اسارت و تبعید مردم پاوه و نودشه توسط نادر شاه افشار

برگی از تاریخ اورامانات :

اسارت و تبعید مردم پاوه و نودشه توسط نادر شاه افشار

اسارت و تبعید  مردم  پاوه و نودشه  توسط نادر شاه افشار

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس، هادی محمودی ، محقق وپژوهشگر پاوه ای درمعیت یکی از اساتید هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی درحال تدوین کتابی در باره زندگی نادر شاه افشار یکی از سلاطین مقتدر ایران زمین هستند، در پروسه ی مطالعاتی خویش آنان به اسناد دست می یابند، که حکایت بر حضور نادرشاه افشار در اورامانات بلاخص شهرهای پاوه ونودشه دارد ، آن زمان بنابه دلایلی جمع کثیری از شهروندان این دیار را  به جهت خرفه ، صنعت وشهامت کوچ اجباری می دهد ،  محمودی قبل از نشر کتب مورد نظر به دلیل تعلقات خاطر تمایل خویش را از رسانه ای نمودن این تحقیق اعلام نمودند ضمن تمجید وتجلیل از این پژوهشگر توجه کاربران محترم را به گوشه ای از تاریخ اورامانات معطوف می نماید.

گوشه ای ناپیدا و سانسور شده از تاریخ اورامانات :
اگر نگاهی به کتب و منابع تاریخی و پژوهش های صورت گرفته در خصوص تاریخ اورامانات و پاوه بیاندازیم شاهد خواهیم بود در همه آنها از یک دوره زمانی مهم سخنی گفته نمیشود ؛ ازسال ۱۱۱۰ تا ۱۱۶۰ ه.ق ؛ انگار تعمدا وقایع این دوره از تاریخ اورامانات حذف گردیده است .

پروفسور ولادیمیر مینورسکی ؛( Vladimir Minorsky) خاورشناس و ایران‌شناس روس و استاد دانشگاه لندن :
“کردان کردستان جنوبی به ویژه اورامانات به مرکزیت پاوه تیرسازان و تیراندازان چابکی را در زمان قدیم داشته است و تا عهد قاجار چاقو و خنجر سازی و تیرو کمان سازی شغل آهنگران این منطقه بوده است. نادر شاه در ۱۱۵۱ قمری بعد از شکست “توپال پاشای عثمانی” و گرفتن بغداد هنگام عبور از اورمانات ؛ مردم دو منطقه پرجمعیت با نامهای فاوج و نودیجه را با خود به مازندران و گلستان امروزی آورد و در رکاب خود قرار داد که اکنون درشهر کردکوی و منطقه نودیجه استان گلستان ساکن اند .”

سِر هنری راولینسون ؛ (Sir Henry Rawlinson) دیپلمات و شرق‌شناس بریتانیایی :
” از شهر فاوج (پاوه) طایفه کیانی را چون تیراندازان ماهر و باروت سازان قابلی بودند برای تجهیز سپاه خود و دفع ترکمن ها به شهرهای مازندران و استرآباد حمله میکردند و همراه خود آورده و میرزا شفیع بیگ و احمد خان کیانی یا کیا رئیس را از ملازمان خود نموده و به کردکوی کوچ داد که با آمدن آنها دست ترکمن ها از این خطه قطع شد و ضربات سختی را طایفه ی کیانی به آنها وارد آوردند ؛ اکنون در پاوه مناطقی به نام طایفه ی کیانی هنوز بر سر زبان ها است مثلا محل دهکده کیانی ها و که یانی (hana wkayani) یا چشمه کیانی در غرب پاوه وجود دارد و چندین باغ و محل هم مثلا تهیل که یانی (taile kayani) درخت معروف طا در شرق پاوه که به نام کیانی است و نادرشاه سحراب کیانی و عنایت بسطامی که از آهنگران قابل پاوه بودند برای خنجر سازی و تهیه باروت برای زنبورک های سپاه خود به همراه خویش به کردکوی آورد و حتی محمد بیگی نودیجه ای (نودشه ای ) و شاباز ساوری (دزاوری) را که نقش کش جنگی با صد در صد پیروزی بودند همراه سپاه خویش به محل فعلی کردکوی آورده و اکنون نام نودیجه (نودشه ) و ساور (دزاور) در شمال غربی پاوه که دو محل معروفند بر زبان مردم جاری است و زنبوک های نادرشاه که توپ های آتش زا بودند توسط دلاوران کیانی و عقیلی راه اندازی میشد و پیروزی سپاه نادر در گشودن قلعه ها به کمک همین توپ های قلعه کوب بود”

 

این دو نویسنده و تاریخ نگار مشهور این اظهار نظرها را بر اساس اسناد تاریخی به جا مانده از مورخان و کاتبان دوره افشاریه ارایه دادند که مهمترین این اسناد به شرح زیر است :

• تاریخ جهانگشاى نادرى میرزامهدى‌خان استرآبادى
• زبدهالتواریخ محمد‌محسن مستوفى
• دارالانشاء نادرى میرزا محمد مهدى‌بن محمدنصیر استرآبادى
• عالم‌آراى نادرى محمد‌کاظم وزیر مروزى

اما شرح واقعه :
درسال ۱۱۵۱ (هجری قمری) نادر شاه افشار پس از غلبه بر سردار مشهور عثمانی توپال عثمان پاشا و فتح بغداد به هنگام عبور از اورامانات تمامی مردم دو منطقه پرجمعیت را یکی فاوج (همان پاوه) و دیگری نودیجه (همان نودشه) نام داشت که مردان دلیر و جنگجویی بودند و در عین حال هم تیر اندازان ماهر و هم باروت سازان قابلی بودند به سمت استرآباد (نام قدیم گرگان در استان گلستان) کوچ داد که هم عاملین تجهیز سپاه او باشند و هم سدی عظیم در برابر ترکمن ها، که هرازگاه به استرآباد و اطرافش شبیخون می زدند و غارت و… می کردند.

نادرشاه مسئولیت آنها را برعهده دو شخص واگذار کرد ؛ مردم فاوج را برعهده شخصی به نام “میرزا شفیع بیک پاوه ای” و مردم نودیجه را برعهده شخصی به نام “محمد بیگ نودیجه ای” که با انسجام واتحاد این دو طایفه ، ترکمن ها میخکوب شدند.

پس از سرکوب ترکمن ها توسط مردم فاوج (پاوه) و نودیجه (نودشه) نادر شاه اجازه برگشت به آنها را نداد (البته به احتمال بسیار زیاد خود بزرگان مردم پاوه و نودشه نیز خود تمایلی به برگشت نداشتند ؛ چون زمینهایی که در کردکوی و نودیجه به پاس خدماتشان در اختیار آنها گذاشته شده بود بسیار حاصلخیز تر و مرغوب تر بودند) و آنها را در دو منطقه اسکان داد :

• مردم فاوج (همان پاوه) را در منطقه ای از گلستان که بعدها به مناسبت کرد بودن آنها کردکوی نام گرفت .

• مردم نودیجه (نودشه) را در منطقه ای اطراف کرد کوی که امروزه این منطقه ” نودیجه” نام دارد .

 

بی تردید قبل از ورود این مردم به کردکوی و نودیجه خاندان ها و طوایف چندی در آن منطقه زندگی می کردند که با نسل این دو طایفه در هم آمیختند ؛ به هر حال تغییر زبان و فرهنگ اقوام مختلف که جایگزین اقوام و طوایف قبلی می شوند بیانگر این حقیقت است که قبلاً مردمی با فرهنگ و زبان ساکنان کنونی در این گونه مناطق می زیستند که زبان و فرهنگ اقوام جدید با آنان در آمیخت.

با دقت در گویش ها و لهجه ی محلی کنونی متوجه می شویم که رگه هائی از گویش ها و لهجه های کردی هورامی ، با زبان اصلی بومیان منطقه در آمیخته است. مثلاً کلمه «اسه» در زبان مردم کردکوی به معنای « حالا واکنون » ریشه در زبان هورامی دارد و « چیشی » و به معنی «چه چیز» ریشه در زبان هورامی دارد.

درمیان مردم فاوج (همان پاوه) و مردم نودیجه (همان نودشه) یاد شده به اسامی چند تن بر می خوریم که از مهارت بالایی در فنون نظامی برخوردار بودند. سهراب کیانی و عنایت بسطامی در آهنگری و ساختن ادوات جمگی و تهیه باروت برای زنبورک های سپاه نادرشاه و محمد بیک نودشه ای و شاه باز دزاوری در طرح نقشه های جنگی از این افراد هستند. نام روستای «نودیجه» از حومه شهرستان گرگان از نام «نودشه» یا خاندان بزرگ ساوری کردکوی بازماندگان «شاباز دزآوری» میباشند امروزه دو محل در شمال غربی پاوه به اسامی نودشه یا «نودیجه» و«دزاور» یا «ساور» معروف می باشد.

