مشروح اخبار
سرطان از رنج سرطان تا درد بی‌پولی

پایگاه تحلیلی خبری پاوه پرس؛ امیرمحمد مثل هر روز با برادر کوچکش بازی می‌کرد و غرق خنده و شادی بود که نمی‌داند برای چه پایش ناگهان میان دو لَتِ در حیاط خانه گیر افتاد و در یک چشم به هم زدن مثل متکا باد کرد و مایع زردرنگی که می‌گفت مخلوطی از آب و چرک ا...