بابا نان ندارد / اردشیر محمدی

بابا نان ندارد / اردشیر محمدی

بابا نان ندارد / اردشیر محمدی

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس؛ هفته بزرگداشت مقام معلم فرصتی است تا حداقل سالی یک بار و به بهانه سالگرد شهادت استاد مطهری ، نام معلمان و فرهنگیان در محافل و رسانه ها مطرح شده و هر کس به فراخور دیدگاه و سلیقه خود یادی از این قشر شریف نماید.

 

هر چند این هفته با بیانی تمجید گونه از نقش و رسالت معلمان و از موضعی رسمی ، با برگزاری مراسماتی در شهرهای مختلف آغاز شده و با تعاریف اغراق آمیز از جایگاه معلمان و سخنرانی های کلیشه ای خاتمه می یابد ، اما تاکنون دردهای پیدا و پنهان فرهنگیان به صورت جدی آسیب شناسی نشده و تبعات هولناک این غفلت مورد عنایت قرار نگرفته است.

 

این که چرا مشکل معلمان به صورت جدی از سوی دست اندرکاران مورد بررسی قرار نمی گیرد پرسشی جدی است که هیچگاه پاسخ قانع کننده ای به آن داده نشده است، پرسش اساسی تر آن است که آیا متولیان امر اعتقادی به وجود مشکلات اموزش و پرورش دارند یا خیر ؟ و اگر معتقدند این وزارتخانه مشکل خاصی ندارد پس این تجمعات و اعتراضات صنفی و اما و اگرها را چگونه توجیه می کنند ؟ در این خصوص دیدگاههای متفاوتی مطرح است :

 

۱- برخی معتقدند علت عدم توجه مسئولان کشور به اعتراض معلمان مربوط به مدیریت منابع کیفی این وزارتخانه است. آنان معتقدند که خروجی کار نیروهای آموزش و پرورش یعنی دانش آموزان باحداقل استانداردهای موجود برای تربیت نیروهایی که مورد نیاز بازار کارند فاصله داشته و انتظارات آنان را برآورده نکرده است مضافا این که افت تحصیلی فزاینده ، رقم بالای مردودی دانش آموزان ، بیسوادی و بی مهارتی خروجی های آموزش و پرورش ، مسئولان را در توجه بهینه به مشکلات معلمان با تردید روبرو می سازد.

 

اگر چنین نظریه ای صحت داشته باشد باید گفت که عمده مشکلات ما ناشی از زاویه دیدی است که معلم را محور و شکل دهنده نظام آموزشی کشور می داند این در حالی است که در نظام آموزش و پرورش امروز ، متغیرهای دیگری هستند که در این فرایند ذیمدخل بوده و در شکل گیری شخصیت دانش آموزان تاثیر غیر قابل انکاری دارند.

 

وقتی کتابهای درسی ما تبدیل به انبانی از محفوظات ملال آور برای دانش آموز شده و او را از سازوکارهای دنیای پر جاذبه مدرنیسم بی بهره ساخته است، زمانی که در عرصه اجتماع بیشترین بیکاران جامعه مربوط به فارغ التحصیلان دانشگاهی است و تصور خیل جویای کار آنان تبدیل به کابوسی برای کشتن انگیزه های تحصیل دانش آموزان میگردد.

 

هنگامی که همه ارزشها و منزلت های جامعه در مادیات خلاصه شده و نقش علم در تحصیل ثروت به کمترین میزان آن رسیده و ثروتمندان جامعه از کم سواد ترین افرادند. و نهایتا در جایی که معلمان ما به دلیل مشکلات فراوان معیشتی و تامین هزینه های زندگی رو به مشاغلی دیگر می آورند که شخصیت آنان را تحت تاثیر قرار داده و بجای آن که بر روح روان دانش آموزان اثر گذار باشند تبدیل به موجوداتی درمانده و قابل ترحم می گردند، شکستن همه کاسه کوزه ها بر سر معلمان در ناکارآمدی سیستم تعلیم و تربیت ، جفایی نا بخشودنی است .

 

۲-  دیدگاهی دیگر ، عدم توجه به مشکلات آموزش و پرورش و نادیده گرفتن اعتراضات معلمان را از زاویه ای سیاسی ارزیابی می کند ، می گویند اراده ای از سوی مسئولین برای حل مشکل معلمان وجود نداشته و تعمدا نمی خواهند که وضعیت معیشت معلمان سرو سامانی بگیرد اینان ضمن قیاس کشور ما با برخی نظامهای سیاسی توتالیتر ، برای اثبات نظر خود از تئوری های روانشناسی اجتماعی نیز استفاده کرده و به نظریه ” مازلو ” و بحث سلسله نیازهای انسان اشاره می کنند که اگر نیازهای اولیه جامعه که معلمان قشر کثیر آن هستند تامین شود ، آنان به دنبال نیازهای بعدی مثل آزادی و … رفته و آن را مطالبه خواهند کرد.