موقعیت جغرافیایی پاوه و نودشه :

موقعیت جغرافیایی کردکوی و نودیجه :

مسیر تبعید مردم پاوه به کردکوی :

مسیر تبعید مردم نودشه به منطقه نودیجه :

در اسناد ذکر شده از یک طایفه پاوه ای زیاد نام برده میشود ؛ طایفه ای به نام “طایفه کیانی”
این طایفه دارای مردان بسیار دلیر و تنومندی بوده که مهارت بسیاری در تیراندازی و سوارکاری و فنون جنگی داشته اند ؛ براساس مکتوبات به جامانده از دوره افشاریه این طایفه پاوه ای در محلی به نام نوریاب (سکونت گاه بزرگان طایفه کیانی) ؛ میرآباد و دیله ؛ که ملک آنها بوده است زندگی میکرده اند .

بعد از تبعید این طایفه به کردکوی “ایل جاف ولدبیگی” مناطق تحت سکونت آنها را به تصرف خود درآورده اند که این ایل ولدبیگی امروزه عمدتا در نوریاب ساکن میباشند (نوریاب نام دستگاهی بافنده بود که پارچه بافان کیانی در قدیم از گیاه کنف توسط این دستگاه عالی ترین پارچه کتانی ار به نام هلاوه می بافتند و نام این دستگاه بعدا برای این دهکده هم انتخاب شد) .

نکته قابل ذکر اینکه طایفه کیانی در سال ۱۱۵۴ به کردکوی انتقال یافتند و ویک طایفه دیگر پاوه ای به نام طایفه عقیلی در همان سال برای سرکوب افغانها که بعد از شکست صوفیه در اصفهان حضور داشتند به این شهر فرستاده شدند و سال بعد پس از پاکسازی آن منطقه از وجود افغانها به کردکوی منتقل شدند. امروزه بعضی از طایفه عقیلی کردکوی خود را از مهاجرین اصفهان می دانند به همین علت است و بعید نیست که در هنگام انتقال عقیلی ها از اصفهان به کردکوی تعدادی از این طایفه پاوه ای در اصفهان باقی مانده باشند که هنوز درآن منطقه از اصفهان به سادات عقیلی معروفند . (امروز طایفه ای بزرگ در اصفهان هستند که به سادات عقیلی مشهورند )

نادرشاه افشار پس از پاکسازی اصفهان از افغان ها به کمک ” طایفه کیانی “ عده ای از طایفه کیانی را جهت برقراری امنیت در شهر اصفهان اسکان داد و سپس عزم فتح کشور ثروتمند و بزرگ هندوستان در جنگ کرنال را کرد که در این راه عده ای از طایفه کیانی را که مهارت فراوانی در تهیه باروت و زنبوک های سپاه نادرشاه که توپ های آتش زا بودند را داشت با خود همراه کرد از جمله افرادی که از طایفه کیانی در این جنگ حضور داشته اند و خدمات فراوانی برای نادر شاه انجام دادند و از آنها اسم برده میشود “سحراب کیانی” و “عنایت بسطامی” است .

جنگ کرنال (۵ اسفند ۱۱۱۷، ۱۵ ذی‌القعده ۱۱۵۱، ۲۴ فوریه ۱۷۳۹) نام نبردی است که طی آن نادرشاه افشار هندوستان را فتح کرد و پیروزی سپاه نادر در گشودن قلعه ها به کمک همین توپ های قلعه کوب بود که توسط باروت سازان قابل ” طایفه کیانی “ تهیه میشد و دلیل وقوع این جنگ، فرار افغان‌های یاغی به هندوستان، و عدم تسلیم ایشان توسط محمدشاه، پادشاه هند بوده‌است.

«کیانی ها» که یک طایفه بزرگ از پاوه ای های تبعید شده بودند و در کردکوی اسکان داده شدند که در پائین محله کردکوی در حوالی وحواشی مصلای نماز جمعه امروزی ومحله ای به نام چنارلته و بعضاً در کیامحله سکونت داشته اند و عمده ترین آنان از نسل دو برادر به اسامی محمدصادق سلطان و حاج میرزا احمد که هر دو از فرزندان حاج میرزا محمد بوده اند که طی دو سه قرن گذشته بسیاری از آنان به علت تعلقات ملکی و وابستگی های حکومتی و نظامی و سیاسی به گرگان یا روستاهائی نظیر زراع محله واسلام آباد و مهترکلاته وکفشگیری مهاجرت کرده اند و امروزه با شناسنامه هائی با عناوین کیاء ؛ کیائی ؛ کیانی ؛ کیاپور ؛ کیایی ؛ شاهدهی ؛ کیائی ؛ رضا قلی شناخته می شوند که در سراسر استان مازندران و گلستان و گیلان دارای سمت های مهم سیاسی و نظامی هستند .

نادرشاه علاوه بر دو طایفه یاد شده که نقش مؤثری در فرو نشاندن فتنه و شرارت ترکمن ها داشتند، طوایف دیگری از مردم اورامانات را نیز به همراه آورد.

همانگونه که ممکن است روستای «سرکلاته» کردکوی به محل سکونت اولیه کردهای روستای «سرکلاته» مریوان باشد . همچنین تعدادی از کردهای ارمنی از ایروان ، مرکز جمهوری ارمنستان امروزی نیز به محلی که امروز «لیوان» نامیده می شود کوچانده شدند و تعدادی از این طایفه به محله ای به نام «لیقوان» تبریز که پنیرش معروف است کوچیده اند.

نمایی از شهر کردکوی :

لباسهای محلی زنان نودیجه :

اما چه تعداد از مردم پاوه به کردکوی و چه تعداد از مردم نودشه به منطقه نودیجه تبعید شدند ؟
در اسناد به جا مانده از دوره افشاریه ذکری از تعداد تبعید شدگان نشده است بنابراین باید به قرائین مشابه رجوع کرد .

به عنوان مثال در اسناد به جامانده از دوره صفویه آمده است که شاه عباس صفوی جهت جلوگیری از حمله ازبکان چهل هزار خانوار را از کردستان به شیروان در شمال خراسان تبعید نمود که در آن زمان حداقل فرزندان در خانوارهای کرد بین ۵ الی ۱۰ فرزند بوده است .

از آنجایی که نادر شاه افشار مردم آن زمان پاوه و نودشه را برای دفع حمله ترکمان ها به کردکوی و نودیجه آورد؛ مسلما تعداد این خانوارها کمتر از سی الی چهل هزار خانوار نبوده است ؛ که حتی اگر حتی نصف آن را در نظر بگیریم یعنی حدود بیست هزار خانوار جمعیت مردم پاوه و نودشه که به گلستان تبعید شده اند حداقل چیزی حدود صد هزار تا دویست هزار نفر بوده است !!!

از این قرائین پیداست حدود سیصد سال پیش جمعیت زیادی در پاوه و نودشه زندگی میکرده اند و مسلما آن زمان پاوه و نودشه شهر بوده اند نه روستا و آنهم شهرهایی بزرگ !!! (چون در این اسناد حرف از آهنگران و صنعتگران پاوه است)

نکته قابل ذکر دیگر این است که پاوه سیصد سال قبل بسیار وسیعتر از پاوه امروزی بوده است و به احتمال بسیار زیاد مرکز پاوه آن زمان منطقه نوریاب کنونی بوده است و در آن زمان شغل عمده مردم پاوه نه کشاورزی و نه دامداداری بوده است ؛ بلکه صنعت هایی نظیر پارچه بافی و ساخت ادوات فلزی و … بوده است .

موقعیت کنونی پاوه و نوریاب :

بنده براساس مطالعاتی که دراسناد به جا مانده از دوره افشاریه در خصوص این موضوع داشته ام ؛ اعتقاد دارم این اسارت و تبعید مردم فاوج (همان پاوه) و نودیجه (همان نودشه) که حدود سیصد سال قبل رخ داد به تبعید تمامی مردم فاوج (همان پاوه) و نودیجه (همان نودشه) منجر گردید ؛ به حدی که این دو منطقه خالی از سکنه شدند و بعدها عشایر و ایلهای هورام و جاف (مثلا ایل جاف ولدبیگی ) که در حال ییلاق و قشلاق در اورامانات بودند با مشاهده خالی از سکنه شدن این دومنطقه خوش آب و هوا و حاصلخیز در این دو منطقه سکونت یافتند و پاوه امروزی و نودشه امروزی را تشکیل دادند که قدمت این دو شهر جدید بیشتر از سیصد سال نمیرسد .

اما پاوه ای هایی که اجداد آنها از زمانهای باستان در فاوج (همان پاوه) ساکن بوده اند ؛ همین نوادگان فاوجی های تبعید شده به منطقه کردکوی استان گلستان و نودشه ای هایی که اجداد آنها از زمانهای باستان در نودیجه (همان نودشه) ساکن بوده اند نوادگان همین مردم ساکن در آبادی های منطقه نودیجه در استان گلستان میباشند .

