراسم عروسی که در تالارهای پاوه برگزار میشه چیزی حدود ۱۰ تا ۱۳ میلیون تومان و بعضی از عروسی ها هم بیشتر از این هزینه میشود
    کاری به پوشش زننده دخترا و زنا در این مراسمات ندارم
    کاری به مد شدن پوشیدن کت و شلوار و لباس عروس توسط عروس داماد ندارم
    کاری به خوردن مشروب در ملا عام در بعضی از عروسی ها ندارم
    اما این چه شادی است که کمتر از ۳ ساعت ۱۳ میلیون تومان هزینه بشه به این بهانه که فقط یک شبه ؟؟
    آیا هیچ فکر کردیم این مراسم را میتوان با ۵ میلیون هم انجام داد و باقی پول را میتوان به یکی دو نوعروس و داماد برای ازدواج هدیه داد ؟ یا دردی از مشکلات متعدد جوانان را دوا کرد ؟
    واقعا این چه شادی است که اغلب خانواده داماد علیرغم میل باطنی و فقط بدین خاطر که چشم و هم چشمی شده باید زیر بار این هزینه سنگین برن ؟

    همشهری فروردین ۱۰, ۱۳۹۴ - ۰۰:۵۴
    0
    0

    سلام کاش هزینه ی اینگونه مراسمات رابه خانواده های مستضعفی که حتی ازخریدکفش ولباس عیدبرای بچه هایشان معذورندبدهند.باورکنیدشادکردن دل این عزیزان هم اجردنیوی داردهم اخروی.خداوندآخروعاقبت همه ی ماراختم به خیرکند.

نقد و بررسی

مهمترین اخبار