این دیدگاه اگر چه ممکن است از سوی اپوزیسیون نظام سیاسی مورد پذیرش قرار گیرد اما با واقعیت های جامعه ما فاصله زیادی دارد زیرا عمده اعتراضات معلمان این نیست که چرا حقوق و مزایای آنان کم است ؟ بلکه آنان از نابرابر بودن حقوق و مزایای کارمندان دولت گله مندند . بنابراین توجه دولت به دستمزد کارکنان سایر وزارتخانه ها با مبانی این دیدگاه مغایرت دارد.

 

۳- گروهی هم معتقدند که توان بودجه کشور برای افزایش حقوق معلمان بیش از این نیست ، هر چند مسولان قلبا نگران وضعیت معیشت معلمان هستند اما گستردگی آموزش و پرورش و فراوانی نیروی انسانی آن ، قدرت مانور بیشتر را از مسئولین اقتصادی کشور گرفته است .

البته لایه های افراطی تر این گروه معتقدند همین میزان حقوق و مزایا برای معلمان کافی است و برای اثبات نظر خود نیز به ساعات کاری معلمان وتعطیلات فراوان آنان در طول سال استناد می کنند.

به نظر می رسد که هیچکدام از این نظریات پاسخگوی چرایی مشکلات آموزش و پرورش و دغدغه های معیشتی معلمان نیست نه دولتمردان ما راضی به تبعیض بین کارکنان دولت هستند و نه از ناحیه نظام بودجه ریزی کشور قصوری برای تخصیص اعتبارات بیشتر به آموزش و پرورش صورت می گیرد. ضمن این که همه ما بر خط فقر معیشتی فرهنگیان واقفیم ذکر این نکته ضروری است که بخشی از این مشکلات ناشی از ناکارآمدی مزمن ساختار آموزش و پرورش بوده که حل مشکلات معلمان جز با کارآمد نمودن این ساختار قابل تصور نخواهد بود در این زمینه ذکر چند نکته خالی از لطف نیست :

 

اول : در حالی که بودجه وزارت اموزش و پرورش در سال ۹۳ مجموعا بیست هزار و دویست و پنجاه و هفت میلیارد تومان بوده ، حدود ۹۶۰ میلیارد تومان آن در جاهایی مثل دانشگاه فرهنگیان ، دانشگاه شهید رجایی ، دانشگاه فنی حرفه ای ، پژوهشگاه مطالعات ، پژوهش و برنامه ریزی و ….. هزینه شده که نوعی موازی کاری در نظام اجرایی کشور قلمداد می شود ، این در حالی است که آموزش عالی در وزارت خانه دیگری با بودجه خاص خود متمرکز است و این همه دم و دستگاه و صرف بودجه برای انجام کاری که متولی آن وزارت خانه دیگری است نوعی هدر دادن بودجه هاست.

 

دوم : ساماندهی نا مناسب نیروی انسانی آموزش و پرورش یکی دیگر از ناکارآمدی های هزینه بر آموزش و پرورش است که سالهاست مسئولان این وزارتخانه با آن دست به گریبان بوده و تاکنون نیز نتوانسته اند آن را مرتفع نمایند . در شهر تهران چند هزار معلم مازاد وجود دارد حقوق می گیرند اما هیچ کاری انجام نمی دهند ، در شهرهای بزرگ منجمله شهر کرمانشاه این معضل به وضوح دیده می شود این درحالی است که آموزش و پرورش بخش عمده ای از بودجه خود را در به کارگیری حق التدریس ها و نیروهای قرادادی صرف می کند . فلسفه حق التدریس ها نیاز به نیروی انسانی است یعنی آموزش و پرورش در یک بخش با انباشت و تراکم نیرو روبروست که هزینه می برد و در بخشی دیگر به نیروی انسانی جدید نیازمند است که هزینه بردار است اما تاکنون نتوانسته است آنها را بالانس کند.

 

سوم : آموزش و پرورش نهادی ایدئولوژیک و وزارتخانه ای به شدت سیاسی است . نگرش های ایدئولوژیک ، بکارگیری نیروهای توانمند برای مدیریت های کلان و میانی این وزارتخانه را با محدودیت روبرو می کند ، ضمن این که این وزارتخانه به دلیل کثرت نیروی انسانی آن و ارتباط گسترده ای که با خانواده ها دارد به حیاط خلوت نمایندگان مجلس شورای اسلامی تبدیل شده است . در حقیقت آموزش و پرورش برای نمایندگان مجلس قبل از آن که رسالتی در تعلیم و تربیت آینده سازان این مملکت داشته باشد ، تبدیل به یک ماشین رای جمع کنی شده که مورد بهره برداری قرار می گیرد. بنابراین به لحاظ دخالت گسترده نمایندگان در عزل و نصب های این وزارتخانه و گزینش سلیقه ای مدیران ، ناکارآمدی این وزارتخانه در یک دور و تسلسل همچنان باقی می ماند .