منابع مورد استفاده جهت پژوهش :

منابع دست اول :
۱) تاریخ جهانگشاى نادرى میرزامهدى‌خان استرآبادى
۲) زبدهالتواریخ محمد‌محسن مستوفى
۳) دارالانشاء نادرى میرزا محمد مهدى‌بن محمدنصیر استرآبادى
۴) عالم‌آراى نادرى محمد‌کاظم وزیر مروزى

منابع دست دوم :
۱) کتاب کردان مهاجر به مازندران و استر آباد و خراسان؛ نوشته ی مینورسکی نویسنده روس؛ ترجمه :ژیلا شهابی در سال ۱۳۴۰
۲) کتاب عشایر رکاب نادر شاه؛ نوشته راولینسون انگلیسی ؛ ترجمه : سامان جهان سوز در سال ۱۳۳۸
۳) کتاب کردنامه نوشته ایلزئوس آلمانی ؛ ترجمه: دکتر احمد آرام سال ۱۳۳۶
۴) روزنامه تبارشناسی مردم کردکوی ؛ نوشته جعفر قلی کیانی

وبگاه های مورد استفاده :
http://golestane.net
http://mc-kordkuy.blogfa.com
http://nodigeh.blogfa.com
http://kardmaleh.blogfa.com
http://afarzin.blogfa.com

هادی محمودی ؛ کارشناسی ارشد تاریخ ؛ دانشگاه خوارزمی
( http://wjg.blogfa.com )
۱۴/۰۴/۱۳۹۶



۲۸ دیدگاه

    شهروندی تیر ۲۵, ۱۳۹۶ - ۰۸:۵۳
    1
    0

    با سلام و احترام
    لطفا درباره کردهای سیوند در استان فارس هم تحقیق بفرمایید چرا که آنها هم مثل ما به زبان هورامی صحبت میکنند. من از نزدیک شاهد صحبت کردن آنها به زبان هورامی بوده ام.
    موفق باشید

    ناشناس تیر ۱۷, ۱۳۹۶ - ۲۰:۳۳
    2
    0

    سلام به خدمت همه دوستان گرامی.اینجانب عدنان معاذی در سایت سلام پاوه به اقای محمودی یاداوری کرده ام که این مطالب دوراز واقعیت هستند. چون باتوجه به اینکه مدت بیش از ده سال است که باهمراهی بعضی از دوستان مشغول جمع اوری اسناد پاوه بوده وهستیم .بیش از نصفی از تمامی اسناد وکتابهای دست نوشته وقرانهای خطی وقبالجات پاوه را اسکن وبایگانی کرده ایم .به این چنین اتفاقاتی که در پاوه ونودشه در زمان نادر شاه افشارویا شاهان دیگر افتاده باشد. به ان کوچکترین اشاره ای نشده.در گذشته در لابه لای اسناد ویا در حاشیه کتابهای فقهی وقران بعضی از عالمان اتفاقها ومواردمهم را ثبت کرده اند ‌.بااین وصف نباید حتی یک مورد که گویای این امر باشد وجود داشته باشد.تازه اینچنین اتفاق مهمی که دومنطقه نودشه وپاوه توسط نادر شاه تبعید ویا برای ساخت توپ وزنبورک وباروت به شمال ویا نواحی دیکر ایرا ن برده ویت کوچانده شده باشند بازهم بعید است اقامحمودی اگرهم دراین باره اسنادی موجود نباشد باید از گذشته گان برای ما سینه به سینه نقل می شد جنابعالی اشار به کتاب مینورسکی مستشرق کرده اید ایا مینورسکی به پاوه امده نخیر.ولی مینورسکی درسفرنامه ابودلف نوشته من در سال ۱۹۱۴مهمان جعفر سلطان بودم واز ان لانه عقاب بازدید کردم اشاره ای به پاوه نکرده یعنی مینورسکی ۱۰۳سال پیش در نوار مرزی اورامان بوده است واگر هم مطالبی را در مورد زمان نادر شاه وتبعید مردم پاوه ونودشه به قسمت شمال ایران نوشته حتما اشتباه ودچار لغزش شده چون مینورسکی تحقیق کرده وخود او تا زمان نادرشاه تقریبا۱۵۰سال فاصله داشته پس طبیعی است که مرتکب اشتباه شده باشد.گذشته ازین الماس خان کندوله ای که خود ش اورامی زبان ویکی از سرداران نادر شاه افشار است با اشعار حماسی وزیبایش که در بیشترین جنگها شرکت داشته تابلویی از ان رخدادها را برای به نمایش می گذارد

    هادی محمودی تیر ۱۷, ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۹
    0
    2

    کلام آخر :

    سلام و احترام خدمت همه بزرگوران

    با توجه به اینکه در سه روز اخیر تماس های فراوانی از طرف مردم پاوه و علی الخصوص نوریاب با بنده گرفته شده و اینکه مسائل خاص و درخور توجهی رو مطرح نموده اند ؛ در پاسخ به همه بزرگواران ناگذیرم سه نکته را خدمت همه ارجمندان عرض کنم تا دیگر مسئله خاصی باقی نماند و سوء تفاهمات نیز برطرف گردد :

    نکته اول )
    اکثر کسانی که از پاوه با بنده تماس گرفته اند به بنده فرموده اند که اسناد چند هزار ساله ای از تاریخ پاوه نزد ۴ نفر از اشخاص محترم پاوه با نامهای :

    “اردشیر کشاورز” ؛ “ارام مستوفی” ؛ “حیدر معاذی” و “عدنان معاذی” و “مومن یزدانبخش”

    است و از بنده خواسته اند که این اسناد را از این ۵ بزرگوار بگیرم و بیس و پایه پژوهش خود قرار دهم .

    خدمت همه عزیزان باید عرض کنم ؛ صرف بودن سند هیچ چیزی ثابت نمیشود ، باید صحت وسقم اسناد ثابت گردد ؛ به این معنا که باید مشخص شود اسناد مربوط واقعی بوده یا جعلی و اساسا مربوط به چه دوره ای از زمان است که این در مراکز تخصص در تهران بر اساس آزمایشاتی خاص با نام “آزمایش نیمه عمر کربن ۱۴ ” بر روی مدارک و اسناد ثابت میشود و تا زمانی که این آزمایشات بر روی اسناد انجام نگردد تمامی مدارک و اسناد ارزشی بیشتر از یک کاغذ سفید را در پژوهش های تاریخی ندارد .

    پس بزرگواران باید خدمت همگی عرض کنم بنده حاضر نیستم وقتم را روی اسنادی بگذارم که هیچ سندیتی ندارد و ارزش کارم را با ترجیح دادن این اسناد به اسناد آزمایش شده و معتبری نظیر مدارک بیس “تاریخ جهانگشای نادری” ؛ پایین بیاورم .

    هر زمانی که این پنج شخص بزرگوار اسناد را به تهران آوردند و در مراکز مورد اشاره آزمایشات مورد اشاره روی آنها انجام شد و سندیت آنها اثبات گردید ؛ بنده با کمال میل اسناد را از آنها میگیرم و مورد مطالعه قرار میدهم .

    نکته دوم )
    نمیدانم بگویم متاسفانه یا خوشبختانه که تاریخ تفاوتی که با سایر علوم دارد در این است که هواخواه زیاد دارد و از پیر تا جوان گرفته و از با سواد گرفته تا حتی بیسواد دنبال آنند .

    اما در این میان اشتباهی که رخ میدهد این است که فراموش میشود هر کتاب تاریخی سندیت ندارد و هرسندی غیر قابل اتکا و اهل فن باید درباره آن نظر بدهند .

    در علوم دیگر مثلا در فیزیک اگر شخص پیدا شود که فیزیک نخوانده باشد و بگوید که کل “نظریه نسبیت انیشتین” غلط و کذب است بدون شک در محافل آکادمیک مورد استهزاء و تمسخر قرار میگیرد .
    در حسابداری اگر شخصی که حسابداری نخوانده باشد و بیاد بگوید “اصول حسابداری دوبل لوکا پاچیولی” غلط و کذب است باز هم بدون شک مورد مضحکه قرار میگیرد .

    برخی اشخاص کل مقاله بنده را که براساس مطالعات “پروفسور ولادیمیر مینورسکی ؛( Vladimir Minorsky) ” که پژوهشهای او در زمینه تاریخ کردها و لرها مشهور است است و ” سِر هنری راولینسون ؛ (Sir Henry Rawlinson)” را نادرست دانستد و به شدت هم جبهه گیری کردند .

    بنده رد کردن تحقیقات این دو استوانه تاریخ جهان را کاملا محکوم میکنم و این اشخاص را توصیه به احتیاط بیشتری در ارائه نظر میکنم چون مسلما هستند کسانی که اهل تحقیق علمی هستند و این نوع ارائه نظر سبب دیدی منفی نسبت به نظر دهنده میگردد .

    البته که این نوع ارائه نظر به یکی از این دو دلیل است :
    ۱-کم اطلاعی و دانش ناچیز نظر دهنده از تاریخ و روش های پژوهش
    ۲-تلاش برای خود نمایی و مطرح کردن خود در فضای خبری و رسانه ای

    نکته سوم )
    در نتیجه همه تماس های تلفنی و پیامکی و … بنده لازم میدانم مطلبی تکمیلی را مقاله اضافه کنم .

    طایفه مشهور کیانی ذکر شده در مقاله طایفه ای بزرگ در کردکوی هستند ؛ حدود ۱۰۰ سال پیش تعداد خیلی قلیلی از این طایفه تصمیم به بازگشت از کردکوی گرفتند اما پس از مدتی به آنها اجازه سکونت در پاوه داده نشد و “توسط رضا شاه پهلوی” ناچار دوباره به در قربه و سرش آوا تبعید گشتند .

    در آن زمان که مرحوم “شیخ قادر قادری” میان دولت وقت و طایفه کیانی واسطه شد و تعداد بسیار کمی از این عده قلیل از قربه و سرش آوا برگشتند به نوریاب و از آن زمان در نوریاب برای همیشه ماندگار شدند.

    که این طایفه کیانی امروز در نویاب ساکن میباشند وشجره ای به این شرح را دارند :

    عثمان کیانی ؛ فرزند توفیق کیانی ؛ فرزند کریم کیانی ؛ فرزند کیان کیانی ؛ فرزند قربان کیانی ؛ فرزند لشکر کیانی .

    در این رابطه آقای فواد کیانی فرزند عثمان کیانی از نوریاب با بنده تماس گرفتند و بنده نیز با کسب اجازه از ایشان پیغامشان را منتشر میکنم :

    عین پیام ایشون :

    H M, [08.07.17 18:52]
    “سلام جناب محمودی باعرض ادب.
    غرض از مزاحمت عرض ادبی بود و در رابطه با موضوع تبعید زمان نادر شاه در مورد طایفه کیانی میباشد.
    درمورد طایفه کیانی هرچه نوشته شده است درسته و نشانه هایی که در ان ذکر شده .
    اسم یه درخت تاوله و یه باغ چشمه کیانی آوردی که درخت تاوله حی و حاضر هم همین حالا در بیمیر به اسم تاوله کریم کیانی معروف میباشد. در مورد باغ (چشمه کیانی)هم حی و حاضر در تصرف پدر اینجانب به اسم( آب خوره که همان چشمه کیانی هستش) میباشد که قدمت این باغ هم بر میگردد به یک دو قرن پیش”

    و در پایان تقاضا دارم دیگر به این بحث اینجا ادامه ندهیدتا وقت مسئولین محترم سایت را نگیریم و هر سوالی دارید تشریف بیاورید به این آدرس :
    wjg.blogfa.com

    .

      سيد احسن احمدي تیر ۱۸, ۱۳۹۶ - ۰۲:۱۱
      1
      0

      آقای محمودی عزیز شما ابتدای کلامتان فرمودید اسنادی را قبول دارید که بر اساس آزمایش نیمه عمر کربن ۱۴ صحت آنها مشخص شده باشد اما در پایان به یک پیام استناد میکنید
      به نظر میرسد که شما سعی دارید نظر خود را تحمیل کنید چون تاجائی که بنده مطالعه کردم تاریخ نویسانی هم که جنابعالی بعنوان اسطوره های تاریخ نویسی از آنها یاد کردید کمتر مداقعی با قاطعیت یک مطلب تاریخی را تایید میکنند و خیلی احتیاط میکنند اما شما قاطعانه بر این مطلب اصرار دارید به نظر میرسد در سالهای آینده به این نتیجه برسید که هیچگاه با قاطعیت هیچ مطلب تاریخی را تایید یا رد نکنید

    سپهبد پاو تیر ۱۷, ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۶
    0
    1

    باتشکر از اقای محمودی دانشجوی عزیز .ضروری دانستم نکاتی را جهت یاداوری خدمت ایشان وبقیه دوستان عزیز متذکر شوم.
    پروفسور مینورسکی از اندیشمندان روسی وشرق شناسی اگاه وخبره بوده که چندین خیابان وکالج ودانشگاه ومراکز علمی وحتی نقطه ایی در کره ماه در شوروی سابق به پاس قدر دانی از زحمات ایشان بنام وی نامگذاری گردیده است.
    مینورسکی در تمام مکتوبات خویش از گورانها(هورامی) همواره به نیکی وبزرگی یاد کرده است وگوران ها را مردمانی یکجانشین ومتمدن ودوستدار فلسفه واگاه به مسایل علمی معرفی کرده است.مثلا در یکی از نوشته های ایشان اینگونه امده:گوران ها(هورامیها)
    مردمانی عاشق به ایین باستانی وتفکرات عمیق فلسفی وعلمی هستند وواین خردگرایی را از بزرگانشان به ارث برده اند.مدل باغداری ایشان زیبا والگوی طراحی اینگونه باغ ها حقیقتا منحصربفرد وجالب است والخ……..

    همانگونه که اقای محمودی اشاره کرده اند در ۲۵۰سال پیش مردمی از طایفه “کیانی”که اگاه به سازه های فلزی واهنگری بوده اند به شمال ایران رفته اند نه کل مردم منطقه وپاوه.از فامیلی مردم ان منطقه(کردکوی)هم این موضوع کاملا ثابت شده است.در کردکوی فامیلی این طایفه”کیانی”ذکرشده است .
    در نوشته های پروفسور مینورسکی وسایر منابع دست اول ودوم نیز فقط از مردمانی با نام “کیانی”که در منطقه “دیلی”و”نوریاو”
    فعلی پیشه اهنگری وساخت سازه های فلزی داشته اند سخن به میان امده نه کل مردم پاوه.(نه باغداران ودامداران وپارچه بافان ومعماران و…..)
    در بکارگیری حرفه این طایفه بزرگ در سپاه نادر هیچگونه شکی نیست واین از افتخارات مردم هورامان وبخصوص پاوه است که ان زمان مردمی چنین دانا وصنعتکار داشته است واین پیشه قطع به یقین نه قدمتی چند ساله ،که قدمتی هزاران ساله داشته است.به یقین چنین صنعتی در ان زمان نشان دهنده تمدن مردم پاوه بوده است.
    انگونه که در منابع وروایات وحتی در قران کریم امده،
    پیشه وصنعت استراتژیک “سازه واهنگری ومسگری”به دوران سلیمان نبی وتوسط اجنه وسپاه شیاطین ملک ایشان به انسان اموزش داده شد(ساخت سازه های سنگین وبزرگ اهنی وفلزی کاربردی).
    چگونگی انتقال این صنعت ویا حضور مردمانی از گوران وهورامی در ملک سلیمان را به دوستداران مباحث تاریخی وکسانی همچون اقای محمودی می سپارم.

    در زمانی که جمعیت پاوه ونودشه انگونه که اقای محمودی اشاره کرده اند انقدر بوده، بایدبه خود بالید که در جایی زندگی میکنیم که یکجانشینی ومدنیت از شاخص های ان بوده.زمانی که شهر نودشه ان جمعیت را دارا بوده شهرهای اطراف هورامان اصلا وجود خارجی نداشته اند.در زمانی که شهر سلیمانیه عراق تازه داشت بدست سلیمان پاشا تاسیس وبنیانگذاری میشد وپا میگرفت، که شهر پاوه مراحلی طولانی از مدنیت را سپری کرده وجمعیتی همطراز شهر مریوان فعلی را دارا بوده است.
    وجود دهها شجره نامه ۴۰۰ ۵۰۰ وبعضا ۱۰۰۰ساله در شهر پاوه موید پیوستگی قومی ونسبی واز همه مهمتر سواد واندیشه در این دیار بوده است.مردم پاوه هنوز به زیارت امامزاده محمود اصفهانی در سرده میروند واز این امامزاده پانصد ساله از خداوند شفا میطلبند.مردم پاوه هنوز در مسجد عبدالله بن عمر نماز میخوانند که نسل در نسل به ابادانی ان همت گزارده اند.
    مردم پاوه هنوز ان شعر میرزا عبدالقادر پاوه یی را از برند که حمله عثمانی به منطقه در چند قرن پیش را با زبانی اهنگین بیان میکند.
    درختان مثمرثمر۴۰۰/۵۰۰وبعضا هزاران ساله در باغ های پاوه نیازی به هیچ کربن ۱۴ ندارد وگویای یکجانشینی هزاران ساله مردم هورامان وشهر پاوه است.این درختان با ابیاری نکردن کوتاه مدت ،خشک میشوند و برای همیشه از بین میروند، پس همواره در طول تاریخ ،مردم پاوه بوده اند وباغداری ایشان زبانزد خاص وعام .