 

چهارم : اعتراضات معلمان به وضعیت صنفی و معیشتی خود در یکی دو دهه گذشته مسبوق به سابقه بوده است . بیشترین اعتراضات و تجمعات معلمان در دولت دوم آقای خاتمی شکل گرفت ، کانون های صنفی معلمان در استان ها به وجود آمد و نقش زیادی در برگزاری اعتراضات ایفا کرد ، پشت پرده شکل گیری این کانون ها برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی بودند که بعدها مناصب عالی را در این وزارتخانه به دست آوردند اما خود آنان اعتراضات را سرکوب و با مسئولان کانون های صنفی به شدت برخورد نمودند .

شدت برخوردها به گونه ای بود که در دوره هشت ساله حاکمیت اصول گرایان ، اعتراضی از سوی معلمان به وضعیت معیشتی خود صورت نگرفت . اما این روزها و در دوره حاکمیت دولت تدبیر و امید مجددا صدای اعتراض معلمان بلند شده و کانون هایی برای ساماندهی این اعتراضات شکل گرفته است . دقیقا مشخص نیست پشت پرده این اعتراض ها و تجمعات کدام گروه یا جریان است اما هوشیاری و دقت معلمان باعث خواهد شد که مطالبه به حق خواسته های آنان کمترین هزینه را برای دولت مردمی و خود معلمان داشته باشد .

 

پنجم : حل مشکلات مجموعه آموزش و پرورش در یک پروسه کوتاه مدت امکان پذیر نیست ، افزایش حقوق معلمان هم با وضعیت فعلی دولت و کاهش قیمت نفت دور از ذهن به نظر می آید . حساسیت ها و دخالت های شدید مجلس نیز باعث شده تا دست دولت در انتخاب مدیران قوی و توانمند برای این وزارتخانه بسته شده و به گزینش مدیرانی خنثی و کم خاصیت بسنده نماید . بنابراین حل معضلات این وزارتخانه عزمی بلند و اراده ای مصمم می طلبد که آن هم در عالی ترین سطوح اجرایی کشور باید اتخاذ گردد . به نظر می رسد ارتقاء جایگاه سازمانی آموزش و پرورش به یکی از حوزه های معاونت ریاست جمهوری به لحاظ حجم گسترده و تشکیلاتی این سازمان و خارج نمودن آن از اعمال سلیقه های عوامل بیرونی ، اولین گام برای کارآمد کردن این وزارتخانه است . آموزش و پرورش باید از مصرف کنندگی صرف که بخش عمده ای از بودجه جاری کشور را می بلعد به در آمده و به اقتصاد خود سر وسامانی بدهد امکانات فنی و پتانسیل های آموزشی و مهارتی این وزارتخانه می تواند برای معلمان و فرهنگیان درآمد زایی کند البته به شرطی که مدیرانی کارآمد و خوش فکر این مجموعه را مدیریت نمایند .



۳ دیدگاه

    مینا اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۴ - ۱۷:۴۷
    0
    0

    آخی چقدر تیتر این مطلب منقلبم کرد واقعا منو به کتاب اول دبستان برد یادش بخیر ممنون از آقای محمدی عزیز بااینکه چندین ساله که از پاوه رفتن اما هنوز این دیار اهورایی رو از یاد نبردند

    كورش اميني اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۴ - ۰۸:۱۱
    0
    0

    سلام و حورمه ت خزمه توو گردوو وانیاراو په لیانه و پاوه پرس ی
    سلامیوی تایبه تیچ خزمه توو کاکه ئه رده شیر موحه ممه دی
    به حه ق قسه کی کاکه ئه رده شیری یاگو سهره نجی و ورد وینیه نی. ئاواتم ئانه نه که به رپرس و راوبه ری ئیداره و فیرکاری به چه میوی راس وین بدیه په ی ئی جه ستاریه و ده رده دله کاو فیرکاره کا به گیان و دل بژنه وا و هه ول دا تا لاشا به را.
    دیسان ده س وه ش
    و
    رو فیرکاریچ پیروزت بو

    فرهنگی اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۴ - ۰۹:۰۳
    0
    0

    نظرات استادانه وعلمی جناب آقای محمدی قابل تامل می باشد وبه دلیل شناخت وتبحرشان در حیطه آموزش وپرورش ومسائل روز شنیدن وخواندن نظراتشان همیشه راهبردی وموثر می باشد.
    آقای محمدی دستمریزاد

نقد و بررسی

مهمترین اخبار