    مردم پاوه هنوز ارامگاه تک تک پیرهای را میشناسند که بازمانده ای از دوران میترایی وایین زردشتی در منطقه بوده اند.
    ساخوردگان پاوه هنوز جنگ مهم قلادزی وخندق پاوه را برای نسل جدید بیان میکنند که انان نیز از بزرگانشان شنیده اند.
    هرچند نادر شاه فقط طایفه صنعت پیشه”کیانی”را با خود به شمال ایران برد ،اما جای خالی این طایفه بزرگ در پاوه احساس میشود وامیدوارم در اینده مقدمات همایش وکنگره بزرگ هورامان شناسی با محوریت پاوه وطایفه “کیانی”وبا دعوت وحضور از این طایفه بزرگ در پاوه فراهم شود وپیوندی تاریخی همیشگی بین هورامان(پاوه) وشمال ایران عزیزمان شکل گیرد. وبتوان زبان هورامی را نیز در کناره های دریای مازندران گسترش داد.
    هرچند اصل این مقاله، چند سال پیش در سایت پاوه وسایت هانه برچم اقای همایون محمدنژاد نوشته شده بود اما قدردان قلم زیبای اقای محمودی هستیم وامیدوارم ایشان در تحقیقات ونوشته های بعدیشان به تاریخچه شهرها ونقاط مسکونی گوران بزرگ،
    از جمله همدان_سنندج_مریوان وتاریخچه شکل گیری انها بپردازند.مثلا ان گونه که در منابع وکتب تاریخی امده مردم شهرهای سنندج وهمدان ومناطقی وسیع از قزوین تا ۱۵۰سال پیش به زبان گوران(هورامی)تکلم کرده اند که قطعا به رشته تحریر دراوردن این مبحث برای همگان خالی از لطف نیست.

    .

      سيد احسن احمدي تیر ۱۷, ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۷
      0
      0

      سلام و عرض ادب
      همانگونه که جنابعالی با ذکر دلایل و شواهد تاریخی بیان فرمودیدبه نظر میرسد کوچ و یا انتقال مردم پاوه محدود به عده ای خاص و یا طایفه ای خاص باشد و خالی شدن پاوه از سکنه منطقی و عقلانی از یک طرف و با شواهد ذکر شده شما از طرف دیگر سازگار نیست.بعنوان مثال در شجره نامه موجود سادات سرده که ما داریم و به سید محمود اصفهانی و قبلتر از ان بر میگردد از سید محمود اصفهانی به بعد همه یاکن پاوه بوده اند و این تاریخ به بیش از پانصد سال قبل بر میگردد و طبق شواهد و اسناد عمدتا صنعتگر و نجاران قابلی بوده اند به گونه ای که هنوز مسن تر ها از سادات سرده بعنوان درودگران قابل یاد میکنند و حتی برخی از این سادات فامیلی درودگر دارند.و جالبتر اینکه چند سال قبل در یکی از کتابخانه های قدیمی افغانستان کتابی از سید محمود اصفهانی در زمینه تصوف توسط یکی از اساتید دانشگاه مشهد دیده شده و ترجمه شده است که در ابتدای کتاب بصورت بسیار کوتاه و در حد نیم صفحه سید محمود اصفهانی به توصیف شهر پاوه و مردمانش پرداخته است و ترجمه این کتاب هنوز به چاپ نرسیده است و تنها یک نسخه کپی شده از ترجمه توسط یکی از فامیلهای ما که با این استاد ارتباط داشته است تهیه شده است و بنده ان را مطالعه کرده ام و توصیفات نویسنده را که مطالعه کردم برام بسیار جالب بود که گویا این شخص در قید حیاط است و دارد در مورد مردم فعلی سخن میگوید.
      پس ضمن تشکر از جنابعالی بخاطر مطالب ارزنده تان و همچنین تشکر مجدد از اقای محمودی به نظر لازم است در این خصوص تحقیقات بیشتری صورت گیرد و نتیجه تحقیقات به صورت یک کتاب تاریخی به چاپ برسد و تا قبل از تکمیل و تهیه یک منبع مستند از هرگونه گمانه زنی و تعصبات گمراه کننده بپرهیزیم
      با سپاس

    ندا صافی پور تیر ۱۶, ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۵
    1
    1

    سلام جناب محمودی
    بسیار خرسندم از موفقیت شما
    اطلاعات تاریخی جالبی بود .بهره بردیم 👏موفق و پیروز بمانید

      هادی محمودی تیر ۱۶, ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۸
      0
      1

      سلام خانم صافی پور گرامی

      تشکر از توجه و لطف شما بزرگوار

      بدون شک تک تک جوانان این شهر که به مراکز علمی راه یافته اند مدیون زحمات شما هستند که سالهای سال برای جوانان این شهر زحمت کشید ه اید .

      باز هم از شما سپاسگذارم و خوشحالم که مقاله ام برای شما مفید بوده است .
      .

    کریمی تیر ۱۵, ۱۳۹۶ - ۲۰:۵۸
    0
    0

    درود بر نویسنده عزیز
    ب ای اثبات این مدعی که ۳۰۰ سال پیش نودشه شهر بزرگی بوده این است که در حنله عثمانیها که به سال دگا سوتان یا سال ده سوخته مسهر است که عثمانیها سهر و دهات را آتش میزدند به علت اینکه نودشه صنعتکار زیاد داشته عده ای با آنها همراه سده و بذایشان اسلحه ساخته و نلاهای شهر هم به استقبال رفته و از آتش سوزی شهر جلوگیری کرده اند
    نودشه زمان رضا شاه از طرف کردستان فرمانداری بوده و شخصی به نام سلطان خدایاری رشتی فرماندار بوده در نودشه آنزمان

      هادی محمودی تیر ۱۶, ۱۳۹۶ - ۰۱:۱۳
      0
      0

      سلام جناب کریمی بزرگوار .

      تشکر از اطلاعاتی که در اختیار گذاشتید .

      اگر لطف کنید منبعتان را هم بفرمایید ممنون میشوم تا در جهت تدوین مستند تر آن به منبع رجوع شود .

    همراه تیر ۱۵, ۱۳۹۶ - ۲۰:۴۵
    0
    0

    فاوج نام معرب پاوه بوده ودرمنابع تاریخی از ان استفاده شده نه اینکه نام دیگر پاوه بوده باشدمانندگرگان ،جرجان و…

      هادی محمودی تیر ۱۶, ۱۳۹۶ - ۰۱:۱۴
      0
      0

      تشکر دوست عزیز از نکته ای که فرمودید .

      در کتاب های ذکر شده از برای پاوه از فاوج استفاده شده است.

    هورام تیر ۱۵, ۱۳۹۶ - ۱۹:۵۰
    2
    0

    تاریخچه مهاجرت کردهای اورامانات به مازندران و استر آباد
    کرد های گرگان

    کردان کردستان جنوبی به ویژه اورامانات به مرکزیت پاوه تیرسازان و تیراندازان چابکی را در زمان قدیم داشته است و تا عهد قاجار چاقو و خنجر سازی و تیرو کمان سازی شغل آهنگران این منطقه بوده است.
    نادر شاه در ۱۱۵۱ قمری بعد از شکست توپال پاشای عثمانی و گرفتن بغداد هنگام عبور از اورمانات طوایف کاکه ای یا کاکو ای که در اطراف کرکوک هم سکونت دارند با خود به مازندران و گلستان امروزی آورد و در رکاب خود قرار داد که اکنون در ارته قادیکلای قائمشهر و پنبه چوله ساری به نام کردهای کاکویی و جهان بیگلو معروفند.

    همچنین از شهر پاوه طایفه های کیانی و از شهر زور عراق طایفه ای کرد جاف به نام عاقلی (عقیلی )که نام کوهی در اطراف دربند خان عراق است را چون تیراندازان ماهر و باروت سازان قابلی بودند برای تجهیز سپاه خود و دفع ترکمن ها به شهرهای مازندران و استرآباد حمله میکردند و همراه خود آورده و میرزا شفیع بیگ و احمد خان کیانی یا کیا رئیس را از ملازمان خود نموده و به کردکوی کوچ داد که با آمدن آنها دست ترکمن ها از این خطه قطع شد و ضربات سختی را طایفه ی کیانی و عقیلی به آنها وارد آوردند اکنون در پاوه مناطقی به نام طایفه ی کیانی هنوز بر سر زبان ها است مثلا محل دهکده کیانی ها و که یانی (hana wkayani) یا چشمه کیانی در غرب پاوه وجود دارد و چندین باغ و محل هم مثل تهیل که یانی (taile kayani) درخت معروف طا در شرق پاوه که به نام کیانی است
    و نادرشاه سحراب کیانی و عنایت بسطامی که از آهنگران قابل پاوه بودند برای خنجر سازی و تهیه باروت برای زنبورک های سپاه خود به همراه خویش به کردکوی آورد و حتی محمد بیگی نودشه ای (نودیجه ای ) و شاباز زاوری (ساوری) را که نقش کش جنگی با صد در صد پیروزی بودند همراه سپاه خویش به محل فعلی کردکوی آورده و اکنون نام نودیجه (نودشه ) و زاور (ساور) در شمال غربی پاوه که دو محل معروفند بر زبان مردم جاری است و زنبوک های نادرشاه که توپ های آتش زا بودند توسط دلاوران کیانی و عقیلی راه اندازی میشد و پیروزی سپاه نادر در گشودن قلعه ها به کمک همین توپ های قلعه کوب بود

    مردم کیانی پاوه در کردکوی در سال ۱۱۵۴ تمرکز یافته ولی طایفه ی عقیلی و نادر برای سرکوب افغانان به اصفهان برده و بع از شکست افغان ها سال بعد به کردکوی بازگشتند وهمچنین طایفه ی صباغان را نارد از کرمانشاه به حدود کردکوی کوچانید و اکنون این طایفه در کرمانشاه دیده می شود اما طایفه ی منوچهری و کرد رستمی هم توسط نادر از اورامانات و بندگز کوچ داده شدند تا دافع ترکمن ها باشند.در غرب پاوه دهکده ای به نام نوریابوجود داردکه بزرگان کیانی پاوه قدیم در آنجا می زیسته اند و آن محل به نام میرآباد پاوه و دیله ملک آنها بوده است که با آمدن آنها به کردکوی محل آهنا کردان جاف ولدبیگی تصرف کردند.ولی هنوز نام چشمه کیانی در این ده موجود است و گفته می شود نور یاب نام دستگاهی بافنده بود که پارچه بافان کیانی در قدیم از گیاه کنف توسط این دستگاه عالی ترین پارچه کتانی ار به نام هلاوه می بافتند و نام این دستگاه بعدا برای این دهکده هم انتخاب شد. نادرشاه مردم دهکده های کلاته و سرکلاته وسوته را هم که در اطراف مریوان اکنون به همان نام وجود دارند به گرگان قدیم کوچانید تا سد ترکمن ها باشند و حتی کردان ایروان را هم که ارمنی بودند به ایلوار (از ایروان ارمنستان گرفته شده) و لیوان کوچ داد.که لیوان و مردم ده لیقوان تبریز هردو نام ارمنی بوده و به این حدود کوچانیده شدند.

    منابع:

    ۱-کتاب کردان مهاجر به مازندران و استر آباد و خراسان -نوشته ی مینورسکی نویسنده روس-ترجمه :ژیلا شهابی در سال ۱۳۴۰

    ۲-کتاب عشایر رکاب نادر شاه -نوشته راولینسون انگلیسی – ترجمه : سامان جهان سوز در سال ۱۳۳۸

    ۳-کتاب کردنامه نوشته ایلزئوس آلمانی ترجمه: دکتر احمد آرام سال ۱۳۳۶

    موضوعات مرتبط: گرگان
    ۱۰۱ رای
    [ دوشنبه ۶ آبان۱۳۸۷ ] [ ۱۷:۳۸ بعد از ظهر ] [ سعید و وحید رحیمی نژاد ]
    آرشیو نظرات

    ————————
    با توجه به مطالب بالا که در سال ۱۳۸۷ نوشته شده اند و مربوط به وبلاگ نودیجه می باشند، اینگونه استنباط می شود که نویسنده استنادش این مطالب بوده است.

      هادی محمودی تیر ۱۶, ۱۳۹۶ - ۰۱:۲۳
      0
      0

      سلام دوست گرامی

      در درجه اول اگر متن رو به دقت مطالعه میکردید میدید در انتهای مقاله از این وبلاگ نیز به رسم امانت داری نام برده شده است .

      ثانیا اگر متن وبلاگ ذکر شده نیز به دقت مطالعه می دید که اشباهات فراوانی در آن است و تفاوت های فاحشی با مقاله بنده دارد و مطالب ذکر شده بسیار کوتاه و در حد یک دهم مقاله بنده است و بسیاری از مطالب مقاله بنده در آن موجود نیست (البته خود مقاله نیز خلاصه شده است)

      بجز وبلاگ نام برده شده چندین سایت دیگر نیز به آن اشاره کرده اند البته با اشتباهات و تحریفات بسیار.

      در تحقیقات تاریخی پژوهشگر موظف است از منابع مختلف بهره ببرد و صحت و سقم آنها را برسی کند .
      بنده نیز این وظیفه را انجام داده ام .

      اگر سوال یا ابهام دیگری دار در خدمتتون هستم .
      .

    ساسان نقی زاده تیر ۱۵, ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۵
    2
    0

    عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت آقای محمودی و کاربران عزیز این سایت:قبل از هر چیز لازم میدانم این نکته را عرض بکنم که این متن شمارا چندین بار مطالعه نموده ام و اکثر منابعی را که مطرح نموده اید نویسندگان آن برای کسانی که در تاریخ مطالعه دارند قابل احترام هستند و اگر خلاف ادعای آنان گفته شود دلیل بر بی اهمیت نمودن و کوچک شدن این نویسندگان نیست.
    زیرا به انسان قوه عقل داده شده که در بعضی مواقع در برابر بعضی از مطالب دور از ذهن آنها را با قوه عقل خود مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.
    نکته اول :در این متن اعتقاد شما مبنی بر اینکه سیصد سال پیش همه مردم شهر پاوه و نودشه به گلستان و مازندران تبعید شده و این دو شهر خالی از سکنه شده و عشایر جاف و ایلهای هورام در پاوه و نودشه سکنی گزدیده اند به احتمال زیاد دور از واقعیت میباشد( زیرا اگر این نظر شما درست باشد که نادر شاه از مردم این مناطق برای ساخت باروت و سلاح استفاده کرده باشد به نظر من می تواند افراد نخبه و متبحر در آهنگری را به مازندران و گلستان انتقال داده باشد نه کل شهرهای پاوه و نودشه).
    نکته دوم :شما عنوان کرده اید سیصد سال پیش شهر پاوه و نودشه سی الی چهل هزار خانوار داشته(میانگین هر خانواده اگر پنج نفر بوده باشد چیزی حول و حوش صدو پنجاه الی دویست هزار نفر)که این مورد نیز باورش برای من خیلی سخت می باشد.

      هادی محمودی تیر ۱۶, ۱۳۹۶ - ۰۱:۴۷
      0
      2

      سلام جناب نقی زاده عزیز .

      با تشکر از توجه شما بزرگوار به مقاله بنده .

      اما بعد :
      در خصوص نکته اول که فرمودید ، نادرشاه افشار علاوه براین قضیه ، مردم بسیار دیگری از جاهای مختلف مثلا حوزه دربندی خان عراق را به مناطق شمال ایران مهاجرت داد.

      بر اساس منابع تحقیق ؛ نادر شاه افشار سیاستی که در تبعید مردم همه مناطق داشت داشت بلندمدت بود ، تا مردم کوچ داده شده پس از چند سال به مناطق خود باز نگردند ، مهمترین عامل نیز این بود که اگر مردم تبعید شده دارای تعلقات نسبی و سببی با کسانی داشته باشند که هنوز در مناطق قبلی باشند امکان فرار و بازگشتان زیاد است ، از این رو نادرشاه افشار همه مردم مناطق ذکر شده را تبعید میکرد تا هیچ وابستگی دیگری باقی نماند و احتمال بازگشت و فرار مردم کوچ داده شده(حتی پس از مرگ خودش) به صفر برسد .

      که البته این سیاست نادر شاه نیز موفقیت آمیز بودم و حتی پس از مرگ نادر شاه نیز مردم کوچ داده شده باز نگشتند .

      مردم آن زمان پاوه و نودشه نیز این قاعده مستثنی نبودند .

      نکته دوم که فرمودید :
      بنده هیچ سعی ای در باوراندن هیچ مطلبی به هیچ شخصی ندارم و نخواهم کرد.

      بنده با توجه به پژوهش های تاریخی ای دارم ، به نگارش موضوعات مختلف میپردازم .

      اما اگر جنابعالی در پی اثبات موضوع خاصی برای خودتان هستید ، میتوانید تاریخچه تبعید کردان کردستان به به شهرهای شیروان ، بجنورد ، اسفراین و قوچان را مطالعه بفرمائید تا اطمینان حاصل کنید .

      اگر ابهام دیگری برایتان باقی مانده است ، بنده در خدمتم و خوشحال میشوم کمکی بهتان بکنم .

        ساسان نقی زاده تیر ۱۶, ۱۳۹۶ - ۰۸:۳۸
        3
        0

        سلام آقای محمودی عزیز.شما واقعا سفسطه گر قوی هستید و از یادداشتی که نوشتید چه درست و چه غلط به هیچ عنوان در تغییرآن کوتاه نمی آییدو مطالب یادداشت شده خود را بیشتر از هر مورخی قبول دارید و روی آن پافشاری دارید من با این نوع نویسنده ها بحثی ندارم موفق و موید باشید.

          هادی محمودی تیر ۱۶, ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۴
          0
          0

          سلام خدمت جنابعالی

          جناب نقی زاده بنده در تمامی کامنت ها با نهایت ادب و احترام جنابعالی رو خطاب قرار داده ام و از واژه های نامانوس و به دور از ادب استفاده نکرده ام ، از جناب عالی به عنوان یک انسان فرهیخته انتظاری بیشتری میرفت !

          اما بعد :

          اولا :
          دوستان نزدیک بنده هیچکدام تمایل بحث های اجتماعی تاریخی با کسانی که که رشته شون تاریخ نیست ندارند چون اساسا این گونه انسانها دنبال هویت سازی و قهرمان سازی و تاریخ سازی هستند نه جستجوی وقایع رخداده در تاریخ !

          حتی اگر هم این گونه هم نباشند ، چون روشهای پژوهش و تحقیق در مسائل تاریخی را بلدنیستن و صرفا باخواندن چند سند و کتاب فکر میکنند به وقایع تاریخی اشراف دارند و به این دو دلیل بحث با اینگونه انسانها بسیار سخت است !!!

          بنده به دلیل تعلق خاطری که به اورامانات و پاوه دارم وارد بحث با جنابعالی شدم .

          ثانیا چون فکر میکنم جنابعالی هم رشته تون احتمالا علوم انسانی بود است باید بدانید که مباحث علوم انسانی به دو دسته دیالکتیک و پراگماتیسم طبقه بندی میشود که تاریخ در طبقه علوم پراگماتیسم قرار میگیرد و با ذهنیت گرایی کاری ندارد پس اصولا باید بحث های تاریخی مبتنی برسند باشد و اونهم اسناد آزمایش شده در مراکز علمی ، بنده اسنادی رو ارائه کردم که این ویژگی رو داشتند اما متاسفانه جنابعالی خیر و سعی در پیش بردن ذهنیت فاقد سند و مدرک !

          ثالثا آقای نقی زاده گرامی انسانهایی که در زمینه مباحثه علمی کم میاورند به حرف های کوچه بازاری پناه میبرند .
          توصیه میکنم قدری در ادبیات کلامتون تجدید نظر کنید و قدری مطالعه تون رو بیشتر کنید.

          از آشنایی با جنابعالی خوشحال شدم .

          خداحافظ …

    هادی محمودی تیر ۱۵, ۱۳۹۶ - ۱۵:۲۷
    0
    1

    سلام خدمت شما دوست عزیز شهرام و ناشناس

    پاسخ به ابهامات دو بزرگوار :

    تشکر که سوالات دقیق و خوبی پرسیدید.

    این مقاله قسمتی خلاصه شده از یک متن طولانی در خصوص این موضوع بود که تو اون جا با جزئیات دقیقتر و بهتر موضوع تشریح میگردد .

    در خصوص اولین نقد به مطلب :
    روشهای پژوهش در تحقیقات تاریخ عمدتا مبتنی بر روشهای تحلیلی توصیفی ؛ متدولژی های تحقیقات تاریخی (Descriptive analytical methods) میباشد که محقق در این نوع تحقیقات پس از جمع آوری منابع نزدیک به واقعه ؛ به گردآوری منابع متاخر میپردازد ؛ در مرحله بعدی پژوهشگر در صورت اختلاف منابع متقدم با منابع متاخر باید به چرایی اختلاف بین منابع متاخر و متقدم بپردازد و در مرحله آخر به نتیجه گیری منطقی برسد .

    پس اصولا محقق تاریخی نباید به ارجاعات و شفاهیت افواه عامه بپردازد چون پژوهشگر را از مسیر صحیح منحرف میسازد.

    درخصوص نقد دوم :
    این مقاله یک مقاله تاریخی است نه نتایج یک تحقیقات باستان شناسی و اصولا باستان شناسی دانش جدایی از تاریخ است .
    بنده چون در این خصوص تخصص ندارم پس در خصوص تحقیقات باستان شناسی انجا شده نیز اظهار نظری نمیکنم .

    در خصوص نقد سومتون :
    این موضوع که زبان قدیمی تر مردم پاوه و نودشه ایا هورامی بوده است یا خیر ؛ باید به منابع متقدم تر رجوع کرد ؛ اساسا از مکتوبات زمان ساسانیان برمی اید که در گذشته های بسار دور زبان کل منطقه ای که امروز با نام اورامانات میشناسیم هورامی بوده است و به مرور زمان محدوده هورامی زبانی ها تنگ تر و تنگ تر شده است .
    پس قطعا زبان قبل از سیصد سال پاوه و نودشه نیز هورامی بوده است .

    و در آخر چهارمین نقدتون (مسیر تبعید مردم نودشه ):

    میرزامهدى‌خان استرآبادىکه منشى و مورخ نادرشاه بوده و درتمامی مسافرت های و جنگ های نادرشاه همراه بوده و تمامی اقدامات نادرشاه افشار را در هر منطقه ای ثبت میکرده است در کتاب تاریخ جهانگشاى نادرى ذکر میکند که نادر شاه افشار در تمامی لشکر کشی ها با یک لشکر واحد به سوی مقصد حرکت نمی کرده است بلکه با دو سپاه حرکت میکرده است تا در صورت شکست یکی دیگری حمله کند و کار را تمام کند (که این یکی از فنون جنگی نادرشاه بوده است که رمز موفقیت های فراوان او بوده است )
    در آن زمان تنها دو مسیر شناخته به سمت کردکوی و نودیجه ذکر شده است که همین دو مسیر است .

    اما چرا مسیر تبعید دو مسیر بوده است :
    اولا چون پاوه ای ها و نودشه ای در گرگان با هم ادغام نشدند ؛ مردم فاوج (نام قدیم پاوه )در کردکوی و مردم نودیجه (نام قدیم نودشه) در منطقه نودیجه گلستان.

    ثانیا نادر شاه ابتدا به پاوه رسید و طایفه مشهور کیانی پاوه را با خود همراه ساخت .
    پس مسلما نودشه ای های آن زمان همراه سپاه دوم نادرشاه بوده اند .

    امیدوارم پاسخ ها قانع کنند باشد .

    اگر سوال دیگر دارید در خدمتم

      شهرام تیر ۱۶, ۱۳۹۶ - ۰۳:۵۶
      6
      0

      ممنون از توضیحاتتون. طبیعتا قانع کننده نیست. اصولا تاریخ و باستان شناسی ارتباط تنگاتنگی با هم داشته و دارند خصوصا هنگامی که بحث اندازه سکونتگاه ها در میان باشه. شما ادعا کرده اید که شهر پاوه جمعیتی در حد دویست هزار نفر داشته و مرکز آن نوریاب بوده است. جمعیت ۲۰۰ هزار نفر یعنی گستره فیزیکی شهر در آن زمان حدودا پنج تا شش برابر از گستره فیزیکی کنونی بزرگتر بوده است. در صورت صحت این مساله به راحتی باید بشه بقایای این شهر بزرگ رو پیدا کرد. خصوصا این که تنها ۳۰۰ سال از این زمان گذشته. در مورد مسیر مهاجرت (در صورتی که مهاجرتی در کار باشه) هم در بهترین حالت میشه گفت “مسیر احتمالی مهاجرت”.

        هادی محمودی تیر ۱۶, ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۲
        0
        0

        سلام و عرض ادب

        پاسخ به سوالاتتون :

        جمعیت تبعید شگان :

        اگه مقاله رو به دقت مطالعه میکردید ، می دید که بنده گفته ام که در اسناد ذکر شده از تعداد نامی برده نشده است و باید به قرائن مشابه رجوع کرد !!!

        واگر بازهم قدری دقت میکردید میدید گه گفته ام جمعیت پاوه و نودشه نه فقط پاوه !!!

        و اگر بازهم قدری بیشتر دقت میکردید میدید گه گفته ام بین ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار نفر نه ۲۰۰ هزار نفر .

        در خصوص باستان شناسی :

        باستان شناسی بیشتر در جهت کشف تمدن های زیر خاکی و نابود شده در نتیجه حوادث طبیعی و جنگ های خونین و … که بقایایی از اشیای آن زمان موجود است ، نظیر “شهر پمپئی ایتالیا” که تمامی مردم و اشیا و … زیر خراورها خاک مدفون شدند و ۱۵۰۰ سال بعد این شهر زیر زمینی کشف شد و با توجه با اشیا و نوشته های روی دیوارها تاریخ این شهر روشن و تدوین گردید .

        در مورد مسیر تبعید :

        در علم ریاضیات احتمالات مربوط به وقایعی است که دو ویژگی داشته باشند :

        ۱) حالتهای فراوانی برای آن وجود داشته باشد ، معمولا از ۶ حالت بیشتر !

        ۲) هیچ شواهدی در خصوص احتمال وقوع ۶ حالت وجود نداشته باشد و احتمال وقوع همه حالات یکسان و مساوی باشد .

        در متن مقاله نوشته ام که بر اساس اسناد ذکرشده نادر شاه “طایفه مشهور کیانی” را با خود همراه کرده ؛ در درجه دوم چون مسیر حرکت سپاه نادر شاه ثبت شده مسلما مسیر تبعید مردم نودشه راهی غیر از راه اول بوده است .

        پس قطعا و نه احتمالا مسیر تبعید مردم نودشه راه فوق الذکر است .

        اگر باز هم ابهام دیگری دارید ، خوشحال میشوم و منتظر سوالات بعدیتون هستم .

        .

          شهرام تیر ۱۶, ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۳
          4
          0

          دوست عزیز. شما دوست دارید در هر صورت حرف خود رو به کرسی بنشانید بدون این که پشتوانه کافی داشته باشید. اصلا باستان شناسی به کنار. شما که ادعا دارید که مرکز شهر پاوه در آنزمان نوریاب بوده (و حتی اگه حداقل را در نظر بگیریم بین ۵۰ تا ۱۰۰ هزار نفر جمعیت داشته) باید بتونید خرابه هایی از آن شهر رو پیدا کنید و به مخاطب نشان دهید. این حداقل ۵۰ هزار نفر کجا زندگی میکردن؟. شهر کنونی پاوه که گستره آن از نزدیکی های نوریاب تا چورژی میباشد ۵۰ هزار نفر جمعیت نداره اون وقت ما نباید انتظار داشته باشیم بقایای شهر قدیم که حداقل ۵۰ هزار نفر جمعیت داشته موجود باشه؟. مسیر تبعید ربطی به ریاضیات و احتمال نداره. مسیر از متصل کردن مختصات جغرافیایی به دست میاد و شما تنها میتونید درصورتی در مورد قطعیت مسیر نظر بدید که در مورد این مهاجرت سفرنامه ای نوشته شده باشه و مسیر سفر حداقل شهر به شهر ثبت شده باشه (انتظار هم ندارم که از جی پی اس برای قطعیت استفاده کنید). هدف من و امثال من تخریب شما نیست و تنها دوست داریم که در صورتی که ادعایی از طرف هر کسی مطرح میشه این ادعا با مدرک و دلیل قوی قابل اثبات باشه. شما میتونید این مطالب رو در کتابتون چاپ کنید ولی مطمئنا کسانی خواهند بود که این مساله رو تا زمانی که به صورت علمی اثبات نشده باشه قبول نکنند. ولی این رو هم در نظر داشته باشید که کتابتون ممکنه در دراز مدت گمراه کننده باشه. در صورتی که فرد دیگری حاضر نباشه در رد کتاب شما کتاب یا مقاله ای منتشر کنه طبیعتا امکان داره به فرض ۱۰۰۰ سال دیگه از کتاب شما به عنوان سند یاد بشه. مطمئنا اگه به اخلاق علمی پایبند باشید بر روی این موضوع بیشتر فکر خواهید کرد و حداقل تا این حد رادیکال نظر نمیدین.

            هادی محمودی تیر ۱۶, ۱۳۹۶ - ۱۹:۱۷
            0
            0

            سلام و عرض ادب و احترام

            بی جهت نیست که عرض کردم که بنده کوچکترین سعی ای برای باوراندن این مطلب به کسی نمیکنم و نخواهم کرد ، چون اگر کسی نخواهد حقیقت را بپذیرد نمیپذیرد و فقط خود را در گمراهی اسیر میکند و فقط به خودش زیان میرساند .

            بنده فقط بر اساس مدارک و مستندات واقعیت را بیان میکنم و باقی دیگر با من نیست .

            بدون شک اگر بنده یک ماشین زمان اختراع میکردم و جنابعالی را با خود به سیصد یال پیش میبردم و واقعیت را به شما نشان میدام ، قطعا چشم های خود را میبستید و حاضر نبودید نگاه کنید !!!

            اما بعد فرمودید مدارک و پشتوانه کافی برای اثبات ، خوب این سوال رو از خودتون بپرسید که چه شده است که اشخاصی مانند پرفسور ولادمیر مینرسکی و راولینسون و … که سالهای فراوانی از عمرشان را در مطالعه و تحقیق گذاشته اند و این اظهارات را بیان داشته اند اما شما به راحتی این مطلب رو رد مکینید ؟؟؟

            ایا نباید به خودتون شک کنید ؟؟؟

            به هر حال بنده آخرین صحبتم را با جنابعالی میکنم و دیگر به این بحث بی فایده ادامه نمیدهم (چون شما از اساس همه چیز رو رد کردید)

            امروز شخصی با نام فواد کیانی از روستای نوریاب با من تماس گرفت و اطلاعات جدیدی در اختیارم گذاشت ، برام اس کرد و ازاش اجازه گرفتم که درج کنم .

            عین پیام ایشون :
            “سلام جناب محمودی باعرض ادب.
            غرض از مزاحمت عرض ادبی بود و در رابطه با موضوع تبعید زمان نادر شاه در مورد طایفه کیانی میباشد.
            اسم یه درخت تاوله و یه باغ چشمه کیانی آوردی که درخت تاوله حی و حاضر هم همین حالا در بیمیر به اسم تاوله کریم کیانی معروف میباشد. در مورد باغ (چشمه کیانی)هم حی و حاضر در تصرف پدر اینجانب به اسم( آب خوره که همان چشمه کیانی هستش) میباشد که قدمت این باغ هم بر میگردد به یک دو قرن پیش.”

            اگر در جستجوی حقیقت هستید و دنبال آثار باستانی تشریف ببرید نوریاب و از نزدیک عده ای از طایفه کیانی که در زمان رضا شاه به آن منطقه برگشته اند رو ببینید و اون مکان ها رو هم همینطور .

            خداحافظ
            .

    سيد احسن احمدي تیر ۱۵, ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۲
    0
    1

    با سلام
    از زحمات شما برای تحقیق و گردآوری این مطالب تاریخی ارزنده بسیار سپاسگذارم
    ای کاش این بخش از کتاب در حال تدوین شما که در خصوص منطقه و مردم اورامانات اطلاعات جدید و تکان دهنده ای دارد بصورت یک کتاب مجزا تدوین و چاپ شود تا به راحتی در اختیار عموم قرار گیرد
    با سپاس فراوان

      هادی محمودی تیر ۱۵, ۱۳۹۶ - ۲۳:۴۸
      0
      0

      سلام آقای احمدی بزرگوار .

      پیشنهاد در خور تاملی بود .

      اما نگارش چنین کتابی نیازمند اسناد و مدارک فراوانی است و تدوین چنین کتابی بسیار سخت !

      چون تا به حال رو آن کار نشده است زمانبر است و کار زیادی میخواهد .

      باید بیشتر روش فکر کنم ، تا چه پبش آید .

      ممنون از لطف و سپاس از پیشنهادتون .

    ن م تیر ۱۵, ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۵
    0
    0

    خیلی جالب بود دست مریضاد

    شهرام تیر ۱۵, ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۵
    3
    0

    تحقیق های این چنینی طبیعتا لازم هستند ولی نتیجه گیرهای مطرح شده بسیار رادیکال هستند و تنها زمانی میتوان با این قطعیت نظر داد که روش های علمی متنوعی به کار برده شده باشند. مثلا ادعا در مورد این که پاوه و نوتشه شهرهای بزرگی بوده اند و نوریاب مرکز پاوه بوده رو باید بشه با کاوش های ساده باستان شناسی مورد بررسی قرار داد. خصوصا که این مساله به قول نویسنده مربوط به تنها ۳۰۰ سال قبل میباشد که از لحاظ تاریخی خیلی زمان زیادی نیست. نکته شبهه برانگیز دیگر آن است که با توجه به این که تنها ۳۰۰ سال از این حادثه میگذرد چطور جریانات مربوطه حداقل به صورت شفاهی در میان مردم منطقه و به صورت نسل به نسل منتقل نشده است؟ مردمی که جایگزین هزاران خانوار مهاجرت داده شده اند از کجا آمده اند و از کجا معلوم که زبان مردن مهاجرت داده شده با زبان مردم قبلی پاوه و نودشه یکی بوده است؟ مسیر مهاجرت پاوه ای ها و نودشه ای ها چرا یکسان نیست و مسیر بر چه اساسی ترسیم شده؟ و چندین سوال دیگه که تنها با یک بار خواندن مقاله به ذهن میرسه.

    ناشناس تیر ۱۵, ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۰
    1
    0

    موارد مربوط به روستای نوریاو و … درست به نظر می رسد اما در مورد اینکه جمعیت پاوه سیصد سال قبل بیشتر از جمعیت کنونی بوده است مقداری شک دارم چون هیچ نشانه ای از آن وجود ندارد و سیصد سال هم برای از بین رفتن نشانه های یک شهر بزرگ زیاد نیست.

نقد و بررسی

مهمترین اخبار